دانشگاه های معتبر مورد تایید وزرات بهداشت پزشکی برای تحصیل در خارج از کشور

با افزایش تقاضا برای تحصیل یا تکمیل تحصیلات در گروه علوم پزشکی در خارج از کشور ، ‌هر ساله تعداد زیادی از هموطنان ما جهت تحصیل رهسپار خارج از کشور می‌گردند. در این راستا مرکز امور دانشجویی با بررسی سطح علمی و آموزشی دانشگاه‌ها و مراکز علمی خارج از کشور، لیست دانشگاههای دارای اعتبار جهت تحصیل را اعلام می‌نماید تا متقاضیان با انتخاب صحیح محل تحصیل، در بازگشت به کشور جهت ارزشیابی مدرک تحصیل خود با مشکل مواجه نگردند.
قابل ذکر است لیست دانشگاههای معتبر با بررسیهای مستمر که در این خصوص به عمل می‌آیدقابل تغییر است. لذا تغییرات بعمل آمده بصورت اصلاحیه یا مکمل این مجموعه منتشر می‌گردد.

نکات مهم
ارزشیابی مدارک تحصیلی خارجی دانشگاههای معتبر اعلام شده طبق ضوابط مصوب در شورایعالی ارزشیابی و پس از طرح در کمیسیونهای مربوطه انجام می‌گردد.
ضوابط ارزشیابی مدارک تحصیلی دانشگاههایی که بصورت معتبر مشروط، اعلام شده‌اند به شرح زیر می‌باشد:
 ۱. شرکت و قبولی در امتحان جامع علوم‌پایه برای رشته‌های پزشکی ، دندانپزشکی و داروسازی (بجز کشور مجارستان)
 ۲. برای دانشجویان رشته پزشکی قبولی در امتحان پره‌انترنی و گذراندن دوره انترنی در کشور
 ۳. برای دانشجویان رشته‌های دندانپزشکی و داروسازی شرکت در امتحان جایابی و تکمیل دوره
 ۴. دانشجویان شاغل به تحصیل در مقطع عمومی در دانشگاههای معتبر مشروط که متقاضی انتقال به داخل کشور می‌باشند در صورت داشتن سایر شرایط مندرج در آئین‌نامه انتقال ملزم به قبولی در امتحان جامع علوم پایه می‌باشند.
 ۵. برای دانشجویانی که از تاریخ ۱/۹/۲۰۰۳ در یکی از دانشگاههای معتبر مشروط در رشته‌های پزشکی، دندانپزشکی و یا داروسازی شروع به تحصیل نمایند ارزشیابی بر اساس شرایط فوق‌الذکرصورت خواهد گرفت که:
الف: معدل کتبی دیپلم دبیرستان نظام قدیم از ۱۵ به بالا و نظام جدید (پیش‌دانشگاهی) از ۱۶ به بالا باشد.
ب ـ دیپلم دوره دبیرستان علوم تجربی یا ریاضی و فیزیک باشد.

· برای ارزشیابی مدرک مقطع عمومی دانش‌آموختگان دوره‌های اوردیناتوری یا اسپیرانتوری در رشته‌های پزشکی و دندانپزشکی و همچنین برای دانش‌آموختگان رشته‌های غیر بالینی که مدرک Ph. D اخذ نموده‌اند (از قبیل داروسازی و رشته‌های علوم پایه پزشکی شرط شرکت و قبولی در امتحان علوم پایه حذف می‌شود.
· برای کلیه افرادیکه از تاریخ اول سپتامبر ۲۰۰۵ تحصیل خود را در یکی از دانشگاههای معتبر اعلام شده در کشورهای روسیه، بلاروس، اوکراین، ارمنستان و آذربایجان آغاز می‌نمایند، در صورتی که فقط مدرک اوردیناتوری یا اسپیرانتوری داشته باشند ملزم به شرکت در امتحان علوم پایه وطی سایرمراحل اعلام شده قبلی می‌باشند و در صورت داشتن مدرک اوردیناتوری و آسپیرانتوری امتحان علوم پایه حذف می‌شود.

دانش‌آموختگان مقاطع تخصصی رشته‌های پزشکی دانشگاههای معتبر اعلام شده در کشورهای روسیه، بلاروس، اوکراین، آذربایجان و ارمنستان پس از انجام مراحل ارزشیابی مدرک مقطع عمومی جهت ارزشیابی مقطع تخصصی مکلف به شرکت در امتحانات ورودی دستیاری پزشکی و در صورت کسب ۶۰% نمره بالا‌ترین نمره اخذ شده در امتحان پذیرش دستیاری مدرک تخصصی مورد ارزشیابی و کسری دوره تخصصی جهت تکمیل دوره تعیین خواهد شد.
مدرک دانش‌آموختگان مقطع Ph. D رشته‌های داروسازی، علوم‌پایه پزشکی و بهداشت پس از انجام مراحل ارزشیابی مدرک مقطع قبلی (لیسانس، فوق‌لیسانس و یا دکترای عمومی گروه پزشکی) بر اساس سیستم نظام آموزشی بصورت دکترای پژوهشی یا دکترای تخصصی ارزشیابی خواهد شد.
با توجه به طول و عرض دوره‌های تخصصی (بالینی، غیر بالینی و Ph. D) در دانشگاههای کشورهای روسیه، بلاروس، اوکراین، آذربایجان، ارمنستان و عدم همحوانی با دوره‌های تخصصی داخل کشور، امکان انتقال دانشجویان شاغل به تحصیل در دوره‌های تخصصی علوم پزشکی از دانشگاههای کشورهای مذکور به دانشگاههای داخل کشور وجود ندارد.

۶. شرایط اختصاصی انتقال در مقاطع کاردانی، کار‌شناسی و دکترای عمومی به شرح ذیل می‌باشد:

میانگین نمرات امتحان کتبی پایان دوره متوسطه نظام قدیم یا میانگین کل پایان دوره پیش‌دانشگاهی نظام جدید متقاضی نباید برای انتقال به دوره‌های کاردانی از ۱۲ و دوره‌های کار‌شناسی پیوسته و ناپیوسته کمتر از ۱۴ باشد.
میانگین نمرات امتحان پایان دوره متوسطه متقاضیان انتقال دیپلمه نظام قدیم در مقاطع دکترای عمومی (پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی) نباید کمتر از ۱۶ و میانگین کل پایان‌ دوره پیش‌دانشگاهی دیپلمه‌های نظام جدید نباید کمتر از ۱۷ باشد.
میانگین نمرات پایان مقطع کار‌شناسی برای متقاضیان انتقال در مقطع کار‌شناسی ارشد ناپیوسته نباید کمتر از ۱۵ باشد.
حداقل واحد گذرانده شده یا معادل آن در نظام تحصیلی سالانه و حداقل میانگین قابل قبول در دانشگاه مبدا در مقاطع مختلف تحصیلی به شرح ذیل است:
الف ـ برای انتقال در مقاطع کاردانی و کار‌شناسی ناپیوسته دانشجو می‌بایست حداقل ۱۸ واحد درسی یا یک نیمسال تحصیلی در نظام سالانه را با حداقل میانگین نمرات ۱۴ در دانشگاه مبدا گذرانده باشد.
ب ـ برای انتقال در مقطع کار‌شناسی پیوسته دانشجو می‌بایست حداقل ۳۶ واحد درسی یا دو نیمسال تحصیلی با حداقل میانگین نمرات ۱۴ در دانشگاه مبدا گذرانده باشد.
ج ـ برای انتقال در مقطع کار‌شناسی ارشد ناپیوسته دانشجو باید حداقل ۱۶ واحد درسی یا دو نیمسال تحصیلی در نظام سالانه را با حداقل میانگین کل نمرات ۱۵ در دانشگاه مبدا گذرانده باشد.
د ـ برای انتقال در مقاطع دکترای عمومی (پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی) دانشجو باید حداقل ۷۲ واحد درسی در نظام واحدی یا ۴ نیمسال تحصیلی در نظام سالانه را با حداقل میانگین کل نمرات ۱۵ در دانشگاه مبدا گذرانده باشد.
۱- شرایط انتقال دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در دوره دستیاری خارج از کشور به یکی از دانشگاههای داخل کشور به شرح ذیل می‌باشد:
دارا بودن مدرک دکترای عمومی مورد تایید وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
گذراندن حداقل نیمی از دوره دستیاری در خارج از کشور (بر اساس طول دوره دستیاری در داخل کشور) در یکی از دانشگاههای مورد تایید که انتقال در دوره دستیاری از آن دانشگاه توسط شورایعالی ارزشیابی مدارک، مجاز اعلام گردیده است.
شرکت در امتحان دستیاری داخل کشور و کسب حداقل ۸۰ درصد نمره آخرین فرد پذیرفته شده در سهمیه آزاد در‌‌ همان رشته و‌‌ همان سال در آن دانشگاه.
تعیین سطح دستیاری پس از امتحانات علمی و عملی
طبق مصوبه شورای عالی ارزشیابی مورخ ۱۹/۱۰/۸۸، دانشگاههای معتبر در کشور فیلیپین در کلیه رشته‌ها:
۱- Up) University of Philippine)
۲- دانشگاه سنت توماس (Saint Thomas university)
ضمناً سایر دانشگاه‌ها از آخر ژولای ۲۰۱۰ به بعد غیرمعتبر اعلام می‌گردد.

لیست دانشگاههای معتبر در کشورهای مختلف

دانشگاههای مورد تائید در کشور آرژانتین
 دانشگاه دولتی بوئنوس آیرس Universidad Buenos Aires
دانشگاه کوردوبا Universidad National De Cordoba
دانشگاه خصوصی السالوادور Universidad Del Salvador (University of the Saviour)

دانشگاههای مورد تائیددر کشور آفریقای جنوبی
 دانشگاه ویت واترسرند University of Witwatersrand (wits)
دانشگاه ناتال University of Natal
دانشگاه کیپ تاون Cape Town University
دانشگاه پرتوریا University of Pretoria

دانشگاههای مورد تائید در کشور آلمان
دانشگاه گوتینگن George August Gottingen
دانشگاه آخن Rheinisch-Westfalische Technische Hochshule-AACHEN
دانشگاه آزاد برلین Freie Universitat Berlin
دانشگاه بوخوم Ruhr-Universitat Bochum
دانشگاه بن Rheinish Friedrich-Wilhelms-Universitat Bonn
دانشگاه دوسلدورف Universitat Dusseldorf
دانشگاه اسن University Essen
دانشگاه فرانکفورت Johann Wolfgang Goethe Universitat Frankfurt
دانشگاه فرایبورگ Albert Ludsig Universitat Freiburg
دانشگاه هانوور Universitat Hannover
دانشگاه هایدلبرگ Ruprech-karls Universitat Heidelberg
دانشگاه کیل Christian-Albrechts Universitat zu Kiel
دانشگاه مونیخ Ludwig-Maximilians Universitat Munchen
دانشگاه مونس‌تر Wetfalische Wilhdms Universitat Munster
دانشگاه ماربورگPhilipps – Universitat Marburg
دانشگاه ورتز بورگ Bayerische –julius-Maxilions Universitat wurtzburg
دانشگاه ارلانگن Erlangon Universitat
دانشگاه هامبولت Humboldt University
دانشگاه هامبورگ Universitat Hamburg
دانشگاه ماینس University Johannes Gutenberg، Mainz
دانشگاه مونیخ Ludwig-Maximilians University Munchen
دانشگاه بیلفلد University Bielefeld
دانشگاه توبینگن Eberhard Karls University tubingen (University of Tubingen)
دانشگاه Techniche Universitat Munchen
دانشگاه سارلند Universitat Des saarlandes
دانشگاه گیسن Justus-Liebig universiat Giessen
دانشگاه کلن Koln universiat

دانشگاههای مورد تائید در کشور آمریکا
 دانشگاه‌ها و رشته‌های مورد تایید بر اساس گزارش گورمن (Gorman Report) و کتاب (Higher Education Directory) مورد تائیدوزارت فرهنگ و رفاه آمریکا می‌باشد.

دانشگاههای مورد تائید در کشور اتریش
 دانشگاه وین Universitat Wien (Vienna University)
دانشگاه گراتس Karl- Franzens Universitat Graz (Graz University)

دانشگاههای مورد تائید در کشور اردن
 دانشگاه علوم و تکنولوژی اردن Jordan University of Science and Technology

دانشگاههای مورد تائید در کشور ارمنستان ** از ابتدای سال ۲۰۱۰ غیرمعتبر می‌باشد.
* اعتبار دانشگاه زیر بصورت مشروط می‌باشد
دانشگاه دولتی ایروان Yerevan State Medical University (Mkhitar Heratsi)

دانشگاههای مورد تائید در کشور اسپانیا
 دانشگاه دولتی بارسلونا Universidad De Barcelona
دانشگاه گرانادا Universidad De Granada
دانشگاه کامپلوتنس مادرید Universidad Autonoma De Madrid
دانشگاه اتونوما مادرید Universidad Autonoma De Madrid
دانشگاه والنسیا Universidad De Valencia

دانشگاههای مورد تائید در کشور استرالیا
 دانشگاه سیدنی The University of Sydney
دانشگاه ولونگونگ The University of Wollongong
دانشگاه کوئینزلند The University of Queensland
دانشگاه آدلاید The University of Adelaide
دانشگاه نیوسات ولز The University of New South Wales
دانشگاه ملبورن The University of Melbourn
دانشگاه تاسمانی The University of Tasmania
دانشگاه وسترن استرالیا The University of Western Australia
دانشگاه موناش The University of Monash University
چارلز استوارت Charls Sturt University
دانشگاه QUT Queensland University of Technology
دانشگاه فلیندرز Flinders University
دانشگاه نیوکاسل Newcastle University of
دانشگاه ملی استرالیا Australian National University
کالج طب اورژانس استرالیاAustralian College for Emergency Medicine (ACEM)
دانشکده علوم بیولوژی و تکنولوژی دانشگاه مرداخ Murdoch
دانشگاه کرتن Curtin University of technology
دانشگاه تکنولوژی سیدنی University of Technology Sydney (UTS)

دانشگاههای مورد تائید در کشور اسلواک
* اعتباردانشگاههای زیر بصورت مشروط می‌باشد
دانشگاه کامنیوس در براتیسلاوا Comenius University of Bratislava
دانشکده پزشکی مارتین جسینیوس Martin-Jesenius of Medicine

دانشگاههای مورد تائید در کشور انگلستان
 دانشگاه آکسفورد Oxford University
دانشگاه استون Aston University
دانشگاه ادین برو University of Edinburgh
انستیتو افتالمولوژی Institute of Ophthalmology
انستیتو سلامت کودکان B. P. M. F (Institute of Child Health)
دانشگاه استراتکلاید University of Strathclyde
انستیتو اعصاب Institute of Neurology
دانشگاه بات University of Bath
دانشکده‌های پزشکی وابسته به بیمارستانهای سلطنتی School of Medicine (Royal Hospitals)
دانشگاه بریستول University of Bristol
دانشکده پزشکی بیمارستان سنت جورج St. George» s Hospital Medical School
دانشگاه داندی University of Dundee
دانشگاه ریدینگ University of Reading
دانشگاه ساری University of Surrey
دانشگاه شفیلد University of Sheffield
دانشگاه کنت University of Kent
کالج پزشکی بیمارستان لندن London Hospital Medical College
دانشگاه گلاسکو University of Glasgow
دانشگاه لیس‌تر University of Leicester
دانشگاه لیورپول University of Liverpool
دانشکده بهداشت و پزشکی مناطق گرمسیری London School of hygiene and tropical Medicine
دانشگاه ناتینگهام University of Nottingham
دانشگاه نیوکاسل University of Newcastle Upon tyne
دانشگاه وارویک University of Warwick
دانشگاه کالج لندن U. C. L (University College of London)
دانشگاه یورک University of York
دانشگاه بیرمنگام University of Birmingham
دانشگاه دورهام University of Durham
دانشگاه ساسکس University of Sussex
دانشگاه ساتهمپتون University of Southampton
دانشگاه کمبریج University of Cambridge
کنیگز کالج لندن King» s College London
دانشگاه کاردیف University of Wales College of Cardiff
دانشگاه لانکس‌تر University of Lancaster
دانشگاه لیدز University of Leeds
دانشگاه منچس‌تر University of Manchester
کالج پزشکی سلطنتی Royal College of Medicine
دانشگاه نورویج University of Norwich
دانشگاه ولز University of Wales
دانشگاه آبردین University of Aberdeen
امپریال کالج لندن London Imperial College
دانشگاه اندروز University of ST Andrews
دانشگاه ایست انگلیا University of East Anglia
انستتیو تحقیقات سرطان B. P. M. F (Institute of Cancer research)
انستتیو روانپزشکیM. P. M. F
دانشگاه کیل‌ Keel University
اتحادیه دانشکده‌های پزشکی و دندانپزشکی
United Medical & Dental Schools
Heart and Lung Institute School of Pharmacy B. P. M. F National
دانشگاه سالفورد University Salford
دانشگاه برونل University Brunel
دانشگاه برادفورد University Bradford
دانشگاه لیورپول جان مورسLiverpool John Moores University
دانشگاه لاخ بروLoughborough University
دانشگاه می‌دل سکسMiddlesex University
دانشگاه سیتی CITY University
دانشگاه متروپولیتن London Metropolitan University
دانشگاه کینگزتون Kingston University

دانشگاههای مورد تائید در کشور اوکراین ** از ابتدای سال ۲۰۱۰ غیرمعتبر می‌باشد.
* اعتبار دانشگاههای زیر بصورت مشروط می‌باشد
دانشگاه دولتی کیف (بوگومولتس) Bogomolets National Medical University
آکادمی تخصصی پزشکی کیف Kyiv Medical Academy of Post-Graduate Education (P. L. Shupyk)

دانشگاههای مورد تائید در کشور ایتالیا
 مدارک تحصیلی کلیه دانشگاههای علوم پزشکی کشور ایتالیا با شرایط یکسان طبق ضوابط اعلام شده قابل ارزشیابی می‌باشد.

دانشگاههای مورد تائید در کشور ایرلند جنوبی
 دانشگاه ملی ایرلند National University of Ireland (The Royal College of Surgeons in Ireland)

دانشگاههای مورد تائید در کشور ایرلند شمالی
 دانشگاه ملی کوئینز Queen» s University

دانشگاههای مورد تائید در کشور بلژیک
 دانشگاه آزاد بروکسل Free University of Brussels (Universite Libre De Bruxelies)
دانشگاه کاتولیک لوون Catholic University of Louvain (katholieke Universite Leuven)
دانشگاه لیژ Universite De Letat A liege
دانشگاه گنتUniversity of Ghent

دانشگاههای مورد تائید در کشور بنگلادش
 دانشگاه داکا University of Dhaka

دانشگاههای مورد تائید در کشور پاکستان
 دانشگاه سند University of Sind
دانشگاه کراچی University of Karachi
دانشگاه پنجاب (کینگ ادوارد، فاطمه جناح، علامه اقبال) University of Punjab
دانشگاه پیشاور University of Peshawar
دانشگاه بهاولپور University of Bahawalpur
دانشگاه قائد اعظم و کالجهای وابسته (در صورتیکه دانشگاه اعلام نماید کالج مربوطه معتبر و وابسته به دانشگاه می‌باشد و مدرک از دانشگاه صادر گردد) Quaid-e-Azam University

دانشگاههای مورد تائید در کشور ترکیه
 دانشگاه استانبول (دانشکده‌های جراح پاشا و چاپا) Istanbul University (Cerrah Passa، Capa)
دانشگاه حاجت تپه Hacettepe Universiesi
دانشگاه آنکارا Ankara Universitesi
دانشگاه آناتولی Anadolu Universitesi (University of Anatolia)
دانشگاه ۹ ایلول (دوقوز ایلول) Dokuz Eylul Universitesi (۹th sept. University)
دانشگاه غازی Gazi Universitesi
دانشگاه اژه Ege University (Aegean University)
دانشگاه عثمان غازی Osmangazi University
دانشگاه مرمره Marmara University
دانشگاه چکورووا Cukurova University
دانشگاه اولوداغ Uludag University
دانشگاه کارادنیز Karadeniz Technical University
دانشگاه ۱۹ مایس سامسون (Ondoks Mayis University (Samsun University
دانشگاه تراکیا Trakya University

دانشگاههای مورد تائید در کشور چک
 * اعتبار دانشگاههای زیر بصورت مشروط می‌باشد
دانشگاه چارلز در پراگ Charles University، Prague
دانشگاه چارلز در پلزن Charles University، Faculty of medicine in pilsen
دانشگاه هراتس کارلوا Charles University، Hradec Kralove

دانشگاههای مورد تائید در کشور دانمارک
 دانشگاه آرهوس Aarhus University
دانشکده سلطنتی دانمارک (در رشته داروسازی) Royal Danish School

دانشگاههای مورد تائید در کشور روسیه
* اعتبار دانشگاههای زیر بصورت مشروط می‌باشد
آکادمی پزشکی مسکو – سچینوا (دانشگاه شماره یک مسکو) Moscow I. M. Sechenov Medical Institute (رشته داروسازی)
انستیتو دندانپزشکی مسکو Moscow Medical Stomatology Institute N. A Semashko
دانشگاه پزشکی سن پترزبورگ (پاولوف) Sp Pavlov Medical State University
آکادمی تخصصی پزشکی سن پطرزبورگ st. Petersburg State Medical Academy
مرکز چشم پزشکی فیدروفThe S. N. Fyodorov Eye Microsurgery State Institution

دانشگاههای مورد تایید در کشور روسیه سفید (بلاروس)
* اعتبار دانشگاههای زیر بصورت مشروط می‌باشد
آکادمی پزشکی می‌نسک Minsk State Medical Institute
آکادمی تخصصی پزشکی می‌نسکBelarusian Medical Academy of post Graduate Education (BelMAPO)

دانشگاه مورد تایید در کشور سنگاپور
دانشگاه ملی سنگاپور National University of Singapore

دانشگاههای مورد تایید در کشور سوریه
 دانشگاه دمشق University of Damascus
دانشگاه حلب University of Aleppo
دانشگاه تشرین Tishreen University

دانشگاههای مورد تایید در کشور سوئد
 دانشگاه گوتنبرگ Goteborgs University
دانشگاه لوند Lund University
دانشگاه اپسالا Uppsala University
دانشگاه امئو Umea University
انستیتو کارولینسکا Karolinska Institute
دانشگاه لینکشاپینگز Linkopings University

دانشگاههای مورد تایید در کشور سوئیس
دانشگاه ژنو Universite De Geneve
دانشگاه برن Universitat Bern
دانشگاه لوزان Universite De Lausanne
دانشگاه زوریخUniversitat Zurich
دانشگاه بازل (برای رشته داروسازی) Bazel University

دانشگاههای مورد تاییددر کشور فرانسه
 کلیه دانشگاههای دولتی و مورد تائید وزارت فرهنگ و آموزش عالی آن کشور معتبر می‌باشد.

دانشگاههای مورد تاییددر کشور فنلاند
 دانشگاه تامپر University of Tampere
دانشگاه کوپیو University of Kuoipio
دانشگاه اولو University of Oulu
دانشگاه جیواسکیلا University of Jyvaskyla

دانشگاههای مورد تایید در کشور فیلیپین
طبق مصوبه شورای عالی ارزشیابی مورخ ۱۹/۱۰/۸۸، دانشگاههای معتبر در کشور فیلیپین در کلیه رشته‌ها:
۱- Up) University of Philippine)
۲- دانشگاه سنت توماس (Saint Thomas university)
ضمناً سایر دانشگاه‌ها از آخر ژولای ۲۰۱۰ به بعد غیرمعتبر اعلام می‌گردد.
دانشگاه فیلییپن University of the Philippines
دانشگاه سنتوتوماس University of Santo Tomas
دانشگاه فارایسترن Far Eastern University
دانشگاه ویزایاس University of Visayas
دانشگاه سنترواسکولار Centro Escolar University
دانشگاه ایست University of the East
انستیتو پزشکی سیبو Cebu Institute of Medicine Inc
دانشکده پزشکی سیبو Cebu Doctors College
برای رشته دندانپزشکی:
گروه یک:
دانشکده دندانپزشکی دانشگاه دولتی فیلیپینUniversity of the Philippines (UP)
گروه د و:
دانشگاه سن‌تر و اسکولار Centro Escolar University
دانشگاه ایست University of East
گروه سه:
دانشگاه فار ایسترن Far Eastern University
دانشگاه مرکزی مانیل Manil Central University
دانشگاه بگیوUniversity of Baguio
برای رشته داروسازی:
دانشگاه سنت توماس University of Santo Tomas
دانشگاه سن‌تر و اسکولار Centro Escolar University

دانشگاههای مورد تاییددر کشور کانادا
دانشگاه University of Saskatchewan
دانشگاه لاوال Universite Laval
دانشگاه مونترال Universite de Montreal
دانشگاه شربروک Universite de Sherbrooke
دانشگاه مانیتوبا Universite of Manitoba
دانشگاه مک مس‌تر Mc Master University
دانشگاه دلهوزی Dalhousie University
دانشگاه وینزور Windsor University
دانشگاه لتبریج University of Lethbridge
دانشگاه ویکتوریا University of Victoria
دانشگاه گوئلف University of Guelph
دانشگاه بریتیش کلمبیا University of British Columbia
دانشگاه تورنتو University of Toronto
دانشگاه گالگری University of Calgary
دانشگاه اتاوا University of Ottawa
دانشگاه کارلتون Carleton University
دانشگاه آلبرتا University of Alberta
دانشگاه یورک York University
دانشگاه وسترن انتاریو University of Western Ontario
دانشگاه مک گیل Mc. Gill University
دانشگاه واترلو University of Waterloo
دانشگاه کوئین Queen» s University at Kingston
دانشگاه کبک University of Quebec

دانشگاه مورد تاییددر کشور کره جنوبی
 دانشگاه ملی سئول Seoul National University

دانشگاه مورد تاییددر کشور لهستان
* اعتبار دانشگاه زیر بصورت مشروط می‌باشد
دانشگاه ورشو University of Warsaw

دانشگاه مورد تاییددر کشور لیبی
 دانشگاه الفاتح Al-Fateh University

دانشگاه مورد تایید کشور مالزی
دانشگاه UPM) University Putra Malaysia)
دانشگاه University Kebangsaan Malaysia (The National University of Malaysia)
دانشگاه U. M
دانشگاه U. S. M

دانشگاههای مورد تایید کشور مجارستان
* اعتبار دانشگاههای زیر بصورت مشروط می‌باشد
دانشگاه پزشکی سملوایز Semmelweis University of Medicine
دانشگاه پزشکی سگد Szeged
دانشگاه پزشکی پچ Pecs Medical University
دانشگاه پزشکی دبرسن Debercen University of Medicine

دانشگاه مورد تاییددر کشور مغرب
 دانشگاه محمد الخامس
L» University Mohammad V Souissi (Robat-Marocco)

دانشگاههای مورد تایید کشور نیوزیلند
 دانشگاه اکلند University of Auckland
دانشگاه اتاگو University of otago

دانشگاههای مورد تایید کشور هندوستان
انستیتو علوم پزشکی ال ایندیا All India Institute of Medical Sciences
دانشگاه بمبئی University of Mumbai
دانشگاه کلکته University of Calcutta
دانشگاه دهلی University of Delhi
دانشگاه مدرس University of Madras
دانشگاه پزشکی دکتر‌ام. جی. آر- تامیل نادو، مدرس The tamil Nadu Dr. M. G. R Medical university Madras
دانشگاه پونا University of pune
دانشگاه پنجاب Pan Jaf University
دانشگاه الیگر Aligarh Muslim University
کالج داروسازی همدردHamdard College of Pharmacy
دانشگاه هندوی بنارس و کالجهای وابسته Banaras Hindu University
Post Graduate Institute of Medical Education and research (Chandigarh) PGI
دانشگاه راجیو گاندی Rajive Gandi University of Health science
دانشگاه مانیپال Manipal university
دانشگاه می‌سور University of Mysore
دانشگاه بنگلور Bangalore University
دانشگاه جواهر لعل نهرو Jawaharlal Nehro University
دانشگاه دندانپزشکی ایالت مهاراشترا Rangonwala universiat

دانشگاههای مورد تایید در کشور هلند
 دانشگاه اوترخت Utrecht University

دانشگاه نایمخن University Medical Center Nijmegen

انستیتو سرطان هلند Netherland Cancer Institute

دانشگاه ایراسموس Erasmus University Rotterdom

انستیتو ملی بهداشت عمومی و محیط The National Institute of public Health and the Environment

دانشگاه آمستردام Amsterdam University

دانشگاه واگنینگن Wageningen University

دانشگاه ماستریخت University Maastricht

دانشگاه لیدن Leiden universiat

دانشگاه گرونینگن Groningen University

دانشگاه مورد تایید در کشور هنگ کنگ
دانشگاه هنگ کنگ Hong Kong University

دانشگاه مورد تایید در کشور یوکسلاوی
* اعتبار دانشگاه زیر بصورت مشروط می‌باشد
دانشگاه بلگراد University of Belgrade
مدارک تخصصی صادره از دانشگاه بلگراد غیرمعتبر می‌باشد.

منابع دکترای بوم شناسی و مدیریت حیات وحش 2402 – منابع دکتری نیمه متمرکز 91

نام و کد رشته امتحانی : محیط زیست –  دکتری بوم شناسی و مدیریت حیات وحش 2402

مواد امتحانی :

۱– استعداد تحصیلی

۲ – زبان انگلیسی

۳ – مجموعه دروس تخصصی در سطح کارشناسی ( بوم شناسی مهره داران ، مبانی مدیریت حیات وحش ، زیست شناسی حفاظت )

۴ – مجموعه دروس تخصصی در سطح کارشناسی ارشد ( اکولوژی حیات وحش تکمیلی – مدیریت پارک ها و حیات وحش )

رشته های مرتبط که فارغ التحصیلان آن می توانند در این کد رشته شرکت کنند :

  • مهندسی منابع طبیعی
  • محیط زیست شیلات
  • محیط زیست
  • مهندسی محیط زیست
  • مجموعه زیست شناسی دریا

خرید منابع آزمون دکتری نیمه متمرکز سال ۹۱  – دکترای بوم شناسی و مدیریت حیات وحش

چکیده ی پایان نامه ها ی کارشناسی ارشد مهندسی پزشکی دانشگاه

    مدل‌سازی عضله تحریک شده با استفاده ازسیگنال الکترومایوگرام سطحی

سال دفاع    1374

چکیده : مدل‌سازی عضله، بیش از 80 سال است که به عنوان یک هدف تحقیقاتی مطرح‌بوده است . در ابتداء، هدف از مدل‌سازی عضله بیشتر پی بردن به کنه‌رفتار عضله بوده است ، اما از زمانیکه، کاربرد مدل‌های عضله در کنترل‌حرکت مطرح شد، پیش‌بینی نیز از اهداف مهم مدل‌سازی عضله قلمداد گردید.تاکنون، مدل‌های متنوعی از عضله در سطوح مختلف ، سطح رفتاری، سطح‌پل‌های عرضی، و سطح فیبرهای عضله ارائه شده است . اگر چه این مدل‌ها به‌فهم رفتار عضله کمک کرده‌اند، اما قابلیت پیش‌بینی آنها بسیار محدوداست . ما، در این دانشنامه، روشی جدید جهت مدل‌سازی عضله تحریک شده‌بر مبنای سیگنال الکترومایوگرام سطحی ارائه می‌کنیم. مدل ارائه شده درسطح فرآیندهای تحریک و انقباض عضله تحت عنوان “مدل پویای تحریک ” و”مدل پویای انقباض ” است ، و قابلیت پیش‌بینی رفتار عضله را برای مدت‌زمان طولانی و تحت ورودی‌های مختلف تحریک دارا است . کارآیی سیستم‌های‌تحریک کارکردی عصبی – عضلانی را می‌توان با استفاده از روش‌های مدار -بسته کنترل بهبود بخشید. اعمال روش‌های مدار – بسته کنترل نیاز به‌اطلاعات پس – خور درباره میزان نیروی انقباض عضلانی، میزان خستگی‌عضلانی و طول عضلانی دارد. متاسفانه عدم وجود سنجشگر جهت اندازه‌گیری‌مقادیر لازم، اعمال روش‌های مدار – بسته کنترل را در پروتزهای نرونی‌مواجه با اشکال کرده است . ما، در این دانشنامه نشان دادیم که از مدل‌پویای تحریک و مدل پویای انقباض می‌توان بعنوان سنجشگر نیرو در حالت‌خستگی عضلانی و غیرخسته استفاده کرد. از دیدگاه کاربردی، مدل بایدقابلیت پیش‌بینی رفتار عضله را در روزهای مختلف داشته باشد. در این‌پژوهش ، یک روال خود تنظیمی برای مدل پیشنهاد شده است . این روال به”مدل پویای انقباض ” امکان پیش‌بینی نیروی عضله را در روزهای مختلف‌می‌دهد. اطلاعات پس – خور از نیروی انقباض عضلانی، کارآئی حرکت را درسطح عضله بهبود می‌بخشد. با اطلاعات زاویه مفصل در روش مدار – بسته‌کنترل سیستم‌های تحریک کارکردی عصبی – عضلانی می‌توان کارآئی حرکت را درسطح مفصل‌ها بهبود بخشد. استفاده از گونیامترهائیکه بر روی عضو نصب‌می‌شوند، بعلت عدم دقت کافی و مشکلات نصب در کاربردهای بی – درنگ ،قابل استفاده در سیستم‌های مدار – بسته کنترل تحریک کارکردی عصبی -عضلانی نیستند. ما، در این دانشنامه نشان خواهیم داد که از پارامترهای‌زمانی و فرکانسی سیگنال الکترومایوگرام ناشی از عضله تحریک شده می‌توان‌بعنوان نشاندهنده زاویه مفصل استفاه کرد. پدیده خستگی عضلانی در حالت‌انقباض ارادی و تحریک الکتریکی هنوز یک مساله مبهم و حل نشده است .ما در این دانشنامه، ابعاد جدید از فرآیند خستگی عضله تحریک شده راعرضه کردیم. نشان دادیم که روال تغییرات پارامترهای زمانی و فرکانسی‌سیگنال الکترومایوگرام، در طول انقباض دائم الکتریکی، یکنواخت‌نیست . ما، رفتار عضله را در طول انقباض دائم الکتریکی به سه حالت‌تقسیم می‌کنیم : حالت توان انباری، حالت خسته، و حالت خستگی شدید.پارامترهای زمانی (دامنه سیگنال، شکل پتانسیل عمل، فرکانس عمل‌واحدهای حرکتی) و فرکانسی (فرکانس میانه) سیگنال الکترومایوگرام قادربه تمیز این سه حالت عضلانی هستند. دامنه سیگنال الکترومایوگرام بازگشتی‌در هنگام توان انباری شروع به افزایش ، در هنگام خستگی شروع به کاهش ،و در هنگام خستگی شدید بطور متوسط شروع به افزایش می‌کند. در واقع درحالت خستگی شدید، دامنه پتانسیل عمل واحدهای حرکتی بین صفر و بیشترین‌مقدار دامنه (دامنه پتانسیل عمل در حالت غیرخسته) تغییر می‌کند.تغییرات اختلاف بین دامنه پتانسیل‌های عمل مجاور، در حالت غیرخسته،بسیار ناچیز است ، اما با گذشت زمان و افزایش خستگی این تغییرات‌افزایش پیدا می‌کند، بطوریکه در حالت خستگی شدید به بیشترین مقدار خود(دامنه پتانسیل عمل در حالت غیرخسته) می‌رسد. فرکانس عمل واحدهای حرکتی‌بکار گرفته شده در حالت توان انباری و حالت خسته برابر با فرکانس‌سیگنال تحریک است ، اما در حالت خستگی شدید بطور متوسط کاهش پیدامی‌کند. فاصله بین پتانسیل‌های عمل در حالت غیرخسته و خسته ثابت است ،اما در حالت خستگی شدید متغیر و نامشخص است . علاوه بر تغییر دامنه‌پتانسیل عمل و فرکانس عمل واحدهای حرکتی، در طول انقباض دائم‌الکتریکی، شکل پتانسیل عمل واحدهای حرکتی نیز دستخوش دگرگونی می‌شود.طول پتانسیل عمل با افزایش خستگی بطور یکنواخت افزایش می‌یابد. اما درحالت خستگی شدید، تغییرات شکل پتانسیل‌های عمل یکنواخت نیست . همچنین، در طول خستگی عضلانی زمان وقوع قله پاسخ‌های پالس عضله طولانی می‌شود. ازمهمترین یافته‌های این پژوهش اینست که یک وابستگی قوی بین خستگی‌فرآیند تحریک و خستگی فرآیند انقباض ، و یک رابطه تقریبا” خطی بین‌خستگی دو فرآیند وجود دارد.

    کنترل تطبیقی دست سیبرنتیکی با کنترل کننده شبکه عصبی

سال دفاع    1374

نوعی، برای جایگزینی عضو طبیعی از دست رفته، ازدیرباز موضوع تحقیق بسیاری در گوشه و کنار دنیا بوده است . در این وادی، دست سیبرنتیکی به دلیل نیازمندی و کارآیی بسیارش از جایگاه ویژه‌ای‌برخودار است . دستیابی به دستی با حرکات تا حد ممکن طبیعی، فرمان براز فرد مددجو، با افزایش قابلیتهای آن نظیر مقاوم بودن در برابراغتشاشات ، تغییر بار و توانایی یادگیری، هدفی بزرگ تلقی می‌شود که‌موضوع اصلی این رساله است . بررسیهای گوناگون این رساله نشان می‌دهد یکی‌از کاراترین شیوه‌های کنترل برای دست سیبرنتیکی یافتن وارون سیستم است‌و برای تحقق چنین امری از شبکه‌های عصبی مصنوعی می‌توان بهره جست . ازبرجسته‌ترین کارهای این تحقیق، دستیابی به وارون سیستم با استفاده ازشبکه‌های عصبی مصنوعی است . برای انجام این کار ابتدا یک شبکه عصبی بابیست نرون برای شناخت وارون سیستم طراحی شد اما از آنجایی که‌پیاده‌سازی آن به صورت در خط امکان پذیر نبود با روشی ابتکاری و نوین،با تغییر ساختار شبکه عصبی وارون سیستم تنها با چهار نرون بدست آمد. ازدیگر ویژگیهای مهم این طرح تلفیق کنترل کلاسیک با شبکه عصبی می‌باشد که‌نتیجه آن دستیابی به وارون سیستم بدون انحراف از مسیر اصلی است . درنتیجه چنین کاری کنترل دست سیبرنتیکی بدون انحراف از حرکات طبیعی به‌وارون سیستم دسترسی پیدا می‌کند. ارائه روشهای نوین، ساده و قابل انجام‌در پیاده‌سازی طرح “کنترل وارون سیستم” برای رویارویی با شرایط اولیه،تخمین نادرست آغازین، محدودیت ولتاژ و جریان و اغتشاش از کارهای‌منحصر به فرد می‌باشد. پیاده‌سازی طرح در رسیدن به هدف مطلوب در مدل‌دست سیبرنتیکی نقطه اوج ادعاهای این رساله می‌باشد. از دیگر کارهای این‌رساله می‌توان به ارائه واحد یادگیری برای افزایش مهارت دست سیبرنتیکی‌اشاره نمود. شبکه عصبی طراحی شده جهت انجام این کار، قادر است به‌مرور زمان، ناتوانی فرد مددجو در تولید سیگنال الکترومایوگرام مطلوب‌را جبران سازد. از فراورده‌های جانبی این تحقیق، ساخت نرم‌افزار وسخت‌افزار لازم جهت انجام کارهای کنترلی است . این محصول در ایران منحصربه فرد بوده و امکان آن را فراهم می‌کند تا کاربر بدون نیاز به آشنایی به‌نرم‌افزار و سخت‌افزار، بتواند الگوریتمهای گوناگون کنترلی نظیر شبکه‌عصبی، کلاسیک ، فازی و … را با تغییری ساده در برنامه، شبیه‌سازی وپیاده‌سازی نماید. ارائه روشهای نوین برای همگرایی سریعتر شبکه عصبی نظیرانتخاب وزنهای اولیه، ضریب یادگیری، ضریب پس انتشار سریع، ضریب‌ممنتم و نرمالیزه کردن از دستاوردهای جانبی این رساله می‌باشد. ایده “شبه‌وارون” ارائه شده در این رساله گامی است به سوی فردا برای نگرشی نوین‌در طراحی کنترل کننده‌ها.

    توسعه سیستمهای کنترل فازی – عصبی و کاربرد آنهادر دست سیبرنتیکی و تزریق دارو

سال دفاع    1374

چکیده : در سالهای اخیر به تحقیق و توسعه روی الگوریتمهایی که دارای قابلیت‌یادگیری باشند، در سیستمهای کنترل توجه بسیاری شده است . دو شاخه رایج‌الگوریتمهای یادگیری شامل سیستمهای خود سازگار (یعنی کنترل کننده‌های خودتنظیم) و سیستمهای خود سازمانده می‌باشد. هر دوی این الگوریتمها به کنترل‌سیستمهایی مربوط می‌شوند که دارای ساختار و پارامترهای ناشناخته باشند.برای اغلب مسائل در زمینه کنترل مطلوبتر آن است که همه ویژگیهای(مقاوم بودن، سازگار بودن، قابلیت یادگیری، امکان توصیف صریح نحوه‌کارکرد و ….) این دو شاخه همه با هم در یک سیستم تجمع یابند. توانایی‌چنین سیستم تطبیقی از یک طرف ناشی از قابلیت یادگیری و نحوه استدلال،استنتاج و تصمیم‌گیری خود است و از جهت دیگر از طرفیت اصلاح،سازماندهی، بسط، تعمیم‌پذیری و انعطاف پذیری خود سرچشمه می‌گیرد. چنین‌ویژگیهایی برای یک سیستم آن را در حل مسائل مختلف بسیار توانمندمی‌کند. بر این اساس ما یک کنترل کننده خود سازمانده فازی – عصبی(FNSOC) طرح کرده‌ایم که دارای قابلیت تولید قواعد مناسب برای کنترل‌یک سیستم دینامیکی غیرخطی است و روشی را برای اصلاح پارامترها وبهینه‌سازی قواعد آن با استفاده از شبکه‌های عصبی ارائه نموده‌ایم. برای‌اینکار یک شبکه عصبی جدید که دارای عصبهای خاصی است ، به طوریکه‌انتقال قواعد فازی و توابع عضویت به آن امکان پذیر باشد، توسعه یافته‌است . شبکه با استفاده از گرادیان خطا نظیر شبکه‌های پس انتشار خطا به‌اصلاح کار و کیفیت عملکرد خود می‌پردازد. اما سرعت یادگیری و قابلیت‌تعمیم آن از شبکه‌های سنتی پس انتشار خطا بسیار بالاتر است . بعلاوه‌می‌توان قواعد و توابع عضویت بهینه شده را از شبکه استخراج نموده و دریک سیستم استنتاج فازی معمولی بکار گرفت . توانایی این شبکه در کنترل‌چندین سیستم دینامیکی غیرخطی نظیر آونگ وارون، دست سیبرنتیکی، کنترل‌همزمان بی‌حسی عضلانی و فشارخون، سیستمهای آشوبگونه و ….. مورد بررسی وآزمایش قرار گرفته است . هم چنین آزمایشهایی نیز به منظور بررسی اثرنویز و تغییر پارامترها در عملکرد آن انجام گرفته که همه نتایج رضایت‌بخش بوده‌اند. این آزمایشها و نتایج حاکی از مقاوم بودن کنترل کننده خودسازمانده و خود تنظیم فازی – عصبی در دامنه وسیعی از شرایط است .

    حذف بیولوژیکی Cr(VI) از فاضلاب‌های صنعتی به روش هوازی و بی‌هوازی

سال دفاع    1374

چکیده : در این تحقیق حذف کروم 6 ظرفیتی از فاضلابهای صنعتی در شرایط هوازی و بی‌هوازی بوسیله رآکتورهای دومرحله‌ای با جریان پیوسته مورد بررسی قرار گرفت .حجم مفید رآکتورهای هوازی در مرحله اول 4/1 L و درمرحله دوم 9/25 L و رآکتورهای بی‌هوازی در مرحله اول 2/65 L و در مرحله دوم 7/1 L گنجایش داشتند.این رآکتورها طی 4 فاز جداگانه در مدت 12 ماه مورد بهره‌برداری قرار گرفتند.میانگین CODهای ورودی در این فازها به ترتیب 982، 1506، 1001 و 2019 میلی‌گرم در لیتر بود.زمان ماند در رآکتورهای هوازی در مراحل اول و دوم مجموعا” به ترتیب عبارت است از : 35، 70، 36 و 23 ساعت و حذف COD در فازهای مختلف نیز به ترتیب برای رآکتورها و شاهد آن عبارت است از : 4ˆ86 و 90 درصد، 9ˆ83 و 9ˆ89 درصد، 3ˆ75 و 5ˆ93 درصد و بالاخره 0ˆ80 و 7ˆ92 درصد.در رآکتورهای بی‌هوازی حذف COD در رآکتورهای اصلی و شاهد در فازهای مختلف به ترتیب عبارت است از : 7ˆ66 و 8ˆ74 درصد، 3ˆ76 و 4ˆ81 درصد، 1ˆ74 و 4ˆ82 درصد و بالاخره 8ˆ72 و 5ˆ80 درصد.همچنین جذب کروم Cr(VI) بر روی MLSS در رآکتورهای هوازی طی فازهای مختلف به ترتیب 3ˆ81 درصد، 3ˆ95 درصد، 2ˆ89 درصد و 8ˆ96 درصد می‌باشد و جذب کروم 6 ظرفیتی بر روی MLSS در رآکتورها از ایزوترم فروند لیخ تبعیت می‌کند.در رآکتورهای بی‌هوازی مقادیر احیاء Cr(VI) طی فازهای مختلف به ترتیب 91 درصد، 5ˆ99 درصد، 4ˆ97 درصد و 4ˆ96 درصد می‌باشد.ثابت‌های جذب ایزوترم فروند لیخ برای راکتورهای هوازی و ثابتهای سینتیکی رآکتورهای هوازی و بی‌هوازی مورد بررسی قرار گرفته است .مطابق این بررسی‌ها در رآکتورهای هوازی Cr(VI) در مرحله اول موجب کاهش Yt در مقایسه با رآکتور شاهد شده و مقادیر Ks,Kd و Ki و Umax را در مقایسه با شاهد افزایش یافته.(به استثنای فاز اول در مورد Umax).در مرحله دوم Ks,Kd,Yt و Ki و Umax بیش از شاهد می‌باشند (به استثنای فاز چهارم در مورد Yt). در رآکتورهای بی‌هوازی در مرحله اول Cr(VI) موجب افزایش Ki,Ks,Kd,Yt می‌گردد (به استثنای فاز اول و دوم در مورد Yt و فاز چهارم در مورد Kd). و در اکثر فازها موجب کاهش Umax می‌گردد.در مرحله دوم Cr(VI) موجب کاهش Yt در مقابل شاهد شده و سایر پارامترها در مقابل شاهد افزایش نشان می‌دهند.بررسی‌های انجام شده در فازهای مختلف رآکتورهای با جریان پیوسته نشان داد که هیچیک از غلتظهای مختلف کروم حالت بازدارندگی برای رشد میکروبها ایجاد نکرده و فقط در فاز سوم هوازی در رآکتور مرحله اول حالت بازدارندگی در غلظت 5ˆ32 میلی‌گرم در لیتر از کروم 6 ظرفیتی ایجاد گردید.

  حذف آلاینده‌های آلی از آب آشامیدنی با استفاده از هوادهی برج آکنده و مقایسه آن با جذب کربن فعال

سال دفاع    1375

چکیده : امروزه کنترل ترکیبات آلی فرار در آب آشامیدنی بخصوص در آبهای زیرزمینی بسیار مورد توجه قرار گرفته است . آلودگی آبهای آشامیدنی به مواد آلی فرار در بسیاری از نقاط دنیا گزارش گردیده است . برخی از تحقیقات انجام شده، سرطان‌زائی برخی از این ترکیبات را نشان می‌دهد. شناسایی مکرر این مواد در آب آشامیدنی ایالات متحده آمریکا موجب گردید که سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا برای هشت ترکیب آلی فرار میزان حداکثر مجاز تعیین نماید. دو روش متداول کاهش ترکیبات آلی فرار عبارتند از زدایش با هوا و جذب توسط کربن فعال دانه‌ای البته، قبل از استفاده از فرایند زدایشی با هوا برای حذف این ترکیبات لازم است که قابلیت تصفیه‌پذیری آنها در مقیاس پایلوت بررسی گردد. در این میان ثابت هانری یک مشخصهء مهم هر ترکیبی می‌باشد که قابلیت زدایش آن را به وسیلهء هوادهی نشان می‌دهد. این مطالعه زدایش تولوئن و کلروفرم را از آب توسط هوادهی برج آکنده مورد بررسی قرار می‌دهد. بدین منظور یک واحد برج آکنده در مقیاس پایلوت به ارتفاع 90 سانتی‌متر و قطر 19/5 سانتی‌متر برای حذف تولوئن و کلروفرم طراحی گردید و عوامل مؤثر بر کارائی سیستم نظیر درجه حرارت ، میزان جریان آب میزان جریان هوا و نسبت هوا به آب مورد بررسی قرار گرفت . مطالعات پایلوت برای تعیین قابلیت تصفیه‌پذیری این دو ماده انجام گردید. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می‌دهد که با نسبت هوا به آب بالاتر از 60 و در شرایط مورد مطالعه راندمان حذف کلروفرم و تولوئن به بیشتر از 90 درصد می‌رسد که قابل مقایسه با راندمان جذب این مواد توسط کربن فعال دانه‌ای (97 درصد) می‌باشد. این مطالعه نشان می‌دهد که هوادهی برج آکنده یک روش بسیار مؤثر و البته اقتصادی در حذف آلاینده‌های آلی فرار از آب می‌باشد.

تحریک الکتریکی نخاع و مدلسازی پاسخ عضله به تحریک

سال دفاع    1376

چکیده : تحریک الکتریکی سطحی طناب نخاعی و بررسی مقایسه‌ای روشهای تحریک سوزنی و اپیدورال نخاع به منظور ایجاد انقباض ایزومتریک در عضله‌های پای موش آزمایشگاهی و مدلسازی کمی سازگان نخاع – عضله موضوع این رساله است . نتایج هر سه روش تحریک الکتریکی نشان می‌دهد، هنگامی که سر مثبت الکترودهای تحریک بر روی طناب نخاعی و سمت سر حیوان و سر منفی آن بر روی طناب نخاعی و سمت دم حیوان قرار داشته باشد، آستانه تحریکی کمتری بدست می‌آید. نتایج تکرارپذیری پاسخ‌ها نشان می‌دهد، نیرو در تحریک سطحی نسبت به دو روش دیگر تکرارپذیرتر است . تحریک سطحی به خاطر غیرتهاجمی بودن آن برتر از هر نوع تحریک الکتریکی دیگر است و کنترل درگیری واحدهای حرکتی با تغییر جریان و عرض پالس تحریک امکان‌پذیر است . به هر حال، به علت دو امکان مثبت مذکور می‌توان تحریک الکتریکی سطحی طناب نخاعی را برای ایجاد حرکات ایزومتریک با اثرات جانبی کم و کنترل‌پذیری مناسب سطح انقباض نسبت به روش‌های دیگر برتر دانست . براساس نتایج بدست آمده با جراحی تخریبی – انتخابی نخاع و بررسی آستانه تحریک‌پذیری سازگان نتیجه‌گیری می‌کنیم که ریشه‌های ستون خلفی یا به عبارتی قسمت‌های قبل از نورون‌های حرکتی نامزد اصلی محل اثر در تحریک الکتریکی طناب نخاعی هستند و تحریک سطحی طناب نخاعی حیوان می‌تواند ساز و کارهای حسی نخاع را فعال سازد. همچنین محل اثر تحریک با افزایش شدت تحریک سطحی از ریشه‌های خلفی به ستون خلفی منتقل می‌شود. یک زمینه در حال رشد در مدلسازی سیستمی و توصیف کمی رفتار یک سازگان، بازنمائی عددی آن بر پایه سازگان‌های هوشمند است . در این پژوهش با توجه به اینکه پیدایش شبکه عصبی مصنوعی الهام گرفته از شبکه نورونی موجودات زنده است ، انتظار می‌رود بتواند مدل باورپذیری از سازگان نخاع – عضله را فراهم آورد. لذا در این دانشنامه با استفاده از شبکه‌های عصبی پویای پیش‌رو و پس‌رو به مدلسازی نظری سازگان نخاع – عضله و مدلسازی فرایندهای درگیر در تحریک الکتریکی می‌پردازیم. در نوع پیش‌رو، با تغییر در مدلسازی پیش‌بینی خطی، روش پیش‌بینی غیرخطی را بر پایه سیستم غیرخطی شبکه‌های عصبی توابع پایه شعاعی مطرح می‌کنیم. همچنین با بکارگیری شبکه شعاعی در شناسائی پارامترهای مدل غیرخطی سری زمانی، شبکه عصبی برگشتی – ورودی تپنده را پایه‌ریزی می‌کنیم. با توجه به یافته‌های فیزیولوژیکی – آناتومیکی و مدل کیفی مطرح شده و ادغام شبکه عصبی بازگشتی (که نشانگر رفتار نورون‌های RC در نخاع است) با شبکه برگشتی – ورودی تپنده، شبکه عصبی بازگشتی – پیش‌بینی را با ساختاری نزدیک به سازگان عصبی – عضلانی بعنوان مدلی مناسب برای سازگان نخاع – عضله معرفی می‌کنیم. تخمین پارامترهای یک مدل به دو روش شناسائی موازی و سری – موازی انجام می‌شود. بدلیل اینکه روش موازی، هیچ تضمینی را برای همگرائی پارامترهای مدل حتی در یک سیستم خطی ارائه نمی‌دهد، لذا در این پژوهش روش سری – موازی را به کار گرفتیم تا خروجی سازگان همواره و به طور مستقیم بتواند در روند شناسائی سازگان اثر بگذارد. در انتخاب ساختار مدل شبکه عصبی نیز یک الگوریتم جدیدی را با مزیت کاهش نورون‌های مازاد با معیارهای آماری و آزمون پریستلی طراحی کردیم که برخلاف روش سعی و خطا، طبق روال معین تعداد نورون‌های لایه ورودی و نورون‌های لایه میانی (پارامترهای ساختاری شبکه عصبی) را تعیین می‌کند. باورپذیری مدلها را از دو جنبه کمی و کیفی و با دو روش یک – مرحله – پیش‌سو و چند مرحله – پیش‌سو براساس داده‌های آزمایشی بررسی می‌کنیم. روش معمول تعیین مراکز توابع پایه شبکه عصبی شعای روش K-means است و الگوریتم یادگیری آن به روش کمترین مربعات خطا صورت می‌پذیرد. در این رساله تعیین مراکز توابع را هم به روش معمول و هم با الگوریتم معرفی شده خودسازمانده بیشینه – کمینه فاصله، بدست می‌آوریم. همچنین الگوریتم یادگیری کمترین مربعات خطا را نیز تغییر دادیم الگوریتم موثرتر و سریعتر پس انتشار خطای شرطی را با اضافه کردن پارامتر جدیدی به اسم حد آستانه معرفی می‌کنیم.

بررسی حذف مواد آلی سمی (فنل، -1 -1 -1 تری‌کلرواتان) و کروم در راکتور بیهوازی بستر سیال با محیط گرانول کربن فعال

سال دفاع    1376

چکیده : در این تحقیق حذف فنل، -1-1-1 تری کلرواتان (TCA) از فاضلاب در شرایط بیهوازی بوسیله راکتورهای بستر سیال با محیط گرانول کربن فعال (GAC) و ماسه مورد بررسی قرار گرفت . دو راکتور مشابه بستر سیال با اختلاط کامل، در مقیاس آزمایشگاهی هرکدام به حجم کلی 5/7L و حجم معادل 3/84L براساس بستر سیال، طی 3 فاز جداگانه به مدت 22 ماه مورد بهره‌برداری قرارگرفتند. در فاز اول حذف COD و فنل در 5 مرحله جداگانه مورد بررسی قرار گرفت . در مرحله اول با بار COD معادل 2/3gr L.-1 d-1 میزان حذف COD در شرایط پایداری در راکتور GAC و ماسه به ترتیب برابر 95/8 درصد و 90/4 درصد حاصل شد. در مرحله دوم راکتور با فنل و ماده آلی (گلوکز) و در مراحل سوم و چهارم فقط با فنل تغذیه شدند. از مرحله دوم تا مرحله چهارم بار فنل ورودی به راکتورها به ترتیب معادل 1/6, 0/32, 0/80gr Phenol. L-1. d-l0 بود. میزان حذف فنل در راکتور GAC در این مراحل به ترتیب 95/8 درصد، 97/5 درصد و 97/7 درصد و در راکتور ماسه به ترتیب برابر 91، 80 و 74 درصد اندازه‌گیری شد. در این مراحل راکتور با محیط ماسه در برابر ازدیاد بارگذاری فنل ناپایدار عمل نمود و تا رسیدن به شرایط پایداری زمان زیادی لازم بود. در صورتی که راکتور GAC تغییرات بارگذاری فنل را بخوبی تحمل نموده و در راندمان حذف فنل تا رسیدن به شرایط پایداری تغییر محسوسی مشاهده نگردید. در مرحله پنجم قابلیت راکتور GAC در برابر افزایش ناگهانی فنل ورودی مورد ارزیابی قرار گرفت در این مرحله با افزایش بار فنل و COD ورودی: (به ترتیب تا 17/35grCoD.L-1.-1 grو 6/09gr Phenol L-1.day-1) پایداری سیستم حفظ شده و راندمان حذف فنل و COD به ترتیب 95/47 و 94/8 درصد اندازه‌گیری شد. با اندازه‌گیری تولید گاز در مراحل مختلف مشاهده گردید که حذف فنل در راکتور GAC در شرایط پایداری در هر مرحله از طریق فرایند بیولوژیکی انجام گرفت . ولی در مواقع افزایش بارگذاری در ابتدا، مکانیسم جذب نیز در حذف فنل مؤثر بود. در فاز دوم علاوه بر فنل، TCA نیز به ورودی راکتورها اضافه شد. بررسیهای انجام شده نشان داد راکتور با محیط ماسه توانائی حذف TCA را در غلظت‌های بالاتر از 1mg/l ندارد ولی راکتور GAC با ورودی TCA با غلظت تا 100 میلی‌گرم در لیتر بیشتر از 97 درصد حذف را نشان می‌دهد. قابلیت سیستم‌ها در احیاء Cr(VI) در فاز سوم طی سه مرحله جداگانه مورد بررسی قرار گرفت . در مراحل مختلف احیاء Cr(VI) به Cr(III) در راکتور GAC به ترتیب 91 درصد، 86/2 درصد و 71 درصد و در راکتور ماسه به ترتیب 86/1 درصد، 82/5 درصد و 64/8 درصد بود. هم‌چنین میزان سمیت کروم (VI) که باعث 60 درصد کاهش در حذف COD گردید. برای راکتور GAC و ماسه به ترتیب برابر 480mg/l و 420mg/l اندازه‌گیری شد.

  ارزیابی فرآیند لجن فعال دومرحله‌ای (AB) در تصفیه فاضلاب شهر اصفهان

سال دفاع    1377

چکیده : یکی از مشکلاتی که ممکن است تصفیه‌خانه‌های به روش لجن فعال در طول دوره بهره‌برداری با آن روبرو شوند، افزایش مقدار فاضلاب و بار آلودگی ورودی به تصفیه‌خانه می‌باشد، که موجب مشکلاتی همچون کاهش راندمان تصفیه، افزایش شوکهای وارده به تصفیه‌خانه و … می‌شود. جهت مقابله با چنین مشکلاتی، فرایند لجن فعال دو مرحله‌ای موسوم به AB ابداع شده است . این فرایند شامل دو حوض هوادهی و دو تانک ته‌نشینی مجزا از هم می‌باشد که بصورت متوالی قرار گرفته‌اند. در این تحقیق که در تصفیه‌خانه فاضلاب شمال اصفهان انجام گرفته است ، فرایند AB در مقیاس واحد نمونه (Pilot) مورد ارزیابی قرار گرفت ، که هدف عمدهء آن بررسی کارایی این فرایند در تصفیهء فاضلاب شهری و به تبع آن تعیین شرایط بهینه در حوض‌های هوادهی است . این واحد نمونه شامل حوض هوادهی رحلهء A، تانک ته‌نشینی میانی، حوض هوادهی مرحله B، تانک ته‌نشینی نهایی ومتعلقات مربوطه می‌باشد. فاضلاب ورودی به پایلوت فاضلابی است که به تصفیه‌خانه وارد شده و از واحدهای آشغالگیر و شن‌گیر گذر می‌کرد. مقدار جریان فاضلاب ورودی 2/5 لیتر در دقیقه در نظر گرفته شد. حجم حوض هوادهی A، 100 لیتر می‌باشد که توسط کارگذاری 3 خروجی در ارتفاعات مختلف زمانهای ماند هیدرولیکی 40، 32 و 28 دقیقه می‌توانست در آن تامین گردد. عمر لجن در این حوض بین 6 تا 12 ساعت در نظر گرفته شد. زمان ماند در حوض ته‌نشینی میانی 1/5 ساعت و بار سطحی 18 m/d بود. حجم حوض هوادهی مرحلهء 375 B لیتر و عمر لجن آن 4 روز در نظر گرفته شد. و بالاخره زمان ماند در حوض ته‌نشینی ثانویه 2 ساعت و بار سطحی 18 m/d بود. مدت تحقیق مجموعا 144 روز بود که در 3 پریود زمانی براساس زمانهای ماند هیدرولیکی 40، 32 و 28 دقیقه در حوض هوادهی A مورد بهره‌برداری قرار گرفت . پس از تشکیل لخته در حوض‌های هوادهی میزان SCOD, COD, BOD5, SVI, MLVSS, MLSS (COD محلول)، درجه حرارت ، pH، TKN و فسفر بصورت روزانه و هر دو روز یکبار اندازه‌گیری می‌شد. نتایج تحقیق مبین مطالب زیر است : -1 حذف BoD5 با میانگین 55 درصد و نیز حذف COD محلول با میانگین 33 درصد در مرحلهء A نشان می‌دهد که فرآیند تصفیهء بیولوژیکی در این مرحله صورت می‌گیرد. -وجود حجم زیاد لجن مازاد، عمر لجن زیر یک روز، افزایش سریع MLSS و بالابودن جامدات معلق خروجی از مرحله A نشان می‌دهد که میکروارگانیسمها در فاز رشد لگاریتمی قرار دارند. -علیرغم تغییرات زیاد در کیفیت شیمیایی و بیوشیمیایی فاضلاب ورودی، وجود راندمان حذف 55 درصد BOD5 (میانگین) در مراحل اول و دوم بهره‌برداری نشان‌دهندهء ثبات فرایند بیولوژیکی در مرحلهء A می‌باشد. -کیفیت پساب خروجی از مرحلهء A در زمان که MLSS در حوض هوادهی A در محدودهء 3000 میلیگرم در لیتر (میانگین) است بهترین شرایط را دارا خواهد بود. -تغییرات در زمان ماند هیدرولیکی در حوض هوادهی A نشان می‌دهد که جهت ایجاد شرایط مطلوب برای رد میکروارگانیسمها از یک محدودهء مشخص (بین 30 تا 40 دقیق) نباید پایین‌تر بیاید. -2 کیفیت حذف در مرحلهء B تابعی از شرایط حذف مواد آلی در مرحلهء A می‌باشد بنابراین کنترل شرایط در مرحلهء A امری ضروری است . -کاهش TKN به میزان 38/5 تا 45/4 درصد در مرحلهء B نشان می‌دهد که شرایط مطلوب برای فرایند نیتریفیکاسیون فراهم می‌باشد. -کیفیت مطلوب پساب خروجی از مرحلهء B با راندمان حذف حدود 80 درصد BOD5 و 66 درصد COD پساب ورودی به این مرحله، در زمانی که MLSS در حوض هوادهی B در محدودهء 3000 میلی‌گرم در لیتر (میانگین) است ، قابل دسترسی است . -3 ارزیابی فرایند AB در مراحل مختلف بهره‌برداری نشان داد که راندمانهای حذف بالای 90 درصد برای BOD5 و SS و 0 درصد برای COD قابل دسترسی است . بنابراین کیفیت پساب خروجی با توجه به وضعیتهای مناسب بهره‌برداری از شرایط مطلوبی برخوردار خواهد بود و می‌توان گفت که فرایند AB جهت تصفیهء فاضلاب شهری در ایران قابل اجرا است .

حذف فلزات سنگین از پساب‌های صنعتی توسط باکتریهای احیاءکننده سولفات

سال دفاع    1376

چکیده : تخلیه فاضلابهای صنعتی تصفیه نشده بخصوص فاضلابهای صنعتی حاوی فلزات سنگین یکی از مهمترین آلاینده‌های زیست محیطی به شمار می‌روند. مهمترین خطر ورود فاضلابهای حاوی فلز به آبهای جاری، انهدام زندگی آبزیان است ، این مسئله حتی با غلظتهای خیلی کم فلزات می‌تواند اتفاق بیافتد. فلزات سنگین نه تنها آبهای قابل مصرف انسان و موجودات را به شدت آلوده می‌سازند، بلکه موجب آلودگی شدید خاک و زمینهای زراعی نیز می‌گردند. بنابراین برای جلوگیری از اثرات زیان‌بار زیست محیطی و بهداشتی، تصفیه این گونه پسابها قبل از تخلیه به محیط زیست ضرورت می‌یابد. روشهای مختلف فیزیکوشیمیایی و بیولوژیکی جهت تصفیه پسابهای حاوی فلزات سنگین وجود دارد. واحدهای تصفیه فیزیکوشیمیایی از نظر ساخت ، نگهداری، راهبری و تهیه مواد شیمیایی مورد نیاز، گران و پر هزینه می‌باشند. بنابراین تمایل زیادی در استفاده از روشهای مؤثر، کارآمد و اقتصادی برای تصفیه فاضلابهای حاوی فلز وجود دارد. واکنش‌پذیری بالای سولفیدها با یونهای فلزات سنگین و حلالیت خیلی پایین سولفیدهای فلزات سنگین در یک محدوده pH وسیع و تغلیظ مناسبتر لجن تولیدی و نیز استفاده از فرآیند بیولوژیکی تولید سولفید و عدم نیاز به مواد شیمیایی سولفیدی، از مزایای کاربرد سیستم احیاء باکتریایی سولفات نسبت به سایر سیستمها در حذف فلزات سنگین از پسابهای صنعتی می‌باشد. بنابراین تحقیق به منظور بررسی کارایی حذف فلزات سنگین سرب -کروم-نیکل، توسط فعالیت بیولوژیکی باکتریهای احیاءکننده سولفات از طریق تولید سولفید هیدروژن بیوژنیک و ترسیب فلزات سنگین بصورت سولفیدهای فلزی نامحلول، ضروری به نظر رسید. در این تحقیق از یک راکتور بیولوژیکی با محیط رشد چسبیده و جریان ناپیوسته به حجم مفید 5 لیتر در مقیاس آزمایشگاهی استفاده شد. این راکتور طی دو مرحله جداگانه در مدت 6 ماه مورد بهره‌برداری قرار گرفت . میانگین غلظتهای ورودی سولفات 800 و 1600 mg/L، COD ورودی 1500 mg/L در دو زمان ماند 12 و 24 ساعت بود. غلظتهای فلزی بکار رفته، برای سرب 5، 150 و 300 میلی‌گرم بر لیتر، برای کروم 5 (VI)، 50 و 100 میلی‌گرم بر لیتر و برای نیکل 5، 15 و 30 میلی‌گرم بر لیتر بودند. این غلظتها با توجه به درجه سمیت فلزات سنگین (Ni > Cu > Cd > Cr > Pb) برای سیستمهای بی‌هوازی انتخاب گردید. مرحله راه‌اندازی به منظور رشد و تکثیر باکتریهای احیاءکننده سولفات صورت گرفت که در پایان این مرحله (به مدت 2 ماه) لایه میکروبی تشکیل گردید و درصد حذف سولفات بازمان ماند 24 ساعت ، بالای 99 درصد بود. در مرحله بهره‌برداری ابتدا برای هر غلظتی از فلز یک دوره تثبیت چند روزه جهت رسیدن به حالت تعادل در نظر گرفته شد و بعد از پایداری سیستم، نمونه‌برداری برای فلزات سرب ، کروم، نیکل در زمانهای ماند و غلظتهای مختلف سولفات ورودی صورت گرفت . درصد حذف سرب با غلظت ورودی 5 mg/L بطور متوسط 90 درصد بود. بطوریکه غلظت سرب خروجی به کمتر از 0/5 میلی‌گرم بر لیتر نیز رسید. در غلظتهای سرب ورودی 150 و 300 mg/L بطور متوسط بالای 99 درصد حذف وجود داشت . در کلیه غلظتهای متغیر فلز سرب ، درصد حذف سولفات بیش از 99 درصد بود. راندمان حذف کروم (VI) با غلظت ورودی 5 mg/L و سولفات روی 800 و 1600 mg/L به ترتیب 75 و 92 درصد بود و در مواردی تا 0/3 mg/L نیز کاهش یافت . در غلظتهای کروم ورودی 50 و 100 mg/L، بالای 97 درصد حذف وجود داشت و باقیمانده کروم خروجی به صورت سه ظرفیتی بود. راندمان حذف سولفات در غلظتهای مختلف کروم ورودی بین 96/5 درصد و 99/65 درصد متغیر بود. راندمان حذف نیکل در مقایسه با سرب و کروم پایین بود، بطوریکه درصد حذف نیکل با غلظت ورودی 5 mg/L، برای سولفات ورودی 800 و 1600 mg/L، بترتیب به 58 درصد و 73 درصد رسید. درصد حذف غلظتهای ورودی 15 و 30 mg/L نیکل، بیش از 82 درصد بود و حداکثر حذف با ورودی 30 mg/L نیکل و 1600 mg/L سولفات ورودی به مقدار 92/14 درصد اتفاق افتاد. راندمان حذف سولفات با غلظتهای متغیر نیکل ورودی بین 91/04 درصد و 99/34 درصد بود. راندمان حذف سه فلز سرب -کروم-نیکل در دو زمان 12 و 24 ساعت تقریبا یکسان بود. در بررسی اثر تشدیدزایی (سینرژیستیک) سه فلز، تقریبا تغییری در راندمان حذف سرب صورت نگرفت ، اما کاهش قابل توجهی در راندمان حذف کروم (VI) و نیکل بخصوص با غلظتهای ورودی بالا و در زمان ماند 12 ساعت برای حالت فاضلاب مخلوط فلزی مشاهده گردید. با توجه به این تحقیق می‌توان گفت که مقادیر فلزات حذف شده بستگی به میزان احیاء سولفات داشته و به نظر می‌رسد که با افزایش احیاء سولفات ، راندمان حذف فلزات افزایش می‌یابد تا اینکه آنها به یک مقدار حداقل برسند. بطور کلی نتایج بدست آمده به روشنی ثابت می‌کند که اهداف تحقیق یعنی حذف فلزات و سولفات بوسیله فرآیند احیاء بیولوژیکی سولفات تامین شده است .

    حذف فلزات سنگین و دترجنتها از آبهای آلوده توسط بنتونیت

سال دفاع    1377

چکیده : در سالهای اخیر استفاده از روش جذب سطحی به وسیله جاذبهای طبیعی به جای جاذبهای مصنوعی در تصفیه آب و فاضلاب نظر محققین را به خود جلب نموده است . یکی از مواد جاذب طبیعی خاک بنتونیت می‌باشد. خواص ویژه بنتونیت از جمله سطح ویژه بسیار بزرگ ، ساختمان پولکی، تخلخل، قابلیت تبادل یونی و جذب سطحی به این ماده ارزش زیادی داده است . در این پژوهش کاربرد خاک بنتونیت طبیعی ایران به عنوان مادهء جاذب برای جذب روی و کادمیوم از گروه فلزات سنگین و همچنین دترجنتهای آنیونی از آبهائی که به نوعی با این مواد آلوده گشته‌اند مورد بررسی قرار گرفته است . در این تحقیق همچنین اثر عوامل متعددی همچون pH، سرعت و زمان اختلاط، غلظت اولیه فلز و دترجنت در آب ، غلظت جاذب بنتونیت و غلظت مادهء منعقدکننده کلرور فریک بر میزان کارآئی جذب بررسی گردید. نتایج کلی بدست آمده از آزمایشهای متعدد نشان داد که خاک بنتونیت طبیعی ایران قادر به حذف روی و کادمیوم و همچنین دترجنتهای آنیونی از محیط آبی می‌باشد و با توجه به ایزوترم‌های تعادلی جذب بدست آمده مکانیزم حذف براساس فرآیند جذب سطحی استوار می‌باشد. در این رابطه Q0 (حداکثر ظرفیت جذب یک لایهء مولکولی بنتونیت) در حذف روی با غلظت اولیه 157/2 mg/l از آب در دمای 20 درجه سانتیگراد معادل 17/93 mg/g و پارامتر RL برابر 0/52 بدست آمد (RL پارامتر بدون بعدی است که معرف شکل ایزوترم جذب لانگمایر می‌باشد). همچنین در ایزوترم جذب فروندلیچ ضریب n معادل 0/575 شد که این نتایج معرف واکنش جذب روی از نوع سطحی و مطلوب براساس مدل لانگمایر و مطابقت بهتر مدل مذکور نسبت به مدل فروندلیچ می‌باشد. شرائط بهینه مشترک در حذف روی و کادمیوم از آب توسط بنتونیت شامل استفاده از خاک بنتونیت با غلظت 10g/l و همچنین کلرورفریک به میزان 50mg/l با سرعت اختلاط 200 دور در دقیقه، پس از 17 دقیقه زمان تماس می‌باشد. میزان حذف روی از آب توسط بنتونیت در شرائط بهینه مذکور، در محدودهء غلظت 34mg/l از روی و در pH9 معادل 92/63 درصد بدست آمد در نتیجه غلظت باقیمانده روی در آب به زیر حد مجاز رسید. در بررسی اثر pH مشاهده گردید در صورت عدم استفاده از مادهء منعقدکننده FeCl3، متناسب با کاهش pH میزان کارآئی حذف روی از آب افزایش می‌یابد. در این رابطه کارآئی حذف روی از 78/9 درصد در pH3/9 به 100 درصد در pH3/1 رسید که معرف افزایش شدت جذب فلزات سنگین توسط بنتونیت در محیط اسیدی می‌باشد. در بررسی اثر غلظت اولیه فلز مشاهده گردید با افزایش غلظت اولیه فلز روی در آب میزان حذف کاهش یافته و از 53 درصد در غلظت اولیه 51mg/l از روی به 23 درصد در غلظت اولیه 229mg/l رسید که علت آن را می‌توان به اشباع شدن ظرفیت جذب ذرات خاک بنتونیت نسبت داد. نتایج حاصل از بررسی حذف کادمیوم از آب مشابه نتایج حذف روی بوده با این تفاوت که در مقام مقایسه بطور کلی میزان و شدت حذف کادمیوم نسبت به روی مقادیر کمتری را به خود اختصاص می‌دهد (بین 2 تا 85 درصد). تحت شرائط بهینه (Bentonite10 درصد g/l, FeCl350 درصد mg/l) در غلظت اولیه 1/1mg/l از کادمیوم، حذفی معادل 76/09 درصد بدست آمد. در مورد کادمیوم نیز کارآئی حذب از 37 درصد در غلظت اولیه 5/56mg/l به 21 درصد در غلظت اولیه 23mg/l کاهش یافت . در آزمایشهائی که توسط خاک بنتونیت به تنهائی و بدون استفاده از FeCl3 انجام گرفت حذف کادمیوم از 7/58 درصد در pH3/9 درصد به 15/57 درصد در pH3/1 درصد افزایش یافت که این نتیجه باز هم مؤید افزایش شدت جذب در محیط اسیدی می‌باشند. در حذف کادمیوم Q0 معادل 1/58mg/g در غلظت اولیه 11/29 mg/l و پارامتر RL در ایزوترم لانگمایر برابر 0/69 و ضریب فروندلیچ برابر (n0/08) بدست آمد که نشان‌دهنده واکنش جذب از نوع سطحی و مطلوب بوده که از مدل لانگمایر بهتر از مدل فروندلیچ تبعیت می‌نماید. در مورد دترجنتهای آنیونی (LAS) اصولا میزان حذف نسبتا کم بوده و خاک بنتونیت قادر به حذف کامل دترجنتهای مذکور از آب نمی‌باشد. براساس نتایج بدست آمده، شرایط بهینه حذف دترجنتهای آنیونی از آب شامل استفاده از 0/3g/l از جاذب بنتونیت به کمک 50mg/l از FeCl3 در pH5/41 بوده و در این شرایط میزان حذف دترجنت با غلظت اولیهء 1/879mg/l برحسب (LAS) معادل 11/33 درصد با کدورت باقیماندهء 2/26 NTU بدست آمد. براساس ایزوترمهای بدست آمده، جذب دترجنتهای آنیونی از مدل فروندلیچ تبعیت نموده و قابل تطبیق با مدل لانگمایر نمی‌باشد (RL-0/23). شدت و ظرفیت جذب به ترتیب معادل n0/068 و Q00/135 بدست آمد. با توجه به کوچک بودن مقادیر n و Q0 نسبت به مقادیر مربوط به روی و کادمیوم ثابت شد میزان و شدت جذب کمتر و واکنش جذب از نوع سطحی و نامطلوب می‌باشد. به عنوان نتیجهء کلی تحقیق می‌توان چنین اظهار داشت که خاک بنتونیت طبیعی قادر به حذف و یا کاهش غلظت برخی از فلزات سنگین نظیر روی و کادمیوم و همچنین کاهش نسبی غلظت دترجنتهای آنیونی از محیطهای آبی می‌باشد.

تجزیه و تحلیل ساختار گفته‌های زبان فارسی با استفاده از اطلاعات پروزودیک سیگنال گفتار

سال دفاع    1377

چکیده : دو هدف اصلی در این رساله مورد نظر بوده‌اند. هدف اول این است که مدلی مناسب برای بازشناسی گفتار پیوسته فارسی ارائه شود. پردازش گفتار از سطح سیگنال گفتار آغاز می‌گردد. سپس عمل بازشناسی دنباله آوایی صورت می‌گیرد و واجهای درون گفتار شناسایی می‌شوند. دنباله واجی بازشناسی شده به صورت هجایی تقطیع می‌شود. با استفاده از مدلهایی که در واژگان سیستم برای کلمات ساخته‌این و حاوی اطلاعات واجی و پروزودیک می‌باشند، بهترین کلمات قابل درج در دنباله هجایی، انتخاب می‌گردند. سپس با استفاده از آلگوریتمهای مناسب ، بهترین دنباله‌های کلمات ممکن در گفتار شناسایی می‌شوند. در آخریم مرحله، از اطلاعات نحوی و معنایی برای جداکردن جملات \”خوش ساخت \” از بین مجموعه جملات برگزیده، استفاده می‌گردد. هدف دوم رساله که اهمیت آن کمتر از هدف اول نیست ، بازشناسی خصوصیات پروزودیک گفتار پیوسته فارسی و مشخص نمودن آن خصوصیاتی است که می‌تنوانند در بازشناسی بهتر گفتار فارسی مؤثر واقع شوند. در این رساله خصوصیات پروزودیک زبان فارسی در سطح واجها، کلمات و عبارات مورد مطالعه قرار گرفته‌اند و از آنها برای بازشناسی واجها و کلمات استفاده شده است . واژگان مدل حاوی 500 کلمه پرکاربرد است . با آزمایش مدل بر روی تعداد زیادی از جملات گفته شده، دریافتیم که استفاده از خصوصیات پروزودیک دو اثر عمده در فرآیندهای بازشناسی گفتار دارد. اول اینکه با استفاده از این خصوصیات فضای جستجو در کلمات واژگان کوچک می‌شود و در نتیجه زمان جستجو در واژگان که از وقت‌گیرترین بخش‌های سیستم‌های بازشناسی گفتار است ، کاهش می‌یابد. دوم اینکه با کوچک کردن فضای جستجو در کلمات واژگان، عمل بازشناسی بهترین کلمات موجود در گفتار با دقت بهتری انجام شده و در نتیجه درصد صحت بازشناسی کلمات افزایش می‌یابد.

   اثر اندازه و شکل ذرات بیولوژیکی بر پراکندگی نور پلاریزه

سال دفاع    1377

چکیده : پراکندگی و یا تفرق نور از ذرات به اندازه، شکل، مواد تشکیل‌دهنده و غلظت آن‌ها بستگی دارد. هنگامی که نور پلاریزه به مجموعه‌ای از ذرات برخورد می‌نماید، معمولا حالت پلاریزاسیون آن تغییر پیدا می‌کند. با ایجاد حالتهای مختلف پلاریزاسیون و اعمال آن به ذرات و نیز بررسی تغییرات حاصل شده می‌توان پارامترهای فوق را از روی این نتایج استخراج کرد. ذرات بیولوژیکی طیف وسیعی از ذرات را می‌پوشانند که می‌توانند دارای خواص باقاعده یا همگن و یا بی‌قاعده یا غیرهمگن باشند. در نتیجه یک راه حل ریاضی کامل و جامع برای تمامی این ذرات نمی‌توان ارائه داد بلکه هر ذره با توجه به خصوصیات مستقل خود مورد مطالعه قرار می‌گیرد. در این پایان‌نامه، ابتدا تئوری پراکندگی نور از ذرات مورد بررسی قرار می‌گیرد. سپس با کمک معادلات ریاضی موجود شبیه‌سازی برای ذرات باقاعده بعنی ذرات کروی و استوانه‌ای با شعاع و ضریب شکست دلخواه صورت می‌پذیرد با این فرض کع اندازه ذرات در مجموعه دربرگیرنده ذرات ثابت باشد. سپس بی‌قاعدگی از نظر اندازه و شکل مورد بررسی قرار می‌گیرد. بی‌قاعدگی از نظر اندازه مربوط به سیستمهایی می‌گردد که ابعاد ذرات موجود در سیستم متفاوت از یکدیگر بوده و یا اینکه تابع توزیع خاصی را محقق کنند. بی‌قاعدگی از نظر شکل مربوط به سیستمهایی می‌گردد که ذرات موجود در سیستم دارای اشکال بی‌قاعده‌ای باشند. نتایج نشان داده‌اند که شبیه‌سازی پراکندگی نور از ذرات می‌توان بعنوان ابزار مناسبی جهت پیش‌بینی و تفسیر نتایج بدست آم‌ده از اندازه‌گیریهای آزمایشگاهی ذرات بیولوژیکی بکار رود.

استخراج اطلاعات از تصاویر توپوگرافی قرنیه با استفاده از الگوریتم‌های پردازش تصویر

سال دفاع    1379

چکیده : قرنیه یکی از قسمتهای مهم چشم انسان در تشکیل اجسام بر روی شبکیه است . برای تصحیح خطاها و اعوجاجهای انکساری به روش جراحی، نیاز است که اطلاعات مربوط به شعاع انحناء و توان شکست در نقاط مختلف سطح قرنیه در دسترس باشد. در سیالهای اخیر روشهای متعددی برای استخراج اطلاعات مربوط یه انحناء سطح قرنیه ارائه شده‌اند که یکی از مهمترین آنها توپوگرافی قرنیه به روش کراتوسکوپی است . هدف از انجام این تحقیق، تجزیه و تحلیل تصاویر کراتوسکوپی به منظور بدست آوردن شعاع انحناء ارتفاع و توان قرنیه است . پس از بررسی و پیاده‌سازی روشها و الگوریتمهای مختلف استخراج شماره‌گذاری حلقه‌ها که عمدتا بر مبنای تعقیب شعاعی شدت نور تصویر استوار بوده‌اند، یک روش جدید بلا استفاده از تبدیل قطبیی ارائه شده است . همچنین روشی مبتنی بر الگوریتمهای جستجوی هوش مصنوعی پیاده‌سازی و نتایج بدست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است . در ارتباط با محاسبات شعاع و ارتفاع قرینه در تصاویر کراتوسکوپی، پس از بحث و بررسی الگوریتمهای قبلی ارائه شده، دو روش جدید و توسعه یافته در این پروژه ارائه و نتایج حاصل با نتایج منتشر شده روشهای قبلی مقایسه شده است . نتایج بدست آمده از انجام این پروژه نشان می‌دهد که با کمک الگوریتم جدید ارائه شده در این پروژه می‌توان سرعت و دقت انجام محاسبات را افزایش بخشید.

ترسیم پروفایل توان لنز با استفاده از الگوریتم‌های پردازش تصویر

سال دفاع    1378

چکیده : فاصله کانونی و توان انکساری لنز از مهمترین پارامترهای مشخصه آن هستند که اندازه‌گیری دقیق آنها در زمان مناسب در مراکز اپتومتری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است . در این تحقیق بدنبال روشی هستیم که هدف فوق را تامین نماید. در ابتدا تئوری اصول اولیه مربوط به اپتیک که برای درک مفاهیم ارائه شده ضروری است ، بیان شده و سپس روش‌های مختلف اندازه‌گیری فاصله کانونی لنز که به دو نوع کلاسیک و مدرن تقسیم می‌گردند، بررسی شده‌اند.

استخراج ویژگیهای سیگنال EEG برای تخمین سطح هوشیاری با استفاده از تبدیل موجک

سال دفاع    1379

چکیده : الکتروانسفالوگرام بیانگر فعالیتهای الکتریکی مغز است و حاوی اطلاعات غنی در باره عملکرد و وضعیت مغز می‌باشد. همچنین مشخص شده است که اثر داروهای مختلف روی سیستم اعصاب مرکزی تغییرات مشخصی در سیگنال EEG ایجاد می‌کند. از طرفی دیگر بررسی های بعمل آمده در رابطه بین EEG و میزان هوشیاری بیانگر توانایی EEG در تحلیل سطح هوشیاری افراد می‌باشد. روشهای مختلفی برای تحلیل و کمی کردن EEG ارائه شده است که غالبا” مبتنی بر تحلیل فوریه و مشتقات طیفی سیگنال هستند. برخی روشهای پارامتری نظیر AR نیز در زمینه کمی کردن EEG بمنظور تخمین یطح هوشیاری به کار رفته‌اند. در اکثر روشهای فوق فرض بر ایستا بودن سیگنال می‌باشد. از طرفی، در تکنیکهای تحلیل طیف براساس تبدیل فوریه دقت زمانی و فرکانسی در تضاد هستند. از اینرو در مورد این سیگنال بهتر است از روشهای زمان- فرکانس استفاده شود. در این تحقیق از تبدیل موجک برای استخراج ویژگیهای سیگنال EEG استفاده شده است و توانایی این ویژگی ها در طبقه‌بندی و خوشه‌یابی سطوح مختلف هوشیاری بررسی شده است . کار طبقه‌بندی و خوشه یابی با استفاده از ویژگیهای طیفی و روش پارامتری AR انجام گرفته و نتایج مقایسه شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که ویژگی های موجک برای تخمین سطح هوشیاری از توانایی بالائی برخوردارند.

طراحی و ارزیابی یک و نتیلاتور جدید کنترل شده بوسیله کامپیوتر

سال دفاع    1377

چکیده : این تحقیق اصول طراحی یک ونتیلاتور برای تهیه مکانیکی اتوماتیک ششها را توصیف می‌کند. همانطور که می‌دانیم در تهویه سیستم تنفسی با دو کمیت اساسی فشار هوا در دهان و فلوی هوا در مجرای تنفسی سر و کار داریم. مشخصات سیستم تنفسی تعیین کننده ارتباط این فلوی در مجرای تنفسی سر و کار داریم. مشخصات سیستم تنفسی تعیین کننده ارتباط این دو کمیت با یکدیگر است . در ونتیلاتورهای رایج موجود فقط یکی از دو کمیت فوق قابل تنظیم است . علاوه بر این اصلاح وضعیت ونتیلاتور نیز توسط کاربر انجام می‌شود. در این تحقیق با استفاده از سیستمهای الکترومکانیکی دیجیتال و کنترل مناسب عملکرد آنها بوسیله کامپیوتر، یک ونتیلاتور جدید طراحی شده است . نحوه طراحی و قابلیت کنترل کامپیوتری باعث شده است که ونتیلاتور از ویژگیهای زیر برخوردار باشد: 1) بسته به انتخاب کاربر هر کدام از دو کمیت فشار هوا در دهان و فلوی هوا در مجرای تنفسی قابل تنظیم است . 2) بازه وسیعی از زمانهای دم و بازدم و فرکانس تنفس قابل انتخاب است . 3) الگوی فلوی مطلوب برای حالت دم قابل برنامه‌ریزی است . 4) امکان فیدبک گرفتن از پارامترهای تنفسی و اصلاح وضعیت ونتیلاتور به صورت اتوماتیک میسر است . این قابلیتها باعث می‌شود که ونتیلاتور طراحی شده در تمام بیماریهایی که در آن تنفس مکانیکی مصنوعی تجویز می‌شود – چه در واحدهای مراقبت ویژه و چه در فعالیتهای تحقیقاتی – قابل استفاده باشد.

شبیه‌سازی کامپیوتری مدل تطابق چشم انسان

سال دفاع    1378

چکیده : تطابق و تقارب دو فرآیند مهم در سیستم چشم انسان هستند که بینایی واضح و دوچشمی را ایجاد می‌کنند. تطابق عبارتست از عملکرد سیستم عصبی حرکتی چشم که قدرت اپتیکی عدسی را طوری تنظیم می‌کند که برای شیء در هر فاصله‌ای، تصویری واضح روی شبکیه بوجود آید. تقارب عبارتست از حرکت افقی و چرخشی چشمها در جهات مخالف یکدیگر بمنظور ایجاد تصاویر یکسان روی شبکیه‌های دو چشم و در نتیجه درک یک شیء واحد توسط مغز. هریک از این سیستم‌ها دارای کنترل کننده‌های عصبی برای رساندن میزان خطا به مقدار خطای ماندگار هستند. همچنین این سیستم‌ها دارای اثرات متقابل روی یکدیگر می‌باشند. تا کنون مدلهای متفاوتی برای بررسی این فرآیندها ارائه گردیده که عموما بر اساس یک سیستم کنترل با فیدبک منفی پایه‌گذاری شده و با توجه به رفتار واقعی چشم، و نیز نتایج شبیه‌سازی‌های کامپیوتری این مدلها توسعه داده شده‌اند. تکنیکهای مختلفی نیز جهت بهینه‌سازی این مدلها بکار گرفته شده‌اند. در این پروژه مدلهای مختلف ارائه شده برای سیستم‌های تطابق و تقارب معرفی و بر اساس نتایج شبیه‌سازی کامپیوتری مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند. از آنجا که تا به حال مدل مناسبی برای شبیه‌سازی حالت دینامیکی سیستم تطابق ارائه نگردیده، در این پروژه بدین منظور یک مدل دوگانه توسعه و مورد بررسی دقیق و شبیه‌سازی کامپیوتری قرار گرفته است . نتایج شبیه‌سازی این مدل تا حد قابل قبولی با نتایج تجربی سازگار می‌باشند. همچنین شبیه‌سازی دو ناهنجاری کلینیکی یعنی آمبلیوپی و توسعه نزدیک‌بینی با کمک مدلسازی ارائه شده که نتایج مطلوبی ببار آورده است .

مدلسازی پردازش اطلاعات تصویری در شبکیه چشم

سال دفاع    1380

چکیده : بدن انسان از عجایب خلقت است که خداوند متعال براساس حکمت عالیه خود آنرا خلق نموده است . سراسر بدن نشان از تدبیر وعلم بی نهایتی دارد که اگر انسان با دقت و تدبیر به آن فکر کند ، بی اختیار متوجه یک قدرت و وجود فوق العاده عظیم و لایتناهی می شود و در چنین حالتی است که تازه پی می برد که به هیچ وجه قادر به سپاسگزاری از او نیست و فقط احساس می کند که خیلی دوستش دارد . مدلسازی سیستمهای بیولوژیکی یکی از شاخه های اصلی مهندسی پزشکی می باشد. اخیرا برخی از دانشمندان این رشته علاقه زیادی به مدلسازی سیستمهای بینایی زیستی پیداکرده اند. در این پایان نامه سعی شده است که با استفاده از فعالیت های گوناگون انجام شده در این زمینه ، مدلی جامع و در برگیرنده اکثر توانایی های چشم انسان پیشنهاد و بوسیله نرم افزار پیاده سازی گردد. در این راستا ابتدا با بعضی از توانایی های شبکیه در پردازش اطلاعات و سازوکار فیزیولوژیکی این پردازشها آشنا می شویم و بعد برخی از جنبه های این پردازش ها را مدلسازی نموده و بصورت نرم افزاری پیاده سازی کرده و سپس مدلهای نرم افزاری را با ورودیهای مناسب مورد ارزیابی قرار می دهیم. پردازش های مدل شونده در این پایان نامه بطور مشخص عبارتند از : نمونه برداری غیریکنواخت شبکیه ، قابلیت سازگاری با گستره وسیعی از شدتهای روشنایی ، قابلیت تنظیم وضوح بینایی و بالاخره لبه یابی چند مقیاسی در شبکیه.

شبیه سازی کامپیوتری یک ونتیلاتور پزشکی

سال دفاع    1380

چکیده : ونتیلاتور پزشکی دستگاهی است که عمل تهویه مصنوعی ششها را انجام می دهد. برای آزموش نحوه عملکرد ونتیلاتور و انجام تحقیقات مربوط به سیستم تنفسی. همچنین به عنوان مقدمه ای بر طراحی سخت افزاری یکونتیلاتور، شبیه سازی کامپیوتری آن سودمند و بلکه ضروری است. این تحقیق اصول طراحی دو ونتیلاتور شبیه سازی شده را توصیف کرده. نتایج حاصل از شبیه سازی را نشان می دهد شبیه سازهای طراحی شده ‏‎Ventsim 1‎‏ و ‏‎Ventsim 2‎‏ دارای ویژگیهای زیر هستند. 1- ‏‎Ventsim 1‎‏: شبیه سازی بصورت ‏‎Passive‎‏ بوده و بر اساس یک مدل خطی که محفظه ای برای تهویه انجام شده است. کنترل کننده فازی خروجی مدل را برای اصلاح ‏‎Setting‎‏ سیستم بکار می برد و مقادیر حجم حیاتی (جاری)، حداکثر فشار، تهویه دقیقه ای، و … و شکل موج حجم از شبیه سازی حاصل می گردند. 2- ‏‎Ventsim 2‎‏: بر اساس مشخصات تنفسی قابل اندازه گیری یا نتایج آزمایش ‏‎ABG‎‏ بیمار عمل کرده و با اعمال کنترل روی ‏‎Setting‎‏ سیسم مقادیر مطلوب حجم حیاتی، کسر غلظت اکسیژن تحویلی و ‏‎RR‎‏ را بدست می دهد.

بهینه سازی نمایش تصویری فعالیتهای حیاتی مغز با استفاده از ‏‎EEG‎‏

سال دفاع    1370

چکیده : اگر چه تصاویر ساختاری همچون ‏‎CT‎‏ و ‏‎MRI‎‏، تغییرات فیزیکی و آسیب های سلولی مغز را بخوبی نشان میدهند، اما برای بررسی عملکرد مغز مناسب نمی باشند. سیگنالهای ‏‎EEG‎‏ حاوی اطلاعات غنی و مفیدی در مورد عملکرد مغز می باشند. اما استخراج این اطلاعات پنهان در بطن این سیگنالها، برای پزشک دشوار بوده و در بعضی موارد امکان پذیر نیست. پردازش بیشتر این اطلاعات و تهیه نگاشت فعالیت حیاتی مغز، پزشک را قادر به فهم اطلاعات بصورت بلادرنگ و آسان می نماید و امکان خطا و اشتباه در تفسیر سیگنالهای ‏‎EEG‎‏ کمتر می شود. هدف این پایان نامه، بهینه سازی نمایش تصویری فعالیتهای حیاتی مغز می باشد. بدین منظور ابتدا آرایش مناسبتر الکترودها و سیستم های الکترودگذاری جدیدتر با تعداد الکترود بیشتر معرفی می گردد. لازم است این سیستم ها جایگزین سیستم بین المللی 20-10 شود که در آن تنها از 19 الکترود استفاده می شود و احتمال خطای الیاسینگ بیشتر است. همچنین برای تخمین مقدار پتانسیل در فواصل الکترودها، لازم است از روشهای درونیابی استفاده شود، تا نگاشتهای پیوسته ای حاصل شود. کیفیت و همواری این نگاشتها و همچنین صحت آنها مستلزم انتخاب یک روش درونیابی مناسب است. روشهای متعددی برای درونیابی موجود است که در این پایان نامه به بررسی آنها و بیان مزایا و معایبشان خواهیم پرداخت. با مقایسه کیفیت نگاشتهای بدست آمده بوسیله تعدادی از این روشها، روش (تبدیل فوریه) بعنوان کاملترین و بهترین روش درونیابی؛ همانطور که از نظر تئوری اثبات شده است؛ انتخاب میشود.

طراحی و ساخت یک سیستم پالس اکسیمتر دو کاناله کامپیوتری و بررسی اثرات تغییر طول موج

سال دفاع    1378

چکیده : محاسبه سریع درصد اشباع اکسیژن در موارد زیادی مانند عمل جراحی قلب باز، بیماران بخش های مراقبت ویژه، کنترل روند بیهوشی و … از اهمیت بسیار زیادی برخوردار می باشد. ضربان قلب نیز از پارامترهایی است که در موارد فوق دارای اهمیت خاص می باشد.در این پایان نامه ابتدا اصول اولیه و نیز چندین روش موجود برای محاسبه درصد اشباع اکسیژن و الگوریتم های موجود برای تحقیق تکنیک پالس اکسیمتری توضیح داده می شود. سپس ضمن بررسی طول موج های بکار رفته در پالس اکسیمتری، انواع پالس اکسیمترهای موجود و مزایا و معایت آنها بررسی و سیستمی طراحی و ساخته شده که در آن برای هر بیمار از دو پروب با چهار طول موج مختلف استفاده می شود. منابع نوری با طول موج های ‏‎940nm‎‏ و ‏‎660nm‎‏ در یک پروب و ‏‎660nm‎‏ و ‏‎850nm‎‏ در پروب دیگر تعبیه شده است. طریقه روشن شدن منابع نوری نیز به این ترتیب است که ابتدا منبع مادون قرمز ‏‎940nm‎‏ از پروب اول بهمراه قرمز ‏‎660nm‎‏ از پروب دوم روشن شده و کلیه محاسبات برای درصد اشباع های اکسیژن بالا توسط این دو طول موج انجام می شود. در صورت پایین آمدن درصد اشباع اکسیژن، بصورت اتوماتیک از دو طول موج دیگر بهمراه فرمول های محاسباتی مربوطه استفاده می شود. سیستم طراحی وساخته شده بهمراه نرم افزار آن بطور کامل توضیح داده شده و در پایان با توجه به نتایج بدست آمده پیشنهاداتی برای ادامه کار ارائه گردیده است.

هيدروكسي آپاتيت در مهندسي بافت استخوان

بهترين گزينه براي اعمال جراحي ارتوپدي، استفاده از پيوند استخوان ‏autologous‏ براي تحريك استخوان سازي و تثبيت ايمپلنت مي باشد؛ در حاليكه تعداد محدودي استخوان براي ‏autograft‏ (بافت خود فرد) موجود است و احتمال ايجاد مشكلات زيادي در محل دهنده وجود دارد.  ‏Allografts‏ ( بافت فرد ديگر) از بانك استخوان در حال حاضر راه كار ديگري است ، اما احتمال بالاي عواقبي چون بيماري ‏graft-versus-host‏ و انتقال بيماري هاي عفوني و در نتيجه پس زدن بافت وجود دارد. بنابراين استفاده از يك روش جايگزين مورد تحقيق قرار گرفته است. كشت سلول هاي استخوان زا روي داربست متخلخل مي تواند يك راه حل جديد براي پيوند استخوان  با استفاده از سلول هاي مزانشيمي خود شخص باشد.‏


ساختار استخوان

اولين قدم در مهندسي بافت استخوان و غضروف ، بررسي ساختار و عملكرد اين سلول ها است‎.‎‏ استخوان از يك قالب  يا ماتريس آلي محكم تشكيل شده كه به وسيلة رسوب املاح كلسيم تقويت مي شود. املاح متبلوري كه در ماتريس آلي استخوان رسوب مي كند، اصولا از كلسيم و فسفات تشكيل شده، كه هيدروكسي آپاتيت ناميده مي شود. هر بلور كريستال حدود 400 آنگستروم طول، 10 تا 30 آنگستروم ضخامت و 100 آنگستروم پهنا دارد و به شكل يك صفحه مسطح بلند است. ‏
هر فيبر كلاژن از قطعات تكرار شونده به فاصلة هر640  آنگستروم در طولش تشكيل شده است. بلورهاي هيدروكسي آپاتيت در مجاورت هر قطعه از فيبر قرار گرفته و محكم به آن مي‌چسبد، (شكل 1). اين اتصال نزديك از لغزيدن كريستالها و فيبرهاي كلاژن بر روي يكديگر و خارج  شدن از محل خود جلوگيري مي كند  و براي تأمين  استحكام استخوان ضروري است. ‏

هيدروكسي آپاتيت
هيدروكسي آپاتيت1 يك ماده معدني و از اشكال طبيعي كلسيم آپاتيت است و بطور طبيعي در استخوان ، دندان و مرجان هاي دريايي يافت مي‌شود. در بين خواص و ويژگي هاي هيدروكسي آپاتيت به عنوان يك بيومتريال ، مهمترين ويژگي را مي توان‎ ‎زيست سازگاري2 عالي آن دانست.‏‎ ‎در واقع هيدروكسي آپاتيت، زيست فعال است. زيست فعال بودن يك ماده توانايي آن ماده را براي اتصال به بافت زنده بدون ايجاد لايه كلاژني بيان مي كند. علاوه بر زيست سازگاري عالي ، به نظر مي رسد كه هيدروكسي آپاتيت پيوند شيميايي مستقيمي با بافت هاي سخت برقرار مي كند.
مهندسي بافت استخوان
مهندسي بافت علم طراحي و توليد بافت هاي جديد براي ترميم اندام هاي آسيب ديده و جايگزين قسمت هاي از دست رفته به علت عوامل مختلف است. در بين بافت هاي بدن ، استخوان پتانسيل بالايي براي توليد مجدد دارد و از اين رو يك نمونه مناسب براي مهندسي بافت به شمار مي رود. در شكستگي ها و عيوب بزرگ ، روند درمان كه توسط بدن انجام مي شود، كارساز نبوده و پيوند استخوان لازم مي شود. فاكتور هاي مؤثر در پيوند استخوان در شكل (2) نشان داده شده است. اولين گزينه استفاده از استخوان خود فرد (‏autograft‏) است، كه معمولا از استخوان لگن خاصره3 گرفته شده به محل مورد نظر پيوند زده مي شود. مقدار تقاضا براي پيوند از خود فرد يعني از منبع موجود تامين مي شود چون تنها برداشت نمونه هاي كوچك از بيمار امكان پذير است. يكي ديگر از مشكلات احساس درد و رنج بيمار در محل دهنده4 ، پس از عمل جراحي است. در ‏autograft‏ مدت زمان جراحي و در نتيجه هزينه ها و ريسك براي بيمار افزايش مي يابد.از ‏allograft‏ ( كه استخوان انسان ديگر پيوند زده مي شود) امروزه اغلب در جراحي هاي مفاصل پروستتيك استفاده مي شود. پيوند ‏Xenograft‏ اكثرا آپاتيت گاوي يا خوكي و مرجان هاي دريايي است. اين بافت ها مشكلاتي از قبيل كم دوامي ، استحكام مكانيكي غير قابل پيش بيني و ريسك انتقال بيماري را دارد.موفقيت هر پيوند استخوان مستلزم داشتن تعداد سلول استخوان زا كافي در محل است. يك پيوند استخوان ايده آل بايد بتواند يك قالب استخواني براي تجمع و رسوب استخوان ايجاد كند. فاكتورهاي رشد ‏osteoinductive‏ ، كه در استخوان طبيعي انسان وجود دارد، با تحريك سلول هاي بنيادي يا سلول هاي استخواني نابالغ به رشد و بالغ شدن ، استخوان را شكل مي دهد.‏
كشت سلول هاي استخوان زا5 روي داربست متخلخل مي تواند يك راه حل جديد براي پيوند استخوان  با استفاده از سلول هاي مزانشيمي خود شخص باشد. سلول هاي مزانشيمي را به روش استاتيك و در ‏spinner flasks‏ براي 1 ، 7 ، 14 و 21 روز كشت داده و قابليت تمايز ، تكثير و توزيع سلول ها را در واحد حجم داربست آنها بررسي و مقايسه خواهيم كرد. نرخ سرعت‎ ‎تمايز سلول هاي ‏‎ osteogenic‎‏ با  با سنجش فعاليت آلكالين فسفات6 و زنجيره پليمري ‏‎ real-time reverse transcriptase‎‏ براي 10 سلول ‏osteogenic‏ نشان دار شده ، مشخص مي شود. سرعت رشد سلول ها و تعداد سلول ها در داربست توسط مقدار ‏DNA‏ در تصويرهاي ‏SEM‏ و ميكروسكوپ  فلوئورسانس مشخص مي شود. ‏

رشد و تمايز سلول هاي مزانشيمي روي داربست هيدروكسي آپاتيت‏
در مهندسي بافت استخوان، يك استراژي كشت سلول هاي ‏osteogenic  ‎‏  روي داربست متخلخل است. هدف ارائه يك راه حل جديد براي پيوند استخوان با استفاده از سلول هاي مزانشيمي خود فرد است. سلول هاي مزانشيمي انسان را مي توان از مغز استخوان براي افزايش و گسترش و تمايز  در استئوبلاست7 ها در محيط ‏in vitro‏ استخراج  كرد، كه يك منبع سلول قابل توجهي است. تمايز سلول هاي مزانشيمي انسان‌‌ با مجموعه پيچيده اي از هورمون ها و فاكتورهاي ‏transcription‏ كه از ميان آنها ‏Cbfa1 ‎‏  و ‏osterix‏ مهم تر است، كنترل مي شود.
كشت سلول هاي مزانشيمي انسان روي داربست هاي ‏‎3D‎‏ به دليل ضعف توزيع غذا و اكسيژن رساني  به بخش مركزي داربست و حتي پخش و توزيع سلول ها ،آسان نيست. اين مشكل سايز‌‏‎ ‎داربست را در روش كشت استاتيك محدود مي‌كند، زيرا سلول ها تنها مي توانند حدود‌اً در عمق ‏m ‎‏µ 250  رشد كنند. روش هاي كشت ديناميك مختلفي مورد بررسي قرار گرفته شده تا بر مشكل نفوذ غلبه شود: كشت روي ‏orbital shaker ‎، ‏rotating wall vessel bioreactors ‎، ‏spinner flasks ‎و ‏bioreactors ‎‏  . در تحقيقات مختلفي نشان داده شد كه اين روش ها اثر مثبتي بر تكثير و‎ ‎تمايز سلول ها دارد.
مطالعات زيادي بيومتريال هاي متخلخل ‏‎3D‎‏ با ويژگي هاي ساختاري و شيميايي مختلف را براي  ترميم بافت استخوان مورد بررسي قرار داده. هيدروكسي آپاتيت از جمله موادي است كه ويژگي هاي مناسبي دارد و در فرم هاي مختلف، مورد تاييد ‏FDA‏ قرار گرفته است و در حال حاضر به عنوان پركننده استخوان كاربرد كلينيكي دارد. پارامترهاي مهم داربست تخلخل و اندازه سوراخ مناسب است. طراحي داربست هايي كه براي پيوند استخوان به كار مي‌رود، تقليدي از ساختار ميله ميله استخوان با سايز تخلخل هاي 200 و 900 ميكرومتر است. اندازه تخلخل براي غذا رساني سلول ها چسبندگي سلول ها ، رشد و در نتيجه تمايز داراي اهميت است.‏‎ ‎
هدف بررسي اثر كشت ديناميك و اندازه تخلخل هاي داربست روي سلول هاي بنيادي مغز استخوان انسان است. در اينجا از ‏hMSC- telomerase reverse transcriptase(TERT)‎‏ كه فنا ناپذيري و امكان تمايز دارد استفاده مي شود. از داربست هايي با تخلخل 200 و 500 ميكرومتر استفاده مي شود. سلول هاي مزانشيمي روي داربست ها به دو روش استاتيك و ديناميك كشت داده شده و توزيع و پخش ، تكثير و تمايز سلول ها بررسي مي شود.

 داربست
داربست از يك ‏core‏ از كلسيم كربنات با لايه اي نازك از هيدروكسي آپاتيت در لايه خارجي تر تشكيل شده است. قطر داربست ‏‎10mm‎‏ ، ارتفاع آن ‏‎2mm‎‏ و با يك ‏hole‏ مركزي ‏‎1.5mm‎‏ است. دو نوع داربست با تخلخل هاي ميانگين 200 و 500 ميكرومتر استفاده شده است. ‌تصاوير ‏CT‏µ و ‏SEM‏ داربست را در شكل 4 نشان داده شده است. رزولوشن تصاوير ‏CT‏µ با  40‏CT‏µ ، ‏‎16 µm ‎است. با ‏CT‏µ تخلخل داربست هاي با اندازه سوراخ 200 و 500 ميكرومتر به ترتيب %75 و %78 تعيين شده است. مساحت سطح ديواره داربست در واحد حجم هيدروكسي آپاتيت 56 و 81 ‏mm-1‎‏ براي داربست هاي با تخلخل 200 و 500 ميكرومتر مشخص شده است .‏
تصاوير ‏SEM‏ از داربست نشان مي‌دهد، كه داربست با تخلخل‌‏‎200-µm ‎‏ داراي تخلخل هاي با قطر‏‎100-200µm‎‏ و داربست با تخلخل ‏‎500-µm‎‏ داراي تخلخل هاي با قطر ‏‎300-500µm‎‏ است. ديواره داربست با بلورهاي سوزني شكل در مقياس نانو پوشيده شده است كه احتمالاً هيدروكسي آپاتيت است. ‏

كميت ‏DNA
DNA‏ از داربست استخراج مي شود، چون مقدار ‏DNA‏ متناسب با تعداد سلول ها است. به اين ترتيب مي توان تكثير سلول ها را پيگيري كرد. ( شكل ‏‎5‎‏ ) در روز 1 تعداد سلول بيشتري به داربست با تخلخل ‏‎500-µm‎‏  ، ‏‎109%‎‏ ، نسبت به داربست با تخلخل‌‏‎200-µm ‎‏ ، %74‏‎ ‎، چسبيده بود (‏‎ ‎به ازاي هر 106 سلول تقريبا ‏‎µg‎‏ 7 ‏DNA‏ داريم). براي كشت استاتيك در هر دو نوع داربست كاهش سطح ‏DNA‏ يا ثابت ماندن در 14 روز اول ديده مي شود. براي كشت استاتيك ، داربست با تخلخل ‏‎200-µm ‎‏ در روز 21 به نصف روز 1 كاهش يافته است و داربست با تخلخل ‏‎500-µm‎‏ در روز 21 كمي بيشتر از روز 1 است. در كشت ديناميك ، مقدار ‏DNA‏ براي  داربست با تخلخل ‏‎200-µm‎‏  در طول دوره ثابت مي ماند و در روز 21 بيشتر از كشت استاتيك است. به نظر مي‌رسد كه كشت ديناميك در و داربست با تخلخل ‏‎500-µm‎‏ اثر بيشتري بر تكثير سلول ها دارد، چون مقدار ‏DNA‏ در طول دوره افزايش مي يابد. اين امر با تعداد سلول بيشتر در روز 14 و 21 در هر دو روش كشت نشان داده شده است. در مقايسه داربست با تخلخل ‏‎200-µm‎‏ ،داربست با تخلخل ‏‎500-µm‎‏ سطح ‏DNA‏ بالاتري در روز 14 و 21 در هر دو روش كشت دارد. سطح ‏DNA‏ در تمام نقاط زماني براي داربست با تخلخل ‏‎500-µm‎‏ بدون توجه به روش كشت بالاتر است( براي روز 7 ، 14 و 21 ). ‏

‏ فعاليت ‏ALP
فعاليت ‏ALP‏ يكي از رايج ترين ماركرهاي استئوژنز8‎ ‎‏ است و براي سنجش تمايز سلول هاي استخوان سازي9 بكار مي رود. اين فعاليت بعد از يك مدت زمان مشخص به پيك مي رسد و دوباره كاهش مي يابد. در شكل ‏‎7‎‏ ، فعاليت‌‏ALP ‎‏ ترسيم شده است. در روز اول داربست با تخلخل ‏‎500-µm‎‏ در مقايسه با ‏‎200-µm‎، فعاليت‌‏ALP ‎‏ بالاتري دارد. براي داربست با تخلخل ‏‎200-µm‎‏ در كشت استاتيك فعاليت‏ALP ‎‏ بطور يكنواخت از روز 1 تا 21 افزايش يافت. در روش كشت ‏spinner flask‏ در داربست با تخلخل‎200-µm‎‏ ، فعاليت ‏ALP ‎‏ در روز 14 به حداكثر رسيده كه تفاوت فاحشي با كشت استاتيك دارد. در داربست با تخلخل ‏‎500-µm‎‏ ، فعاليت ‏ALP ‎‏ در روش كشت ‏spinner flask‏ نيز در روز 14 به حداكثر رسيد، ولي تفاوت چنداني با نمونه هاي كشت استاتيك ندارد.به علاوه در مقايسه  داربست ها با تخلخل ‏‎200-µm‎‏  و ‏‎500-µm‎‏ در روزهاي 7 و 14 در كشت ‏spinner flask‏  ، داربست با تخلخل‎200-µm‎‏ ، فعاليت ‏‎ ALP ‎‏ بالاتري دارد. سطح ‏ALP‏ در روزهاي 7 ، 14 و 21 بدون در نظر گرفتن روش كشت براي داربست با تخلخل ‏‎500-µm‎‏ پايين تر است. ‏

بافت شناسي10
‎ ‎به منظور تعيين چگونگي توزيع سلول ها در داربست ، از قسمت مركزي داربست قسمتي را برش داده و رنگ آميزي كرده و سپس تصاويري توسط ميكروسكوپ فلوئوررسانس تهيه شده است. تصاوير از بخش فوقاني تا تحتاني مقطع مركزي داربست تهيه شد. (شكل ‏‎7‎‏ ) تفاوت آشكاري بين كشت ديناميك و استاتيك در هر دو نوع داربست در روز 21 مشاهده مي شود. همچنين شكل نشان مي دهد كه تعداد سلول بيشتري در داربست با تخلخل ‏‎500-µm‎‏ در نقاط زماني مورد بررسي وجود دارد. در روز 21 كشت استاتيك داربست با تخلخل ‏‎200-µm‎‏  ، لايه نازكي از سلول ها در محيط بيروني داربست و تعداد بسيار كمي سلول در بخش مركزي داربست وجود دارد. به علاوه ، نتايج بافت شناسي مشخص مي كند كه در كشت استاتيك داربست با تخلخل ‏‎200-µm‎‏ ، تعداد سلول ها از روز اول تا 21 كاهش يافته است. از سوي ديگر ، افزايش تعداد سلول ها در روش كشت ديناميك از روز اول تا 21 در داربست با تخلخل ‏‎200-µm‎‏ مشاهده مي شود و تعداد زيادي سلول در قسمت مركزي داربست موجود است. با مقايسه شكل هاي ‏‎7D‎‏ و ‏‎7E‎‏ معلوم مي شود كه در كشت استاتيك داربست با تخلخل‎500-µm‎‏ ‏‎ ‎، تعداد سلول ها ثابت مانده است. مانند داربست با تخلخل ‏‎200-µm‎‏ ، تعداد سلول ها در كشت ديناميك از روز اول تا بيست و يكم افزايش قابل توجهي داشته و تعداد زيادي سلول در بخش مركزي داربست وجود دارد.

 ‏
S ‎EM
جهت بررسي مورفولوژي سلول ، از سطح فوقاني داربست تصاوير ‏SEM‏ تهيه شده است (شكل-‏‎8‎‏ ) . در روز اول تفاوت آشكاري بين داربست هاي با تخلخل ‏‎200-µm‎‏ و ‏‎500-µm‎‏ وجود دارد. ‏
تعداد سلول بيشتري در داربست با تخلخل ‏‎500-µm‎‏ وجود دارد‌ و شروع به تشكيل سطح سلول ها كرده در حاليكه سلول ها در داربست با تخلخل ‏‎200-µm‎‏ از هم منفك تر است . در روز 21 از كشت استاتيك ، يك صفحه نازك از سلول ها و ماتريكس داربست هاي با تخلخل ‏‎200-µm‎‏ و ‏‎500-µm‎‏   پوشانده است . در روز 21 كشت ديناميك ، لايه ضخيمي از سلول و ماتريس خارج سلولي در دو داربست با تخلخل ‏‎200-µm‎‏ و ‏‎500-µm‎‏ وجود دارد. در شكل هاي ‏‎8G‎‏ و ‏‎8H‎‏ تصاوير ‏close-up‏ چسبندگي سلول ها را به ماتريكس نشان مي دهند. اين شكل ها مشخص مي‌كند كه در هر دو داربست با تخلخل ‏‎200-µm‎‏ و ‏‎500-µm‎‏ در روز اول نقاط كانوني اتصال سلول ها در سطح زبر و خشن بلورهاي هيدروكسي آپاتيت است كه با جزئيات در شكل ‏‎4E‎‏ نشان داده شده بود. ‌اغلب بلورهاي هيدروكسي آپاتيت در درون تخلخل هاي داربست واقع مي شود و تمايلي به قرار گرفتن در مقاطع برش بالا و پايين ندارد. ‏

نتيجه گيري
دو روش كشت و داربست هايي با دو اندازه تخلخل مختلف بررسي شده قابليت ‏‎ ‎تمايز ، تكثير و توزيع سلول ها را در واحد حجم داربست آنها بررسي و مقايسه شد. طبق نتايج به دست آمده كه داربست هاي با تخلخل ‏m ‎‏µ 200 داراي نرخ سرعت‏‎ ‎تمايز سلول هاي استخوان زاي بالاتري نسبت به داربست‌هاي با تخلخل ‏m ‎‏µ 500 است و از طرفي در داربست هاي با تخلخل ‏m ‎‏µ 500 سرعت رشد سلول ها بيشتر و تعداد سلول بيشتري نيز در داربست وجود دارد. بنابراين ميكرو تخلخل هاي يك داربست ‏‎3D‎‏ بيومتريال مي تواند براي كنترل سلول هاي مزانشيمي انسان به منظور خاص بكار رود. همچنين مشخص شدكه روش كشت ديناميك ‏spinner flasks‏ باعث افزايش تكثير ، تمايز و ‏‎ ‎توزيع و پخش سلول ها در داربست مي‌شود. پس كشت ديناميك ‏spinner flasks‏ يك سيستم ساده براي استفاده و هزينه معقول براي كشت سلول هاي مزانشيمي انسان روي داربست هاي ‏‎3D‎‏ در اندازه‌هاي كوچك تا متوسط است.  مطالعاتي در محيط ‏vivo‏ لازم است، تا مشخص شود كدام ‏MSC/scaffolds‏ براي كاربردهاي كلينيكي مناسب است. ‏

1 Hydroxyapatite‏ ‏‎ (HA)‎
2 Biocompability
3 Pelvic
4 Donor site
5 Osteogen
6 Alkaline phosphatase
7 Osteoblasts
8 Osteogenesis‎
9 Osteogenic‎
10 Histology

 

گرايش هاي مقطع ليسانس مهندسی پزشکی در خارج از کشور

اين رشته در خارج از كشور داراي دو گرايش

الف) مهندسي زيست پزشكي

ب) مهندسي پزشكي باليني

مي باشد كه مهندسي زيست پزشكي بيشتر در زمينه طراحي و ساخت ابزار پزشكي و ثبت سيگنالهاي حياتي مي باشد و ارتباط زيادي با مهندسي برق دارد. مهندسي پزشكي باليني بيشتر به بيمارستانها و مراكز درماني ارتباط دارد.

آمبولیزاسیون ، ضایعات عروقی(متن کامل)

آمبولیزاسیون نوعی درمان است که در آن اجسام گوناگونی به داخل سیستم خونرسانی وارد می گردند تا عروق را مسدود نمایند، همچنین برای بند آوردن یا پیش گیری از خونریزی، از کار انداختن ساختار، تومور یا ارگان به وسیله مسدود کردن خونرسانی آن، یا کم کردن جریان خون به یک مالفورماسیون شریانی – وریدی تعریف می شود (2000 ، Stedman ).

آمبولیزاسیون یا آمبولوتراپی توسط رادیولوژیستی که دوره فلوشیپی در رادیولوژی تهاجمی (interventional radiology) را گذرانده است انجام می شود.

در انجام آمبولیزاسیون سه هدف درمانی دنبال می شود :

1-       هدف کمک به درمان اصلی، مثل قبل از انجام عمل جراحی، کمک به کموتراپی یا پرتودرمانی،

2-   هدف درمانی،مثل درمان قطعی مثل آنهایی که در موارد آنوریسم ها،فیستول شریانی وریدی(AVFs) ، مالفورماسیون شریانی وریدی (AVMs) و خونریزی های به دنبال تروما انجام می شود.

3-   هدف تسکینی ، مثل علائم را تسکین دادن، مثل یکAVM بزرگ که توسط انجام آمبولوتراپی به تنهایی، قابل بهبود یافتن نیست.

موارد پزشکی که توسط آمبولوتراپی درمان می شوند را می توان به گروههای زیر تقسیم بندی کرد :

1- آنومالی های عروقی مثلAVM  و AVF، مالفورماسیون وریدی (VM) مالفورماسیون لنفی (LM) و همانژیوم.

2-خونریزی مثل ، سودوآنوریسم ها و لوله گوارشی(GI tract) ، لگن، پس از تروما، خونریزی بینی (epistaxis) و خلط خونین.

3- موارد دیگر، مثل تومورها، واریکوسل ها، قطع ارگانها.

اجسام و مواد آمبولیزاسیون

مواد مورد استفاده در آمبولیزاسیون شامل کویلها، اتانول، sodium tetradecylsulfate ، cyanoacrylate ، پلی ونیل الکل (PVA) ، اجسام کروی میکرونی ( میکروسفرها microspheres ) و اسفنج های ژلاتینی ( ژل فوم ) و موارد دیگر می باشد.

کویلها   Coils

کویلها به دو دسته میکروکویلها و ماکروکویلها تقسیم می شوند. ماکروکویلها که کویلهای Gianturco نیز نامیده می شوند، اولین بار در سال 1975  معرفی شدند. کویلها این مزیت را دارند که تحت هدایت فلورسکوپی به طور دقیق، درموقعیت و مکان مورد نظر قرار می گیرند. انسدادهای حاصله در هنگام استفاده از کویل بیشتر از آنکه مربوط به انسداد لومن توسط خود کویل باشد، حاصل ترومبوزهای ایجاد شده توسط کویل است به منظور افزایش دادن اثر ترومبوژنیک، دنباله های Dacron wool به کویلها متصل شده اند. کویلها سایزهای متنوعی دارند و از طریق کاتترهای معمولی مورد استفاده نیز قابل انتقال می باشند (4-5F).

میکروکویلها ( کویلهای پلاتینیوم ) از طریق میکروکاتترها( F 3/5-2/2 ) قابل انتقال هستند. مخصوصاً آنها در هنگام آمبولیزاسیون سوپرسلکتیو  توسط کویل بسیار کاربرد دارند. میکروکویلها بسیار ترومبوژنیک، رادیواپاک و زیست سازگار می باشند. از طرف دیگر، اثر ترومبوژنیک، عمدتاً حاصل افزودن فیبرهای ترکیبی ( synthetic) یا سیلک ( ابریشمی silk) ، می باشد و نه حاصل از کویل.

Collateralization ( ایجاد شریانهای collateral ) عدم مزیت بالقوه آمبولیزاسیون توسط کویل می باشد و می تواند به برقراری مجدد جریان و خونرسانی عروقی که با کویل آمبولیزه شده اند، منتج شود. علاوه بر آن، هنگامی که در آمبولیزاسیون توسط کویل، قسمت پروگزیمال مسدود گردد، اینترونشن مجدد ازطریق همان شریان اگر غیر ممکن نباشد بسیار مشکل خواهد بود. در حال حاضر کویلهای detachable مکانیکی و الکترونیکی موجود می باشند.

اتانول Ethanol

در حال حاضر اتانول ( الکل مطلق ) عمومی ترین ماده مایع مورد استفاده است. آمبولیزاسیون توسط الکل مطلق اثر سمی مستقیمی بر روی اندوتلیوم دارد که سیستم انعقادی (coagulation) را فعال می کند و سبب تجمع میکرونی (microaggregation) گلبولهای قرمز خون می شوند.

در درمان مالفورماسیون های عروقی، اتانول پتانسیل اثر درمانی بالقوه خود را در مقایسه با اثر تسکینی دیده شده توسط سایر مواد آمبولیک ثابت نموده است. انسداد لومن در چند دقیقه یا روز اتفاق می افتد. اتانول اگر به بستر مویرگی هر بافت برسد آسیب می رساند ( مثل پوست )، و معمولاً سبب تورم بارز نسج نرم می شود، که ممکن است به دنبال آن، سبب سندرم کمپارتمان  (compartment syndrome) ( بهم فشردگی عصب nerve compression ) شود.

هنگامی که الکل مطلق با ماده حاجب مخلوط گردد و از کاتتر های کوچکی استفاده شود، آمبولیزاسیون سوپرسلکتیو عروق تحت هدایت فلورسکوپی قابل انجام است. روغن (Ethiodol) Ethiodized یک ماده حاجب روغنی است که به طور معمول استفاده می شود.

در صورتی که مقدار زیادی الکل مطلق وارد گردش خون سیستمیک شود، اثرات سمی می تواند اتفاق بیفتد. این موارد شامل depression سیستم عصبی مرکزی (CNS)، همولیزیز (hemolysis) و ایست قلبی است. تزریق آهسته و با احتیاط با استفاده از کاتترهای بالون دار مسدود کننده شریان به منظور انتقال اتانول و با اعمال کمپرس دستی بر روی وریدهای تخلیه کننده آن ( یا کنترل شریان بند tourniquet control ) یا باانسداد سیستم تخلیه کننده آن توسط بالون، شستشوی (washout) الکل را از ضایعه کاهش داده وتوکسیسیتی (سمیت) حاد سیستمیک را کاهش می دهد. اتانول به میزان mg/kg 1 بیشترین مقداری است که در طی یک جلسه می توان تزریق نمود.

Sodium tetradecyl sulfate

(sotradecol) sodium tetradecyl sulfate یکی دیگر از مواد اسکلروزانت (sclerosant) است.این ماده شامل 2% بنزیل الکل ( benzyl alcohol) است و به طور معمول در مالفورماسیون های وریدی (VM) و واریسها کاربرد دارد. استفاده از این ماده ناراحتی کمتری برای بیمار ایجاد می کند و در مقایسه با الکل مطلق ملاحظه شده است که از اثر سمی کمی برخوردار است. بنابراین، برخی ضایعات را می توان بدون بیهوشی عمومی درمان نمود.  ازSodium tetradecyl sulfate به عنوان sclerosant می توان از غلظت های مختلفی استفاده کرد (%3-1)، با این حال تولید این ماده در ایالات متحده متوقف شده است. اخیراً مولف شروع به استفاده از (Ethamolin; Questcor Pharmaceuticals, Hayward, calif) ethonlamine oleateبا همان اندیکاسیون ها به جای sodium tetradecyl نموده است.

Cyanoacrylate

Cyanoacrylate یا N-butyl-2-cyanoacrylate (NBCA) مایع چسبنده ای است که به سرعت جامد می شود و اغلب به عنوان چسب (glue) شناخته شده است. ماده به سرعت در تماس با خون یا مایع یونی دیگر سخت می شود ( پولیمریزه می شود). پولیمریزه شدن منتج به یک واکنش حرارت زا (exothermic) می شود که دیواره عروق را تخریب می نماید.

نفوذ (penetration) به بستر مویرگی سبب آسیب شدید بافت می شود. با توجه به پولیمریزه شدن سریع، کاتتریزاسیون هم محور (coaxial)، در موقعیت صحیح قرار دادن کاتتر منتقل کننده، و مهارت قابل توجه به منظور آمبولیزاسیون توسط NBCA مورد نیاز است. هنگامی که میکروکاتتر در موقعیت مناسبی قرار داده شد، کاتتر توسط دکستروز %5 شسته می شود تا از خون یا ماده حاجب پاک شود.

تحت کنترل فلوروسکوپی مخلوط NBCA و ماده حاجب روغنی از طریق کاتتر تزریق می شود.به محض اینکه شکل شاخه های عروقی در تصویر فلورسکوپی نمایان شد، میکروکاتتر منتقل کننده ماده به سرعت از محل دور می شود به طوریکه نوک کاتتر به عروق نچسبد، دوباره کاتتر به سرعت با دکستروز %5 شسته می شود تا بتوان از آن در طی این آزمون دوباره استفاده نمود.واکنش التهابی جسم خارجی ، عدم مزیت اصلی استفاده از این ماده آمبولیزه کننده است.

Polyvinyl alcohol (PVA)

PVA از شبکه بندی (Ivalon) PVA با فرمالدهید (formaldehyde) بدست می آید. در حال حاضر PVA به صورت ذراتی با اندازه های گوناگون موجود می باشد. برای اندازه های به بزرگی μm710 ، از میکروکاتتر می توان به منظور انتقال آنها استفاده کرد.

انجام آمبولیزاسیون موفق با ذرات PVA بستگی به تشکیل ترومبوز در بخش بزرگی از عروق آمبولیزه شده دارد. به طوریکه بیشتر از آنکه با ذرات PVA پر شود، توسط ترومبوز پر گردد. از نظربافت شناسی، این ماده سبب ترومبوز اینترالومینال همراه با واکنشهای التهابی و ارگانیزاسیون متعاقب ترومبوز می گردد. PVA به عنوان ماده آمبولیزه کننده دائمی شناخته شده است، به خاطر میزان پائین recanalization عروق آمبولیزه شده، PVA قابل جذب نیست (absorbable) و انسداد دائمی ایجاد می نماید. معمولاً PVA به صورت مخلوط با ماده حاجب و محلول سدیم کلراید ایزوتونیک تحت هدایت فلوروسکوپی تزریق می گردد. توده شدن ذرات PVA را می توان با استفاده از ماده حاجب رقیق شده در سوسپانسیون با دانسیته یکسان به حداقل رساند. به عنوان مثال، امنی پاک و محلول سدیم کلراید به نسبت  1:0.4 برای سوسپانسیون ذره استفاده می شود. ذرات PVA تمایل به توده شدن در عروق را دارند و به محض اینکه تزریق شدند، به طور بالقوه منجر به انسداد در قسمت پروگزیمال تری نسبت به محل مورد نظر می شوند. مخلوط رقیق شده به قسمت های دیستال تر پیشروی می نمایند. در حالیکه مخلوط غلیظ شده سبب انسدادهای پروگزیمال می گردد.

 Tris acryl gelatin microspheres

میکرسفرها (Embosphere; Biosphere Medical, Rockland ,Mass)  زیست سازگار، هیدروفیلیک غیر قابل جذب مجدد (nonresorbable) می باشند و ذرات با اندازه های معین هستند که از یک پلیمر اکریلیک و با ژلاتین خوکی اشباع شده اند. میکروسفرها در اندازه های μm 1200-40 موجود می باشند و آنها در محلول استریل کلرید سدیم appyrogenic تولید می شوند.

به منظور میسر ساختن نتیجه کلینیکی مطلوب، اندازه میکروسفرها و کاتتر مورد نظر بایستی طوری انتخاب شود تا با اندازه عروق هدف بهترین انطباق را داشته باشند. به عنوان مثال، در هنگام آمبولیزاسیون AVMها، اندازه ذرات طوری انتخاب شوند که موجب انسداد nidus شود بدون اینکه از آن عبور کند و وارد گردش خون سیستمیک شود. این ذرات معمولاً به صورت توده در نمی آیند و این مورد مزیت این میکروسفرها در مقایسه با ذرات PVM است.

میکروسفرها قادر به تحمل فشار موقتی %30-20 هستند تا عبورشان از کاتتر آسانتر شود. وقتی که از تکنیک coaxial استفاده شود، می توان میکروسفرهای به بزرگی μm 700 را به منظور آمبولیزاسیون از یک میکروکاتتر به اندازه Fr  3.0- 2.5 عبور دارد.

با توجه به این که میکروسفرها رادیواپاک نیستند، از ماده حاجب بایستی استفاده شود تا آمبولیزاسیون را تحت هدایت فلورسکوپی انجام داد. میکروسفرها به عنوان ذرات آمبولیزه کننده دائمی شناخته شده اند.

Gel foam

ژل فوم اسفنج ژلاتینی استریلی است که به عنوان عامل بند آورنده خون (hemostasis) در سطوح خونریزی کننده یا به عنوان ماده آمبولیزه کننده موقتی اینتراواسکولار به کار می رود. ژل فوم ماده ای غیر محلول در آب، زرد کمرنگ، غیر کشسان (nonelastic)، متخلخل و قابل انعطاف می باشد. ژل فوم بدون ساییدن بریده می شود ، و می تواند چندین برابر وزنش خون و دیگر مایعات را جذب کند و نگه دارد. ژل فوم معمولاً به طور کامل جذب می شود (بسته به مقدار استفاده شده، درجه اشباع با خون، و محلی که از آن استفاده شده است)، با واکنش بافتی مختصر. هنگامی که از آن به عنوان ماده آمبولیزه کننده استفاده می شود. عروق در طی هفته های بعد reconalize می شوند. ژل فوم در بسته های  استریل که داخل بسته دیگری می باشد  و در اندازه های12mm تا cm 6 موجود می باشد.

مواد دیگر

موادی که کمتر و یا قبلاً مورد استفاده قرار می گرفتند، شامل بالونها، کلاژن میکروفیبریلار (Avitene) ، (Ethiodol) ethiodized oil،مواد مشتق از خود (autologous) ، ethylene vinyl alcohol، alginates، phosphoryl choline، sodium morrhuate، مواد حاجب داغ و دکستروز %50 می باشد.

آنومالیهای عروقی vascular Anomalies

آنومالیهای عروقی به دو دسته طبقه بندی می شوند: همانژیومها و مالفورماسیونهای عروقی . مالفورماسیونهای عروقی طبقه بندی دیگری دارند :

 ضایعات (AVM, AVF) High-flow ، ضایعات low-flow ( مالفورماسیونهای مویرگی، VMو LM ) یا مالفورماسیونهای عروقی ترکیبی هستند. آمبولوتراپی توسط مواد آمبولیزه کننده متنوع به طور معمول در درمان آنومالیهای عروقی به کار می رود.

همانژیوم  (Hemangioma)

همانژیومها تومورهای خوش خیمی هستند که در اکثر بیماران نیاز به درمان ندارند. در بیماران اندکی، ممکن است انجام آمبولیزاسیون ضروری باشد ( به خصوص در بیمارانی که به  درمان فوری نیاز می باشد ) بدلیل خونریزی خودبخودی یا ابنرمالی فانکشنال که به علت اندازه خیلی بزرگ ضایعه یا موقعیت آناتومیکی خاص ایجاد شده است یا به خاطر نارسایی congestive بارز قلب. علاوه بر آن، انجام آمبولوتراپی قبل از برداشتن تومور در بیماران کاندید عمل جراحی و در بیمارانی که در آنها همانژیواندوتلیوما (hemangioendothelioma) سبب پدیده kasabach-merritt (platelet trapping) می شود، صورت می گیرد. آمبولوتراپی همانژیوما یا همانژیواند وتلیوما با استفاده از ذرات قابل انجام می باشد.

هدف آمبولوتراپی انسداد درصد زیادی از عروق تومور می باشد تا توسط آن از به دام انداختن و انهدام بیشتر پلاکتها و عود سریع ضایعه جلوگیری نمایند. در برخی تومورها بدلیل revascularization نیاز به انجام چندین جلسه آمبولوتراپی می باشد. همانژیواندوتلیوماهای هپاتیک کودکان (infantile)، نوعی از همانژیومای کودکان ، معمولاً متعدد می باشند وبارها به علت CHF پیچیده تر شده اند.

در محیط کلینیکی هدف از آمبولوتراپی، کاهش جریان خون شریانی هپاتیک است.مواد آمبولیزه کننده گوناگونی مورد استفاده قرار می گیرند.از کویلها به منظور درمان همانژیوما به ندرت استفاده می شود. در برخی بیماران، آمبولیزاسیون شریانهای مجاور دیگر ( مثلاً intercostals ) ممکن است لازم باشد.

پورتوگرافی شریانی (Arterial portography) بایستی انجام شود تا امکان خونگیری تومور از سیستم پورت را بررسی کند. نوع نادری که  همانژیومای غیر عود کننده ( noninvoluting hemangioma) نامیده می شود،در جمعیت افراد بالغ پیدا می شود. که همچنین ممکن است به آمبولیزاسیون ترانس لومینال پاسخ دهد ( معمولاً به ذراتی مثل PVA یا میکروسفرها )، این آزمون اساساً به منظور بهبود وضع ظاهری انجام می شود.

مالفورماسیون شریانی – وریدی  (Arteriovenous Malformation)

AVM ها به طور معمول توسط یک nidus عروق ابنرمال مشخص می شوند که در آن انحراف خون شریان به وریدها اتفاق می افتد. این آنومالیهای عروق معمولا در زمان کودکی حضور دارند اما اغلب افزایش ناگهانی در اندازه شان در پاسخ به تروما، هورمونها یا دیگر محرکها ایجاد می شود. اگر چه AVM ها از نظر کلینیکی در بین جراحان تقسیم بندی شده اند ولی هیچ سیستم درجه بندی برای تصویربرداری ایجاد نشده است. بیشتر AVM ها را می توان با آمبولیزاسیون از طریق کاتتر و یا اسکلروتراپی (Sclerotherapy)، درمان یا کنترل نمود. برخی از AVM های مرکزی (focal) توسط برش جراحی درمان می شوند. آمبولیزاسیون قسمت های پروگزیمال یا بستن شریانهای تغذیه کننده AVM معمولاً به خاطر ایجاد collateral های متعاقب آن، شرایط را بدتر می کند و آمبولیزاسیون ترانس لومینال nidus پس از آن امکانپذیر نمی باشد. با توسعه collateral ها درمان از طریق کاتتر مشکل می گردد،با این حال ممکن است آمبولیزاسیون شریانهای تغذیه کننده قبل از عمل جراحی انجام شود.

چنانچه در حین آمبولوتراپی اولیه امکان داشت، nidus بایستی آمبولیزه شود. در تجربیات مولف، الکل مطلق به طور معمول استفاده می شود، و موثرترین ماده دردرمان AVM است. در صورتی که دسترسی به nidus از طریق شریانهای تغذیه کننده امکان پذیر نبود، می توان سعی کرد تا nidus را به طور مستقیم از طریق پوست کانوله کرد. روش درمانی دیگر در این بیماران انسداد امبولیک جریان وریدی است.

Cervicofacial AVMs

در AVM های dental arcade ، خونریزی های خودبخودی یا در اثر حادثه catastrophic ، در حین کشیدن دندان یک مسئله عادی است. آمبولیزاسیون AVM در این ناحیه نیاز به کاتتریزاسیون سوپرسلکتیو شاخه های درگیر شریان کاروتید خارجی و شاخه های شریانی نواحی دیگر ( مثل thyrocervical trunk ) دارد که با استفاده از میکروکاتترها و تکنیک coaxial انجام می شود. آمبولوتراپی با توجه به ماهیت و اندازه مالفورماسیون توسط NBCA، الکل، ذرات  و یا میکروکویلها قابل انجام می باشد، از ژل فوم نیز می توان به منظور آمبولیزاسیون قبل از انجام عمل جراحی استفاده نمود. بیمارانی که AVMهای دندانی همراه با خونریزی حاد و دندان لق دارند قبل از آنکه بخواهند دندانشان را بکشند بایستی بی درنگ آمبولیزاسیون را انجام دهند. عوارض احتمالی همراه با آمبولوتراپی AVMهای Cervicofacial شامل سکته (stroke)، فلج عصب ، نکروز پوستی، عفونت، کوری، و آمبولی پولمونری است.

AVM های اندام

در اندام ها، AVM ها می توانند منتشر باشند و ممکن است کل اندام را درگیر نمایند (Parkes –Weber syndrome) . AVM های اندام به طور معمول با اختلاف طول اندام ، برون ده قلبی بالا  (High cardiac out put)، درد و زخم همراه می باشد. ضایعات اندام به وسیله آمبولیزاسیون متعدد، و یا عمل جراحی یا قطع اندام قابل درمان می باشند. به طور تصادفی برخی از AVMهای کوچک اندام در جمعیت افراد مسن تشخیص داده میشود و معمولاً etiology نامعلومی دارند و اهمیت کلینیکی دارند ( شکل 1 )

انجام آزمون آنژیوگرافی قبل از آمبولیزاسیون به منظور تعیین شریانهای تغذیه کننده و وریدهای تخلیه شونده مهم می باشد. در حین تزریق ماده حاجب، میزان و مدت زمان تزریق بایستی طوری تعیین شود که اتصالهای شریانی – وریدی به درستی مشخص شوند. میزان تزریق بالا در زمان کوتاه برای بررسی AVMها متناسب می باشد.

انجام کاتتریزاسیون سلکتیو توسط میکروکاتترها به منظور رسیدن به nidus ضروری می باشد ( شکل -42). عوارض عمده آمبولوتراپی شاید، شامل نکروز پوست (تاول(blisters، آمبولیزاسیون غیر از هدف ( که شامل آمبولی ریوی هم می شود ) و سمی شدن( توکسیسیتی toxicity ) اسکلرزانت سیستمیک اگر از ماده مایعی ( مثل الکل ) استفاده شود، می باشد.

AVM های پولمونری (Pulmonary AVMs)

به AVMهای پولمونری، AVF های پولمونری هم می گویند. آنها مشارکت زیادی با سندرم Osler-weber-Rendu ( همچنین سندرم hereditary hemorrhagic telangiectasia ) دارند. علائم آن شامل dyspnea، cyanosis وclubbing می شود. آمبولیزاسیون پارادوکسیک  ممکن است سبب سکته یا آبسه مغزی شود. این آنومالی بر اساس تعداد شریانهای تغذیه کننده (feeder) و تعداد وریدهای تخلیه کننده به دو دسته ساده و پیچیده تقسیم می شود. در ضایعات ساده، یک شریان و ورید منفرد درگیر می باشند. در ضایعات پیچیده دو یا تعداد بیشتری شریانهای خون رسان و یک یا چند ورید تخلیه کننده درگیر هستند.

بیشتر AVM های پولمونری (%80) ساده می باشند. اگر چه عمل جراحی ( توراکوتومی و برداشتن آنها ) روش سنتی درمان است ، در حال حاضر آمبولیزاسیون از طریق کاتتر روش ارجح می باشد. انجام آمبولیزاسیون ترانس کاتتر همراه با کاهش بارزی در میزان morbidity وmortality می باشد ، بخصوص در سندرم hereditary hemorrhagic telongiectasis. در ایالات متحده ، تنها ماده آمبولیزه کننده مورد استفاده کویلها می باشند. آمبولوتراپی توسط بالونهای detachable در حال حاضر انجام نمی شود ( توسط FDA آمریکا تایید نشده است). عوارض احتمالی بدنبال آمبولوتراپی ، شامل آمبولیزاسیون غیر از هدف در گردش خون سیستمیک (از طریق شانت AVM ) یا در دیگر شریانهای پولمونری غیر درگیر می باشد.بنابراین برآورد کردن  اندازه متناسب کویل با شریان تغذیه کننده ضروری است. انجام آنژیوگرافی اولیه به منظور بررسی شریانهای feeder و وریدهای تخلیه کننده AVM، همچنین برای بررسی اندازه feederها ضروری است. اساساً آمبولیزاسیون موفق، با کارگذاری یک یا چندین کویل در شریان تغذیه کننده کامل می شود، که جریان خون را در شانت AVM مسدود می نماید.

 به طور کلی ، شریانهای تغذیه کننده بزرگتر از mm 3 بایستی آمبولیزه شوند. Feeder های کوچکتر از mm3 از ریسک پائینی از آمبولیزاسیون پارادوکسیک برخوردارند و بایستی از آنها صرف نظر کرد، مگر اینکه آنها از نوع ساده باشند و از نظر تکنیکی آمبولیزاسیون آنها آسان باشد. یک کویل که 2 تا 3 میلی متر بزرگتر از شریان تغذیه کننده می باشد معمولاً انتخاب می شود . در صورتی که شریان تغذیه کننده قطر بزرگی داشت ( mm 12 > ) انسداد شریان پروگزیمال توسط بالون از طریق پانکچر کشاله ران دیگر بایستی برای کنترل بیشتر جایگزینی کویل استفاده شود. سندرم پس از آمبولیزاسیون می تواند اتفاق بیفتد و توسط درد قفسه سینه پلورتیک (pleuretic chest pain) ، مایع پلور، آتلکتازی، تب و لوکو سیتوزیس (leukocytosis) قابل تشخیص است.

(AVF) Arteriovenous fistula

AVFها ارتباطهای شریانی – وریدی نسبتاً بزرگی هستند و می توانند مادرزادی باشند و یا بدنبال تروما، جراحی و یا ابنرمالیتی عروقی ( مثل نروفیبروماتوز ) ایجاد شوند. AVF ها در هر جای بدن مشاهده می شوند و  ممکن است با نارسایی قلبی، اختلالات رشد موضعی، کمبودهای نورولوژیکی و تغییرات ایسکمیک همراه باشد. بر خلاف AVMها، AVFها بوسیله آمبولوتراپی قابل درمان هستند. تکنیک آمبولوتراپی با توجه به اندازه، موقعیت و همودینامیک ضایعات استفاده می شود. هدف آمبولوتراپی انسداد فیستول و ورید تخلیه کننده آن است.

آمبولیزاسیون را می توان با استفاده از کویلها، بالون ها وچسب های بافتی انجام داد. ژل فوم و ذرات برای آمبولیزاسیون AVF مناسب نمی باشند. کویلهای یا بالونهای detachable برای آمبولیزاسیون ایده آل می باشند چون این مواد آمبولیزه کننده را قبل از آنکه جدا گردند می توان در بهترین موقعیت قرار داد. همچنین بالون ها این مزیت را دارند که قابل انطباق با اندازه و شکل عروق ابنرمال می باشند. میکروکویلها از چندین برتری نسبت به ماکروکویلها برخوردارند. آنها فرومغناطیس نیستند، از طریق میکروکاتترها کار گذاشته می شوند و همینطور آرتیفکت های بارزی را در مطالعات MRI بعدی ایجاد نمی نمایند.

این امکان وجود دارد که میکروکویلها از محل خود خارج شوند ، با این حال این مشکل را می توان با انجام تکنیکهای کنترل جریان ( مثل انسداد توسط بالون tourniquet ( شریان بند ) یا کنترل توسط کاف فشار خون ) انجام داد. عدم مزیت دیگر آمبولیزاسیون توسط کویل این است که امکان حل شدن لخته تشکیل شده به دور کویل وجود دارد که منتج به recanlalization می شود. قرار دادن مناسب چندین کویل (packing) احتمال recanlalization را کاهش می دهد. همچنین امکان دارد با خیس نمودن کویل توسط ترومبین قبل از جایگزینی آن (deployment) یا با تزریق مواد اسکلروزانت به دور کویلها ترومبوزیز افزایش یابد . چنانچه packing کافی کویل صورت نگرفت ، از چسب بافت می توان به طور موثر همراه با کویلها استفاده نمود. استنت های روکش شده از پتانسیل زیادی برای جایگزینی کویل در درمان عروق درگیر AVFها برخوردارند.

مالفورماسیونهای وریدی (Venous Malformation)

VMها شایع ترین نوع مالفورماسیون های عروقی هستند و از نظر اندازه، و حضور کلینیکی به طور بارزی متنوع می باشند. این ضایعات ( که معمولاً توسط رنگ پریدگی متمایل به آبی همراه با تورم و درد تشخیص داده میشوند ) ممکن است با سندرم های سیستمیک همراه باشند، مثل سندرم blue rubber-bleb nevus یا سندرم Maffucci . همچنین سینوس های اطراف جمجمه( ارتباط بین تخلیه وریدی اینتراکرانیال و اکستراکرانیال ) معمولاً با VM های کرانیوفاشیال (Craniofacial) همراه هستند. این ضایعات را می توان توسط آمبولوتراپی ( اسکلروتراپی sclerotherapy ) و یا عمل جراحی درمان کرد. انتخاب نوع درمان بسته به مورفولوژی ، اندازه و مکان مالفورماسیون دارد.

یک ونوگرام اولیه به منظور بررسی سیستم وریدی عمقی و تعیین احتمال وجود ارتباط بین VM و وریدهای اندام انجام می شود. مخصوصاً یک ونوگرام برروی VMهای اندام انجام می شود ( شکل 5 ). محل ضایعه با استفاده از سونوگرافی به طور لوکالیزه مشخص می شود، و بزرگترین قسمت سیستمیک نمایان شده انتخاب می شود. سپس تحت گاید سونوگرافی یک آنژیوکت کوچک ( معمولاً gauge 22-20 ) وارد آن می گردد. ضایعه تحت گاید فلوروسکوپی و با انجام آنژیوگرافی DSA و تزریق ماده حاجب بررسی می شود ( شکل 6 ). پس از آن ، اسکلروتراپی با استفاده از اتانول ( الکل مطلق ) یا sodium tetradecyl مخلوط شده با ماده حاجب ( Ethiodol یا ماده حاجب ید دار ) تحت هدایت فلوروسکوپی انجام می شود ( شکل 7 ). در صورتی که ورید های تخلیه کننده نمایان شدند ( همانگونه که معمولاً هستند ) از کمپرس دستی یا tourniquet بایستی استفاده شود تا شستشوی (washout) مواد اسکلروزانت (sclerosant) را از مالفورماسیون کاهش دهد. اگر وریدهای تخلیه کننده بزرگ نمایان شدند، این وریدها را می توان قبل از انجام اسکلروتراپی توسط کویلها از طریق پوست آمبولیزه نمود. برای درمان VMهای بزرگ سر و گردن، گرفتاری راه هوایی می تواند جزء رقابتی شرایط از لحاظ درمان بیمار باشد. چون الکل و sodium tetradecyl پس از اسکلروتراپی باعث ادم قابل توجهی می شوند، آزاد بودن راه هوایی بایستی در حین و بعد از آزمون اسکلروتراپی به دقت تحت نظر باشد.در بیماران با VMهای سر و گردن بزرگ که نیاز به عمل جراحی و برداشتن توده دارند، انجام اسکلروتراپی پیش از عمل جراحی با NBCA ( چسب ) امکان پذیر است چون NBCA هیچ ادم بارزی را ایجاد نمی نماید ( شکل 8 ).

دو مشکل معمول همراه با اسکلروتراپی، شامل نکروز پوستی ( تاول زدن Blisters ) و یا آسیب عصب یا پارالزی می باشند. آسیب عصب یا پارالیزی می تواند حاصل اثر سمی مستقیم ماده اسکلروزانت  و یا فشار بر روی عصب توسط ادم compartmental موضعی  بافت باشد  (compartment syndrome ). علاوه بر آن، هموگلوبولینوریا (hemoglobulinuria) از عوارض نسبتاً شایع آن است که توسط هیدراسیون تهاجمی (aggressive) و آلکالینیزاسیون (alkalinization) درمان می شود. اگر چه مولف ترجیح می دهد که از اتانول به خاطر اثر اسکلروزانت بسیار قدرتمند آن استفاده نماید.

هر وقت که در حین ارزیابی قبل از آزمون بیمار، عوارض قابل پیش بینی باشد، sodium tetradecyl یا معادل آن به عنوان ماده اسکلروزانت استفاده می شود.غیر معمول ترین اما خطرناک ترین عارضه، سمیت (toxicity) قلبی حاصل از اثر سیستمیک الکل مطلق است.

Lymphatic malformation

LMها به گروههای میکروسیستیک، ماکروسیستیک و مخلوط تقسیم بندی می شوند. شکل مخلوط آنومالی شاید شایعترین شکل LM باشد. کیست های لنفاتیک شامل مایع لنفی هستند. وقتی که توده منفرد سیستیک ( در گذشته به آنهایی که در گردن پیدا می شد  cystic hygroma گفته می شد) یا توده مخلوط شامل ماکروسیست های کمی بود، تشخیص داده می شد، جراحی به عنوان موثرترین درمان مطرح می شد. اما برخی ضایعات به طور شگفت انگیزی به اسکلروتراپی پاسخ خوبی می دادند، بدون هیچ عارضه ای پس از یک یا چندین جلسه اسکلروتراپی.

هنگامی که شکل مخلوط LM وجود دارد، بهترین روش درمانی اسکلروتراپی برای توده های سیستیک و بدنبال آن جراحی است. LM میکروسیستیک یا جزء میکروسیستیک شکل مخلوط، در مطالعات رادیولوژیک ( شامل MRI ) فضای سیستیک را شامل نمی شود. آن الگوی(pattern) ویژه آشکار شده با کنتراست از حلقه ها و قوس ها را نشان می دهد. آنتی بیوتیکها (doxycycline)، اتانول ،sodium tetraclecyl و اخیراً 432-ok ( مشتقی از گروه A streptococci ) مواد اسکلروزانتی هستند که بیشتر از همه استفاده می شوند. برای بیماران بزرگتر از 8 سال doxycycline عمومی ترین ماده اسکلروزانت مورد استفاده است. اگر بیمار کمتر از 8 سال سن داشت، مواد انتخابی  الکل، sodium tetradecyl یا 432- ok می باشند. مقدار الکل استفاده شده وابسته به وزن بیمار می باشد، که یک فاکتور محدود کننده در بیشتر آزمونهایی است که در آنها الکل به کاربرده می شود.

در حال حاضر، 432- ok توسط FDA تائید نشده است. روش انجام اینترونشن درمانی برای LM ها همانند تکنیک اسکلروتراپی استفاده شده برای VM ها است. اما معمولاً انجام ونوگرام اولیه غیر ضروری است.

خونریزی ( Hemorrhage )

چندین نوع از خونریزی های با آمبولیزاسیون قابل درمان می باشند.نمونه های آن عبارتند از هموپتیزیز( hemoptysis)، epistaxis و خونریزی لوله گوارشی ، post partumpelvic، post traumatic و iatrogenic ( به عنوان مثال، پس از بیوپسی (post biopsy) یا قراردادن تیوب لنفروستومی ).

خونریزی GI

دلایل اصلی خونریزی لوله گوارشی شامل بیماری های زخمی، gastraitis، Mallory-weiss tears ، و واریس ها می باشد. شایع ترین دلایل خونریزی قسمت تحتانی لوله گوارشی آنژیودیسپلازیا (angiodysplasia)، diverticulosis ، و خونریزی بعد از بیوپسی اندوسکوپیک است. اگر محل خونریزی در آنژیوگرام، شریانی تشخیص داده شود ( شکل 10-9 ) بیمار با استفاده از تزریق داخل شریانی vasopressin ( pitressin ) یا آمبولیزاسیون شریان مزانتریک خونریزی کننده ، درمان می شود. آمبولیزاسیون معمولاً اولین مرحله در درمان بیماران با خونریزی لوله گوارشی فوقانی است و به عنوان دومین درمان در بیماران با خونریزی لوله گوارشی تحتانی مطرح می باشد ( معمولاً در صورتی که درمان vasopressin جوابگو نباشد استفاده می شود ).

آمبولیزاسیون در قوسهای (arcades) پروگزیمال نسبت به vasa recta خونریزی کننده پیشنهاد می شود تا ریسک نکروز روده را به حداقل برساند . عمومی ترین ماده امبولیزه کننده مورد استفاده کویلها ( ماکروکویلها یا میکروکویلها ) و تکه های ژل فوم هستند.

آمبولیزاسیون توسط کویل به ویژه اگر خونریزی توسط ابنرمالیهای عروقی موضعی (focal) مثل آنوریسم کاذب ایجاد شوند، کمک کننده می باشد. همچنین برخی از رادیولوژیستها از PVA استفاده می نمایند، با اینکه باید از به کاربردن PVA و ذرات دیگر به خاطر ریسک ( خطر ) انفارکشن روده اجتناب نمود. بعد از آمبولیزاسیون ، آنژیوگرافی کنترل انجام می شود تا مشخص شود که آیا خونریزی ( اکستراوازیشن ماده حاجب ) از طریق collateral ها ادامه دارد یا خیر. مزیت اصلی آمبولوتراپی ، توقف سریع خونریزی بدون کاتتریزاسیون طولانی مدت می باشد ( بر خلاف درمان توسط تزریق vasopressin ).

خونریزی لگن  (pelvic hemorrhage)

خونریزی سخت (intractable) لگن، چه بدنبال تروما یا وضع حمل (postpartum) ، با روش اینترونشنال مشابهی درمان می شوند. استفاده از روش جراحی به منظور کنترل خونریزی فعال در ترومای حاد چندان طرفدار ندارد. انجام آزمون آنژیوگرافی دقیق و تزریق سوپرسلکتیو در شاخه های شریان ایلیاک داخلی الزامی است. آمبولیزاسیون با استفاده از لخته خونی مشتق شده از خود، ژل فوم، ذرات PVA ، Cyanoacrylate ( چسب )، کویلها، یا بالونهایdetachable قابل انجام می باشد. در سطوح مویرگی ، آمبولیزاسیون با استفاده از ذرات کوچک یا پودر ژل فوم کنترواندیکاسیون دارد ( به خاطر حذف جریان collateral ، که منتج به نکروز وسیع بافت می شود ).

رابطه خاص آناتومیکی بین محل شکستگی و عروق تحت تاثیر قرار گرفته، اغلب اجازه آمبولیزاسیون شاخه ها را می د هد ( به طور مکرر شریان ابتراتور (obturator ) ) حتی وقتی که هیچ محل خونریزی واضحی آشکار نشده است. در بیماران با خونریزی intractable پس از زایمان،که هیچ محل خونریزی در آنژیوگرام های آن نمایان نمی شود، آمبولیزاسیون محدود شاخه های بخش قدامی شریان ایلیاک داخلی( مخصوصاً شریان uterine ) معمولاً توسط مواد آمبولیزه کننده موقتی ( هر یک از لخته خونی مشتق از خود یا ژل فوم ) انجام می شود. به ویژه، از آمبولیزاسیون شاخه gluteal تحتانی بخش قدامی توسط مایع یا ذره بایستی اجتناب شود تا احتمال آسیب عصب سیاتیک به حداقل برسد ( این شاخه وظیفه خونرسانی ماهیچه های ران و باسن و عصب سیاتیک را بر عهده دارد.) علاوه بر آن، بایستی از آمبولیزاسیون قسمت خلفی شریان ایلیاک داخلی به خاطر خطر نکروز gluteal اجتناب نمود.

Hemoptysis

هموپتیزیز هنگامی مشکل ساز جلوه می نماید که حداقل ml 300 خون در کمتر از 24 ساعت از دست برود و در این حالت ممکن است زندگی بیمار را تهدید نماید. دلایل عمومی هموپتیزیز زیاد، فیبروزکیستیک ، برونشکتازی، توبرکولوزیز و آسپرگیلوزیز (aspergillosis) می باشد. بدخیمی به ندرت سبب آن می شود. جراحی معمولاً به خاطر بیماری وخیم پولمونری امکان پذیر نمی باشد؛ بنابراین آمبولیزاسیون شریانهای برونشیال خونریزی کننده می تواند جان بیمار را نجات دهد.

شریانهای برونشیال متغیر می باشند. آنها معمولاً از آئورت توراسیک نزولی بین مهره های توراسیک T4 و T7 منشعب می شوند. شریان برونشیال راست در بیشتر بیماران ( %90 > ) از تنه intercostobronchial جدا می شود. شریان برونشیال چپ معمولاً به طور مستقیم از آئورت جدا می شود و در بیشتر بیماران چند عدد می باشد. گهگاهی شریانهای برونشیال راست و چپ از تنه مشترکی جدا می شوند.

با اینکه برخی از شریانهای برونشیال به طناب نخاعی نیز خونرسانی می کنند، اما مهمترین این شاخه ها، شریان Adamkiewicz است. این شریان معمولاً از شریان اینترکوستال (intercostals) یا لومبار در سمت چپ جدا می شود. شاخه های دیگر نخاعی از شریان intercostobronchial راست، شریانهای تیروسرویکال، یا کوستوسرویکال (costocervical) ممکن است منشأ گرفته باشند.

یک آنژیوگرام اولیه از توراسیک بایستی تهیه شود که معمولاً شریانهای ابنرمال برونشیال را نشان می دهد. آئورتوگرام تهیه شده آناتومی برونشیال را نشان می دهد.

به خاطر منابع بالقوه collateral ها، آرتریوگرام ساب کلاوین نیز انجام می شود، مخصوصاً اگر محدوده فوقانی ریه درگیر شده باشد. سپس، شریانهای برونشیال کاتتریزه می شوند و با تزریق سلکتیو بررسی می گردند.

شایع ترین نمای شریانهای برونشیال غیر نرمال ( منبع خونریزی کننده )، قطر افزایش پیدا کرده شریان برونشیال همراه با مقداری هایپرواسکولاریتی در محدوده ریه می باشد ( شکل 11). اکستراوازیشن ماده حاجب، تخلیه (shunt) از شریانهای برونشیال به پولمونری ، یا تغییرات آنوریسمال در شریان برونشیال درگیر ندرتاً دیده می شوند.

آمبولوتراپی معمولاً توسط ذرات ( PVA یا امبوسفرها ) و ژل فوم انجام می شود. وقتی که تصمیم به استفاده از ذرات گرفته می شود، بایستی از ذرات با اندازه های متناسب استفاده شود. معمولاً از اندازه های μm 710-500 برای PVA و μm 800-500 برای امبوسفرها استفاده می شود. استفاده از کویلها بی مورد می باشد و الکل مطلق یا Cyanoacrylate مدتی است که برای آمبولیزاسیون شریان برونشیال به خاطر خطر نکروز بافتی ( برونشیال و یا اسفاژیال ) استفاده نمی شود.

بایستی آمبولیزاسیون را تا جایی که امکان دارد بطور سلکتیوتر انجام داد ( در صورت لزوم با استفاده از میکروکاتتر و تکنیک coaxial ) تا نکروز بافتی و آمبولیزاسیون غیر هدفمند را به حداقل رساند ( مثلاً شریان spinal)، بایستی بسیار مراقب بود و با تزریق آهسته ماده آمبولیزه کننده تحت هدایت اسکوپی از رفلاکس آن در حین تزریق جلوگیری نمود. معمولاً از pledgets / torpedoes ژل فوم پس از آمبولیزاسیون با ذرات استفاده می شود تا قسمت پروگزیمال شریان ابنرمال مسدود شود.

Epistaxis

Intractable Epistaxis نوعی خونریزی از بینی است که به درمانconservative

  (blood transfusion, nasal packing, nasal spraying of vasoconstrictors )جوابگو نیست .

 Etiologyها شامل فشار خون بالای غیر قابل کنترل با یا بدون ابنرمالیتی موکوسال سوپرفیشیال  (superficial mucosal ) می باشد ( مثل سندرم osler weber Rendu  ) .

 Epistaxisتوسط ابزارهای جراحی(مثل سوزاندنcautery،بستن عروق(vascularligation یا آمبولوتراپی اندوواسکولار قابل درمان می باشد. آرتریوگرامهایی از کاروتید داخلی تهیه می شود تا از عدم وجود آنوریسم اطمینان حاصل شود. سپس شریان کاروتید خارجی کاتتریزه شده و در ابتدا آنژیوگرافی کنترل انجام می شود تا آناتومی عروقی نشان داده شود و از نظر حضور collatoral های خونرسان به گردش خون اینتراکرانیال بررسی می شود.

در حین کاتتریزاسیون شریان کاروتید خارجی و شاخه های آن وازواسپاسم یک مشکل عمومی است. از نیترو گلیسیرین می توان به منظور درمان این مشکل استفاده کرد. شاخه هدف معمولاً بخش pterygopalatine شریان ماکزیلاری داخلی می باشد، که نسبت به مبدا شریانهای مننژیال و تمپورال در دیستال قرار دارد. با استفاده از میکروکاتتر، قسمت pterygopalatine کاتتریزه شده و با استفاده از ذرات آمبولیزه می شود ( بیشتر از PVA استفاده می شود). اگر دلیل خونریزی وجود نئوپلاستیک نبود، آمبولوتراپی با استفاده از ذرات با اندازه μm 500-250 انجام می شود. در صورتیکه یک شی نئوپلاستیک سبب آن بود، بستر مویرگی نیز نیاز است که آمبولیزه شود. این آمبولیزاسیون با استفاده از ذرات کوچکتر (μm 250-150 ) قابل انجام می باشد.

در صورتی که آزمون توسط پزشک ورزیده انجام شود بی خطر می باشد، با این حال عوارض احتمالی ممکن است اتفاق بیفتد. این موارد شامل ایسکمی، درد ، آسیب عصب کرانیال، کوری (blindness)و سکته می باشد.

Posttraumatic hemorrhage

خونریزی بدنبال تروما می تواند بدنبال آسیب blunt یا نافذ به عروق باشد، به طور معمول شریانها در اندامها پس از آسیب های نافذ یا همراه شکستگی ها یا شریانهای ارگانها ( مثل شریانهای رنال بعد از ترومای blunt ). در برخی از بیماران پس از انجام آزمون ارتوپدی مثل جایگزینی تمام هیپ (total hip replacement) ایجاد می شود. خونریزی غیر قابل کنترل لگن مربوط به شکستگی لگن، اندیکاسیون عمومی برای انجام آمبولوتراپی است.

انجام آزمون آنژیوگرافی ، نه فقط به منظور کمک به انتخاب آزمون آمبولیزاسیون متناسب بعدی، بلکه همچنین در طرح ریزی برای جراحی های ممکنه، الزامی است.

در شاخه های شریانی اندامهایی که مسئول خونریزی هستند، آمبولیزاسیون توسط کویل مناسب می باشد، چون باعث انسداد دائمی و سریع عروق می شود. عروق خونریزی کننده را باید از هر دو سر دیستال و پروگزیمال محل آسیب شریان آمبولیزه نمود. باید از آمبولیزاسیون شریانهایی که حیات عضو را به مخاطره می اندازد، اجتناب نمود. در مورد خونریزی لگن پس از ترومای لگن یا خونریزی post partum، نحوۀ دسترسی آنژیوگرافیک و تکنیک آمبولیزاسیون در بخش خونریزی لگن  توضیح داده شده است. خونریزی یا تشکیل AVF بدنبال بیوپسی ارگان ( مخصوصاً بیوپسی رنال ) ، یا خونریزی تروماتیک Iatrogenic، عوارض عمومی هستند. ( یعنی iatrogenic traumatic hemorrhage ) که با آمبولیزاسیون قابل درمان می باشند.

سودوآنوریسم (pseudo aneurysm)

سودوآنوریسم ها بدنبال تروما یا عفونت ایجاد می شوند و عبارتست از نشت خون بداخل فضای پری واسکولار محدود شده در محل گسست دیواره عروق. جایگزین مناسب برای ترمیم جراحی آن آمبولوتراپی ترانس لومینال و یا از طریق پوستی می باشد. آمبولوتراپی درمان انتخابی است. به ویژه هنگامی که سودو آنوریسم ها غیر قابل دسترس می باشند و یا وقتی که بیمار به خاطر عفونت (sepsis) یا شرایط دیگر پزشکی نمی تواند کاندید جراحی باشد.

مواد آمبولیزه کننده مورد استفاده برای سودوآنوریسم ها شامل کویلها، بالونهای detachable، ترومبین، ژل فوم و NBCA می باشد. در سودوآنوریسم های با گردن بزرگ، جایگزینی استنت در ترکیب با آمبولیزاسیون کویل شرح داده شده است. در صورتیکه عروق درگیر را نتوان کاتتریزه کرد، یا اگر سودوآنوریسم به سطح پوست نزدیک باشد ( به طور معمول، سودوآنوریسم درکشاله ران بدنبال کاتتریزاسیون قلب )، سودوآنوریسم به طور مستقیم توسط سوزن نازک ( مثل gauge 22 ) پانکچر می شود و ترومبین تزریق می شود. هنگامی که شریان درگیر توسط کویل ها آمبولیزه می شود، همچنین شریان بایستی از محل دیستال نسبت به منشأ سودوآنوریسم آمبولیزه شود. به طوریکه collateralها آنوریسم را پر نکنند.

وضعیت های دیگری که توسط آمبولیزاسیون درمان می شوند.

تومورهای بدخیم

اندیکاسیونهای آمبولوتراپی در موارد نئوپلاستیک شامل آمبولیزاسیون قبل از عمل جراحی و آمبولیزاسیونهای تسکینی می باشد، که علائم ها را کاهش می دهد، انتشار بیشتر را کاهش می دهد، و پاسخ به روشهای درمانی دیگر را افزایش می دهد ( مثل رادیوتراپی ). آمبولوتراپی را می توان در انواع زیادی از تومورهای بدخیم به کار برد. بدخیمی رنال شایع ترین نوع تومور در مان شده با آمبولوتراپی است. مخصوصاً تومورهای توسعه یافته به داخل hilum و یا ساختارهای مجاور دیگر که خارج کردن آنها توسط عمل جراحی مشکل می باشد، با استفاده از آمبولوتراپی درمان می شوند. در این بیماران آمبولیزاسیون تومور قبل از عمل جراحی، توده را کوچک می نماید و از دست دادن خون در حین عمل جراحی را به حداقل می رساند.

تومورهای غیر قابل برداشتن، توسط آمبولوتراپی قابل عمل کردن می شوند. اگر تومور در مرحله آخر (endstage) قرار دارد ( درمرحله انتشار متاستاز disseminated metastatic deposite ) از این تکنیک به منظور تسکین استفاده می شود تا درد وهماچوری را کنترل نماید. بدخیمی های گزارش شده دیگری که در آنها آمبولوتراپی کاربرد دارد، شامل بدخیمی های لگن و تومورهای استخوانی است. خونریزی حاصل از بدخیمی یا رادیوتراپی ( مثلاً بعلت radiation cystitis ) با استفاده از آمبولوتراپی قابل کنترل است.

فیبروئیدهای رحمی

لیومیوماتای رحمی یا فیبروئیدها به طور معمول در دهه سوم و چهارم زندگی در زنان یافت می شود. فیبروئیدهای علامت دار توسط دارو ، جراحی ، یا روشهای اینترونشن قابل درمان می باشد. درمان دارویی شامل استفاده از چندین دارو می باشد، مثل داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی (NSAIDs) ، قرصهای کنترل بارداری، gonadotropin – releasing hormone analogs (LUPRON) و آنتی پروژسترونها ( 486 – RU ) . درمان جراحی فیبروئیدها شامل هیسترکتومی یا مایومکتومی می باشد که هردو اینها نیاز به بستری شدن در بیمارستان و بیهوشی عمومی دارند. مایومکتومی درمان موضعی است و میزان عود بالایی دارد.

آمبولوتراپی ترانس کاتتر جایگزین درمانی شناخته شده خوبی برای جراحی می باشد که با میزان رضایت بالای بیماران و نتایج درمانی مثبت همراه می باشد. ذرات ( PVA یا میکروسفرها) مواد آمبولیزه کننده ای هستند که اغلب در بیماران با فیبروئیدهای رحمی استفاده می شوند. به طور معمول از ذرات به اندازه های μm 500-355 و  μm 710-500 استفاده می شود. آمبولیزاسیون معمولاً با انجام آزمون آنژیوگرافی مقدماتی از شریانهای ایلیاک داخلی شروع می شود و پس از آن شریانهای رحمی کاتتریزه شده و ذرات تحت هدایت فلوروسکوپی تزریق می شوند ( شکل 13 و 12 ).

پس از آزمون، وجود مقداری درد، تب و حالت تهوع عادی می باشد ( سندرم پس از آمبولیزاسیون)، اما اینها معمولاً قابل تحمل می باشند و به راحتی قابل کنترل می باشند. عوارض این آزمون نادر می باشد. اما عفونت، خطری پس از این آزمون می باشد. دو عارضه بسیار مهم آمنوری و fibroid slough retention می باشد، آمبولوتراپی ممکن است یائسگی را در بیماران در سن قاعدگی که تخمدانهایشان وابسته به همکاری جریان شریانی رحمی می باشد، تسریع و یا آغاز نماید.

کمو آمبولیزاسیون (chemoemboliaztion)

به طور معمول کموآمبولیزاسیون در بدخیمی های هپاتیک انجام می شود.این روش در مورد بیمارانی با تومورهای کبدی غیر قابل برداشت، مخصوصاً hepatocellular carcinoma و بیماری متاستاتیک کلیه کاربرد دارد. به منظور انجام کموآمبولیزاسیون یا کمو اینفیوژن (chemoinfusion) ، ورید پورتال باز با جریان hepatopetal به طور معمول مورد نیاز است. به منظور انجام بی خطر آزمون کموآمبولیزاسیون یا کمو اینفیوژن ، باید سطح بیلی روبین کمتر از 3mg/dl باشد.

هیدراسیون شدید داخل وریدی حداقل 24 ساعت قبل از آزمون نیاز می باشد. در ابتدا معمولاً آرتریوگرام مزانتریک فوقانی به منظور بررسی جا به جائی شریان هپاتیک(که از SMA جدا می شود)وPatency ورید پورت تهیه می شود.سپس تنه سلیاک و پس از آن شریان هپاتیک مشترک کاتتریزه می شوند و بررسی می گردند تا شریان های هپاتیک جابه جا شده را پیدا کنند و آناتومی عروق را به طور کلی بررسی نمایند (شکل14).شریان هپاتیک لوبار درگیر شده یا به طور معمولتر اولین یا دومین شاخه های این شریان متعاقب با استفاده از میکروکاتتر کاتتریزه می شود مثل (turbo tracher; Boston scientific, Quincy,mass) و سپس تحت هدایت فلوروسکوپی مواد کمواینفیوژن تزریق می گردند. نوک کاتتر بایستی درموقعیت دیستال نسبت به شریانهای سیستیک وگاستردئودنال قرار گیرد. عمومی ترین مخلوط کمواینفیوژن مورد استفاده شامل( 10 ml iopamidol( lsovue ، 20 ml of Ethiodol، 60 mg of doxorubicin می باشد ( شکل 15 ). بدنبال کمواینفیوژن معمولاً آمبولیزاسیون توسط مایع غلیظی از پودر اسفنجی ژلاتین ( ژل فوم ) انجام می شود.

پس از درمان کمواینفیوژن یا کموآمبولیزاسیون، به منظور کاهش درد لیدوکائین به صورت داخل شریانی (IA)تزریق می شود. قبل از اینکه درمان کمواینفیوژن یا کموآمبولیزاسیون شروع شود،نوک کاتتر بایستی پس از شریانهای گاسترودئودنال و سیستیک قرار داده شود.

واریکوسل (varicocele)

واریکوسل عمومی ترین دلیل ناباروری مردان می باشد و با وریدهای گشاد شده غیر نرمال در pampiniform plexus مشخص می شود. واریکوسل های اولیه بدنبال جریان رتروگرید وریدی در ورید اسپرماتیک ( بدلیل دریچه های نا کارآمد ) ایجاد می گردد، در صورتی که واریکوسل های ثانویه بدلیل وجود توده های شکمی ( انسداد out flow وریدی ) ایجاد می شود. بیشتر واریکوسل ها در سمت چپ قرار دارند، چون ورید اسپرماتیک چپ به ورید رنال چپ تخلیه می گردد، در صورتیکه ورید اسپرماتیک راست مستقیماًبه IVC تخلیه می گردد (اختلاف های فشار در آناتومی). واریکوسل های راست، به ویژه در نوع یکطرفه، بایستی با تصویربرداری بیشتری بررسی گردند تا وجود توده شکمی یا به احتمال کمتر، ابنرمالیتی های محلی (Situs abnormalities) را بررسی نمایند. بیمارانی که درگیر واریکوسل هستند، ممکن است دچار درد سنگین در اسکروتوم یا کشاله ران باشند که بدنبال فعالیت فیزیکی یا  ایستادن به مدت طولانی بدتر شود یا واریکوسل ها ممکن است در طی بررسی ناباروری ایجاد شود. گذشته از این جمعیت ، بیماران جوان بدون علائم می توانند درمان شوندتا ریسک آتروفی در حال توسعه بیضه را از بین ببرد. پس از آمبولوتراپی واصلاح واریکوسل بهبودی در باروری انتظار می رود. اگر چه هر دو روش تصحیح جراحی و آمبولیزاسیون دردرمان واریکوسلها موثر هستند، آمبولیزاسیون ورید از طریق پوستی به خاطرمیزان عوارضmorbidity پائین تر آن در ابتدا مناسب تر است. برای دسترسی به آن می توان هم از طریق ورید ژوگولار و هم ورید فمورال اقدام نمود.با قرار دادن کاتتر در داخل ورید رنال ، ونوگرام رنال تهیه شده تا ساختار وریدی بررسی گردد. کاتتریزه کردن ورید اسپرماتیک چپ به خاطر اسپاسم های وریدی یا گوناگونی های آناتومیکی ( %19-5 ) مثل اندازه کوچک ورید یا دریچه های سالم، با مشکل همراه می باشد. کاتتریزه کردن ورید اسپرماتیک راست به خاطر زاویه تند آن نسبت به IVC و به خاطر تنوع در منشأ آن ( معمولاً بلافاصله در قسمت قدامی و تحتانی مجرای ورید رنال راست) در ابتدا امکان دارد مشکل باشد. پس از قرارگیری کاتتر در ورید اسپرماتیک فوقانی،تزریق در حینی که بیمار مانور والسالوا را انجام می دهد صورت می گیرد. ورید بایستی در کل مسیر ،به سمت پائین تا حلقه اینگوینال(Inguinal ring) حاجب شود تا اطمینان حاصل شود که collateral ها واریکوسل را در قسمت دیستال ایجاد نمی کنند. اگر مسیر جریان antegrade نبود و اگر ماده حاجب ورید را در پائین حلقه اینگوینال پر نمود، وجود واریکوسل توسط آنژیوگرافی تایید می شود ( شکل 16).

تائید شرایط توسط انجام آنژیوگرافی اولیه قبل از انجام آمبولوتراپی مهم می باشد. نتایج مثبت اشتباه ممکن است اتفاق بیفتد اگر کاتتر wedged شود یا اگر ماده حاجب با نیروی بسیار زیادی تزریق شود. در حین آمبولوتراپی ، کاتتر تا سطح حلقه اینگوینال به جلو برده می شود و ورید اسپرماتیک با استفاده از مایعات و مواد مختلف ( یا ترکیبی از آنها ) آمبولیزه می شود. این مواد شامل کویلها (Gianturco or microcoils ) ، بالونهای detachable  ، مواد اسکلروزانت مثل الکل، sodium tetradecyl، ماده حاجب جوشیده، یا چسب می باشند ( شکل 17 ).

ذراتی مثل PVA یا آمبوسفرها embospheres استفاده نمی شوند چون ممکن است سبب انفارکشن بیضه شوند، یا سبب آمبولیزاسیون غیر هدفمند در ریه ها شوند. برخی از افراد ترجیح می دهند که آمبولیزاسیون توسط کویل در قسمت دیستال ( درست بالای حلقه اینگوینال ) و به دنبال آن تزریق 2 میلی لیتر sodium tetradecyl مخلوط با 5/0 میلی لیتر ماده حاجب و سرانجام با کویل کردن ورید اسپرماتیک در قسمت فوقانی تر ( معمولاً در سانتی متری2 منشأ آن ) انجام دهند.

ارتباط بین ورید اسپرماتیک و وریدهای دیگر هیچیک کنترااندیکاسیونی برای آمبولوتراپی تشکیل نمی دهند به نظر نمی رسد که نتایج را تحت تاثیر قرار دهد.

قطع عضو (Organ ablation)

از آمبولیزاسیون اسپلنیک splenic ممکن است به منظور درمان قبل از جراحی یا جایگزینی برای برداشتن طحال از طریق جراحی به کاربرده شود. اندیکاسیونها شامل خونریزی بدنبال تروما، خونریزی variceal در پی هایپرتانسیون پورت یا ترومبوز ورید اسپلنیک، hypersplenism، تالاسمی ماژور، ترومبوسیتوپنی، idiopathic thrombocytopenic purpura ، بیماری Gaucher و بیماری Hodgkin می باشند. آمبولوتراپی با کاتتریزاسیون و آمبولیزاسیون سوپرسلکتیو شریان اسپلنیک با استفاده از ذرات آمبولیزه کننده انجام می شود در صورتیکه نوک کاتتر بعد از شریان پانکراتیک کاودال (caudal pancreatic (قرار داده شود. تحت هدایت فلوروسکوپی کنترل ناحیه اسپلنیک لازم می باشد تا انفارکشن کلی را تقریباً در حدود 60% طحال محدود نماید.

آمبولیزاسیون رنال جایگزینی برای خارج کردن کلیه توسط عمل جراحی می باشد و اندیکاسیون های آن شامل بیماری کلیوی مرحله آخر (end stage renal disease) یا هایپرتانسیون رنوواسکولار که به نفروکتومی یکطرفه یا دوطرفه نیاز دارد و پیوند کلیه با کلیه های اصلی در محل خود (native kidney in situ )می باشد. آزمون نیازمند کاتتریزاسیون سلکتیو شریان رنال همراه با پیشرفت بیشتر کاتتر است به طوریکه کاتتر wedged شده یا با استفاده از کاتتر بالون انسدادی احتمال برگشت مواد آمبولیزه کننده به داخل آئورت را به حداقل برساند. مواد آمبولیزه کننده ترجیحی، ذرات ( مثل PVA ) و یا مواد مایع مثل اتانول یا NBCA می باشند. سندرم Postinfarction نسبتاً شایع می باشد و درد،مشخصه آن می باشد که می توان توسط narcotic ها آن را کنترل نمود. این درد معمولاً ظرف 72-48 ساعت از بین می رود.

شکل 1: در آنژیوگرام DSA یک AVM کوچک در نمای لترال پا نشان داده شده است. یک feeder  کوچک دیده می شود که از شریان تیبیال خلفی (PTA) کاملاً باز به وجود آمده است. ورید تخلیه کننده به طور واضح نشان داده شده است. نمایان شدن تاخیری شریان dorsalis pedis ( در شکل دیده نمی شود ) در پی بیماری قسمت پروگزیمال شریان تیبیال قدامی می باشد. این AVM های کوچک گهگاهی در حین آرتریوگرافی در اندامهای بیماران مسن پدیدار می شوند. اگر ضایعه مشابهی در کودکی مشاهده شود، یافته بارزتری خواهد بود و در صورت امکان نیاز به درمان دارد.

 

شکل 2 :AVM در پا. این تصویر مثالی از شکل توسعه یافته AVM می باشد. در بیشتر بیماران، ضایعات احتیاج به درمانهای تهاجمی توسط عمل جراحی، آمبولیزاسیون و یا هر دو دارد. Feederها از شریانهای با قطر بزرگ پا بوجود آمده اند و اتصالات شریانی ـ وریدی مشهود(nidus) دیده می شوند. بیشترشان در قسمت وسط پا متمرکز شده اند.

 

 

شکل 3: آمبولیزاسیون ترانس لومینال با استفاده از میکروکاتتر ( همان بیمار درشکل2  ).این ضایعات معمولاً احتیاج به آمبولوتراپی با استفاده از تکنیکهای آمبولیزاسیون دقیق دارد. Feeder های کوچک با استفاده از میکروکاتتر کاتتریزه شده و با مواد آمبولیزه کننده ( مثل الکل ) تحت هدایت فلوروسکوپی آمبولیزه میشوند. در این تصویر نوک میکروکاتتر در شریان بسیار کوچک تغذیه کننده پلانتار plantar قرار دارد.

شکل 4 : آرتریوگرام پس از آمبولیزاسیون ( همان بیمار در شکل 2 و 3 ). پس از آمبولیزاسیون موفق، بهبود بارزی مشاهده می شود چون بیشتر اتصالات شریانی – وریدی ناپدید شده اند.

 

شکل 5 : ونوگرام اندام تحتانی ( آنژیوگرام DSA ) در بیماری با مالفورماسیون وریدی در Calf فوقانی. وریدهای عمقی باز می باشند، اما به نظر می رسد توسط مالفورماسیون عروقی جابه جا شده اند.

 

 

شکل 6 : تزریق مستقیم ماده حاجب به داخل ضایعه عروقی در calf فوقانی ( بیمار شکل 5 ). این نوع از پرشدن ماده حاجب با یا بدون نمایان شدن وریدهای تخلیه کننده ، مشخصه مالفورماسیون عروقی است. ماده حاجب بدون نمایان شدن وریدهای تخلیه کننده از مالفورماسیون خارج می شود. بدلیل اینکه هیچ ورید تخلیه کننده ای نمایان نشده است ماده اسکلروزانت را می توان بدون خطر به داخل ضایعه تزریق نمود ( اسکلروتراپی ).

شکل 7 : مالفورماسیون عروقی بدنبال تزریق داخل ضایعه ای اسکلروزانت ( بیمار شکل 5 و 6 ). این تصویرشکل مورد انتظار از مالفورماسیون وریدی بعد از اسکلروتراپی می باشد. تجمع تکه تکه ماده حاجب در سرتاسر مالفورماسیون پراکنده شده اند.

 

شکل 8 : تصویر آگزیال CT  از قسمت فوقانی گردن بعد از آمبولیزاسیون از طریق پوستی با cyanoacrylate . بیمار دختر جوانی با مالفورماسیون عروقی توسعه یافته در سر و گردن بوده که منجر به انسداد بارز راه هوایی شده که نیاز به تراکئوستومی داشت.


 

شکل 9 : تزریق ماده حاجب در شریان گاسترودئودنال از طریق میکروکاتتر که آنوریسم saccular بسیار کوچکی را در بیماری که خونریزی upper GI دارد، نشان می دهد.

شکل 10 : پس از آمبولیزاسیون توسط کویل ها ( بیمار شکل 9 ). قسمت پروگزیمال درگیر شده شریان گاسترودئودنال با استفاده از چندین میکروکویل آمبولیزه شده است. خونریزی بیمار بلافاصله متوقف شد.

 

شکل 11 : تزریق ماده حاجب در شریان برونشیال مشترک، شریانهای برونشیال برجسته دو طرفه را، با پرعروقی های تکه تکه در میدانهای ریه نشان می دهد، به ویژه در ریه فوقانی چپ. این نما عمومی ترین نمای آنژیوگرافیک دیده شده در بیماران با هموپتزیز hemoptysis می باشد. اکستراوازیشن ماده حاجب به ندرت رویت شده است.

 

شکل 12:آنژیوگرافی شریان رحمی(قبل از آمبولیزاسیون).

 

شکل 13: آنژیوگرافی شریان رحمی(پس از آمبولیزاسیون)(بیمار در شکل 12).

شکل 14:کموآمبولیزاسیون.تزریق ماده حاجب در شریان هپاتیک مشترک.دانسیته

شکل 15:پس از کموآمبولیزاسیون در بیمار شکل 14.

 

شکل 16:تزریق ماده حاجب در ورید اسپرماتیک چپ که ورید را در پایین حلقه اینگوینال پر نموده است.

شکل 17:آمبولوتراپی با موفقیت توسط اسکلروتراپی با sodium tetradecyl و آمبولیزاسیون کویل  انجام گردید(بیمار در شکل 16).

تونیک موثر برای پاکسازی و سفید شدن پوست های تیره

سوال : پوست تیره ای دارم و احساس میکنم روز به روز کدر تر میشود آیا می توانم با مواد طبیعی آن را شفاف و روشنتر کنم؟

پاسخ : اگر برای خارج ساختن پوست از تیرگی نمی خواهید از تونیک ها و مواد آرایشی شیمیایی استفاده کنید می توانید از موادی کاملا طبیعی که شامل چند گیاه موثر است استفاده کنید .

 یک فنجان گل قاصدک
دو قاشق غذا خوری برگ خشک شده ی صدر
سی لیتر آب
دو قطره روغن عصاره گریپ فروت

همه ی این مواد را از عطاری می توانید تهیه کنید.

طرز تهیه :
آب را بجوشانید و گل قاصدک و برگ صدر را به آن اضافه کنید، بگذارید 10 دقیقه بجوشد، سپس آن را از روی حرارت بردارید و اجازه دهید سرد شود.
مایع را از صافی رد کرده و روغن را به آن اضافه کنید، محلول را در ظرفی ریخته و خوب تکان دهید تا یکدست شود.
تونیک شما آماده است.

هفته ای دو تا سه بار از این تونیک جهت پاکسازی پوستتان استفاده کنید به این ترتیب که کمی از آن را به آرامی روی تمام نقاط پوست بمالید و با حرکت دورانی ماساژ دهید و پس از ده دقیقه ابتدا صورتتان را با آب ولرم و سپس با آب سرد و خنک بشویید.
این تونیک برای پاکسازی و تمیز ساختن منافذ عمیق بسیار موثر است و تا حدودی به سفید و روشنتر شدن پوست کمک خواهد کرد.

آسيب‌پذيري اجزاي غيرسازه‌اي بيمارستان‌ها در زلزله؛ نبايد آب در دل بيمار تكان بخورد!

آيين‌نامه طراحي ساختمان ها در برابر زلزله (استاندارد 2800)، تعدادي از ساختمان ها را در رديف با اهميت خيلي زياد قرار داده است. اين ساختمان ها بايد بتوانند پس از وقوع زلزله شديد قابليت استفاده بي وقفه داشته و خدمت رساني خود را حفظ كنند. ازجمله اين ساختمان ها بيمارستان ها هستند. بايد توجه داشت اجزاي غير‌سازه‌اي (اجزا و سيستم‌هاي غيرسازه‌اي شامل مواردي است كه پس از ساخت سازه اصلي، به بيمارستان اضافه شده است)، به ويژه تاسيسات و تجهيزات بيمارستاني و وارداتي بودن اكثر آن ها هزينه بالايي را در بر مي‌گيرد؛ از اين رو لزوم توجه به سرويس دهي آن ها حائز اهميت است. بنابراين، ممكن است پس از يك زلزله ظاهر بيمارستان آسيب جدي نديده باشد؛ اما به‌دليل آسيب جدي اجزاي غيرسازه‌اي قابليت خدمت‌رساني نداشته باشد.

از آن‌جا كه آيين‌نامه‌هاي زلزله، در دنيا كمتر به ايـن موضوع پرداخته اند،  لزوم توجه به اين مساله اجـتـناب ناپذيـــر اســـت. بـــه طـــور كــلـــي اجـــزا و سـيـسـتـم‌هـاي غـيرسازه اي شامل اجزاي معماري، مكانيكي، مخابراتي، الكتريكي و تجهيزات درماني هستند. اين اجزا شامل ديوارهاي غيرباربر، پانل ها، ديــوارهــاي بــار بــي سـقــف هـاي مـعـلـق پـنـجـره هـا، تـجـهـيـــزات تــهـــويـــه مــطــبـــوع، ديـــگ هـــاي بــخـــار، آسـانـسـورهـا، ژنراتورهاي برق اضطراري، مخازن ذخيره مايعات، دستگاه هاي مخابراتي و تجهيزات و ابزار بهداشتي- درماني هستند.
مـطـــالـعــات گــذشـتــه نـشــان مــي‌دهــد؛ فـقــط 15% هزينه  ساخت بيمارستان‌ها به المان هاي سازه اي اختصاص دارد در حالي‌كه 85% كل هزينه ها متعلق بـه اجـزاي معماري، مكانيكي، الكتريكي و مخازن ذخـيـره سـازي  اسـت. هـمـچـنـيـن هـزيـنـه تـجهيزات بيمارستاني و دستگاه هاي خاص درماني مي تواند به هزينه هاي قبلي اضافه شود.
تكان‌هاي شديد سازه بيمارستان منجر به وقوع حـركـات مـخـاطـره آمـيـزتـر در اجـزاي غـير سازه‌اي خواهد شد. از اين رو خسارات ناشي از اين اجزا در هـر بـيـمـارسـتـاني امكان وقوع دارد. در ادامه دلايل توجه به اجزاي غير‌سازه‌اي بيمارستان ها نسبت به ساختمان هاي معمولي اشاره مي شود:
1-تـجـهـيـزات بـيـمـارستاني و امكانات آن ها بايد قـابـلـيـت خـدمـت رسـانـي(سـرويـس‌دهـي) بـي‌وقفه داشته باشند.
2-هـزيـنـه اجـزاي غـيـرسازه اي به قيمت كل يك بـيـمـارسـتـان، در مقايسه با ساير ساختمان ها بسيار زياد است.
3-شـبـكـــه‌هـــاي پــيــچــيـــده‌اي نــظـيــر تـجـهـيــزات الـكتريكي، مكانيكي، توانبخشي و تجهيزات گران قيمت، نقش اساسي را به‌هنگام مراقبت‌هاي ويژه ايفا مي كنند.
4-نـاتواني اجتماعي از بيماران در بيمارستان ها در پناه‌گيري و حفاظت از جان خود.
درس آمـوخـتـه شـده از زلـزلـه‌هـاي گـذشته نظير زلزله كوبه ژاپن (1995)، نشان داد كه در بسياري از بــيــمارســتان ها، ســقـــوط قــفــســـه‌هـــا، حـــركـــت دستگاه‌هاي چرخدار و غير چرخدار، به هم ريختن دفـاتـر درمـانـي و اداري و تـجـهـيـزات آزمـايشگاهي مـهار‌نشده اتفاق افتاده است. دستگاه هاي سنگين پزشكي نظير MRI، اشعه  Xو تجهيزات توموگرافي به ميزان 30 تا 100 سانتي متر جابجايي را نشان دادند. آسـيــب ديــدگــي شــديـد تـجـهـيـزات آنـژيـوگـرافـي و خسارات ثانوي به ساير تجهيزات نيز مشاهده شده بود.
‌حساسيت اجزاي غيرسازه‌اي به لحاظ رفتاري نسبت به شتاب يا تغييرمكان مي¬‌تواند بررسي شود. اجــزاي حـســاس بــه شـتــاب بــه نـيـروهـاي ايـنـرسـي حwww.medicblog.blogfa.com آسيب‌پذيري اجزاي غيرسازه‌اي بيمارستان‌ها در زلزله؛ نبايد آب در دل بيمار تكان بخورد! آيين‌نامه طراحي ساختمان ها در برابر زلزله (استاندارد 2800)، تعدادي از ساختمان ها را در رديف با اهميت خيلي زياد قرار داده است. اين ساختمان ها بايد بتوانند پس از وقوع زلزله شديد قابليت استفاده بي وقفه داشته و خدمت رساني خود را حفظ كنند. ازجمله اين ساختمان …ساس هستند و خسارت وارده بر آن ها نيز ناشي از ايـن نـيـروهـا اسـت؛ اين اجزا به تغييرشكل حساس نيستند. اين اجزا عموما شامل اجزاي غيرسازه اي مكانيكي و تجهيزات پزشكي – درماني هستند.
اجزاي حساس به تغييرشكل علاوه بر حساس بـودن بـه شـتاب،  به تغييرشكل ناشي از تغييرمكان جـانـبـي سـازه نيز حساس هستند و خسارت وارده بــر‌آن هـا نـاشـي از ايـن تـغـيـيـرشـكـل اسـت . عـمـومـا     اجــزاي غـيــرســازه اي مـعـمــاري در ايـن گـروه قـرار مي‌گيرند.
چــون تـغـيـيــرشـكــل‌هـاي ايـجـاد شـده در اجـزاي غـيـرسـازه‌اي بـا تـغـيـيـر شـكـل‌هـاي سيستم سازه‌اي مرتبط است؛ از اين رو تغييرمكان‌هاي نسبي و كلي طـبـقــات بــايـد تـعـيـيـن شـود. در يـك سـطـح لـرزه‌اي مـشـخــص، اگــر مـقــدار نـيــاز)demand( يـك عـضـو غـيـر‌سـازه‌اي (مـثلا قطعات پيش ساخته) از مقدار ظرفيت capacity() آن عضو بيشتر شود، آن عضو آسـيـــب ديـــده و بــايــد  بـهـســازي شــود. بــر اســاس تجربيات گذشته، تعدادي روش كاربردي جهت كاهش آسيب پذيري پيشنهاد مي شود:
‌حذف و دور كردن اجزاي غير سازه‌اي نظير اجزاي مهاري
‌محدوديت حركت اجزا
‌مهار كردن حركت اجزا
‌قراردادن اتصالات انعطاف پذير
‌جداسازي(Isolation)
همچنين ارزيابي آسيب پذيري اجزاي غير سازه‌اي  كه به روش تحليلي(دقيق) نيز صورت گيرد نياز به اسـتـفـــاده از دســتـــورالــعــمـــل هـــاي مــعـتـبــر اســت. آيـين نامه زلزله ايران (اســتانـــدارد2800) و دستورالعمل بهسازي(نشريه360) از آن جمله اند. تـحـلـيـل بـايـد در دوسـطـح لـرزه اي ايـمـنـي جاني و قـابـلـيـت اسـتـفاده بي وقفه انجام شده ومقادير نياز اجـزا بـا مـعـيـارهـاي پذيرش مربوطه مقايسه ‌شود.   مراحل تحليلي اجزاي غير سازه اي  به شرح زير است:
1- انتخاب سطح عملكرد و ميزان سرويس دهي
2- ليست كليه اجزاي مورد مطالعه
3- فهرست اجزاي ساختمان و محل قرارگيري آن‌ها
4- طبقه بندي ميزان خطر پذيري اجزا
5- درجه اهميت اجزا
6- تعيين درجه آسيب پذيري اجزا
7- انتخاب روش هاي تحليل اجزا
8- تحليل كمي اجزا
9- برآورد هزينه ها
10- طرح بازسازي يا بهسازي اجزا
11- شروع اجراي كاهش خطر پذيري اجزا
در ايـــن مــطـــالــعـــه اجــمـــالـــي،  لـــزوم تـــوجــه بــه رفتاراجزاي غيرسازه‌اي هنگام وقوع زلزله اشاره شـد. بـا تـوجـه بـه لـرزه‌خـيـزي بالاي شهر تهران  و وجود بيمارستان‌هاي متعدد، لزوم كنترل دقيق‌تر اجــزاي غـيــر ســازه‌اي بـيـش از سـايـر نـقـاط كـشـور احساس مي شود. از سوي ديگر مي توان علاوه بر كـاهش آسيب‌ديدگي اجزاي غير سازه‌اي، هزينه واردات تجهيزات پزشكي را كاهش داد. پيشنهاد مـي شـود از طـريـق مـراجـع مـتـخـصـص، لـزوم نـيـاز بهسازي قطعات غير سازه‌اي بررسي شود.

مطالعه ی فیزیو لوژی وآناتومی انسان با توضیحات کامل و عکس های مربوطه در گوشی شما!


آناتومی و فیزیولوژی بدن انسان از کمپانی MobileReference با استفاده از یک روش ابتکاری برای آموزش و راهنمایی سریع طراحی شده است که تحت عنوان Cheat sheet برای دانش آموزان این علم شناخته شده است!
شما می توانید از این نرم افزار در دوره ی لیسانس برای راه یابی به مدرسه ی پزشکی استفاده کنید!

قابل استفاده برای:
کسانی که به دانش آناتومی و فیزیولوژی علاقه دارند،مخصوص دانشجویان دوره ی لیسانس و فارغ التحصیلان علم پزشکی،دانشجویان پزشکی،پرستاری و دندانپزشکی.

اختصاصات:
نمودارهای تشریح و کالبد شناسی کامل
توصیف جزئیات در مورد مکانیزم فیزیولوژی
دسترسی به راهنما در هر لحظه و هر جا!
مناسب برای امتحانات
همیشه آماده برای مراجعه ی شما

سیستم گردش خون:قلب،آئورت،شریانها،مویرگها ،عروق،وریدها،سیاهرگها،شری انهای وابسته به ریه،شش ها،خون.
سیستم گوارشی:دهان،حلق،مری،معده،لوز المعده،کیسه ی صفرا،کبد،روده ی کوچک،اثنی عشر،تهی روده(ژژونوم)،روده ی دراز(دراز روده)،روده ی بزرگ،راست روده،مقعد.
سیستم غدد مترشحه داخلی:غده ی فوق کلیوی،کورپوس لونئوم(بافت زردی که از یک فولیکول پس از رها سازی تخمک رشد می نماید)،هیپوتالاموس،تخمدان ها،لوز المعده،ترشحات غدد پاراتیروئید،ترشحات متعلق به غده ی هیپوفیز،ترشحات تیروئید.
سیستم حفاظتی:سیستم دفاعی مخاط،سیستم دفاعی بافت سلولی،سیستم لنفاوی،گلبولهای سفید،پادتن ها،پادگن ها (پادزا،ماده ای که در بدن انسان بر علیه خود واکنش نشان می دهد)،MHC.
سیستم پوششی(خارجی):پوست،غدد عرق ساز،غدد چربی،موها،ناخن ها.
سیستم لنفاوی:غده ی لنف،Lymphocyte (نوعی از گلبول های سفید خون که تنها یک هسته دارد)،مجراهای لنف،مجرای سینه،سیستم حفاظتی،اسخوان بندی مغز،طحال،غده ی تیموس،لوزه ها.
سیستم عضلانی:بافت عضلانی،ماهیچه ی قلب،ماهیجه ی اسکلتی،ماهیچه ی دهان،انقباض ماهیچه.
سیستم اعصاب:رشته ی مغزی و ستون فقراتی(نرون)،مغز،نخاع،سیست م اعصاب مرکزی،سیستم اعصاب خارجی،سیستم اعصاب کالبدی،سیستم اعصاب خودکار،سیستم اعصاب سمپاتی،سیستم اعصاب پارا سمپاتی.
سیستم تناسلی:خانم ها-cervix,clitories,clitoral hood,fallopian tube,bartholin’s glands,G-spot,Hymen,زایمان،Mammary glands,Skene’s glands,Urethra,رحم،تخمدان،Vagina,Vulva, دوران قاعدگی
سیستم تناسلی:آقایان-Bulbourethral glands,Ejaculatory duct,Epididymis,Foreskin,Frenulum,Glans penis,Penis,غده ی پروستات،Sctotum,Seminal vesicles,Spermatic cord,Urethra,Vas deferens.
سیستم تنفسی:بینی،حفره ی بینی،حلق،حنجره،نای،شش ها،منطقه ی هدایتی،منطقه ی تنفسی.
سیستم استخوان بندی:ساختمان استخوان بندی انسان،جمجمه،گوش میانی،گلو،کتف،قفسه ی سینه،استخوان های مهره،بازوها،دست ها،لگن خاصره،ساق ها،پا ها.
سیستم ادراری:کلیه ها،نفرون،حالب،مثانه.

چند نکته ی قابل ذکر:
1.در نسخه ی تریال برنامه،شما تنها قادر به مشاهده ی بخش سیستم گردش خون خواهید بود!
2.نیازی نیست برای نصب نسخه ی فول،نسخه تریال را پاک کنید!

دیگر محصولات این کمپانی از قرار زیرند:
HEALTH: Acupressure Guide | First Aid Guide | Headache Remedy | Hangover Remedy – FREE

SCIENCE: Human Anatomy and Physiology | Human Nervous System | Neurophysiology | Neurochemistry | Biochemistry | Cell Biology

HISTORY: Art History Guide | American Presidents | World Religions | U.S. History | European History

RELIGION: The World English Bible (Modern Translation) | The Holy Bible (American Standard Version) | World Religions

HOBBIES AND GAMES: Cookbook | Feng Shui | Chinese Astrology | Chess Guide

این کمپانی همینطور که می بینید بیشتر به برنامه های آموزشی و کمکی می پردازه و از این لحاظ فکر کنم اول باشه!

قیمت برنامه: $34.99

اين نسخه از برنامه فول ورژن بوده و شما به طور كامل قادر به مطالعه ي تمام بخشها خواهيد بود!

برای نصب برنامه به 1.4 مگابایت حافظه ی خالی روی گوشی خود نیاز دارید!

سازگار با گوشی های زیر:
Nokia 3230
Nokia 3600
Nokia 3620
Nokia 3620-AT&T;
Nokia 3620-Cingular
Nokia 3620-TMobile
Nokia 3650
Nokia 3660
Nokia 3660-AT&T;
Nokia 3660-Cingular
Nokia 3660-TMobile
Nokia 6260
Nokia 6600
Nokia 6620
Nokia 6630
Nokia 6670
Nokia 6680
Nokia 6681
Nokia 6682
Nokia 7610
Nokia 7650
Nokia N-Gage
Nokia N-Gage QD
Nokia N-Gage-AT&T;
Nokia N-Gage-Cingular
Nokia N-Gage-TMobile
Nokia N70
Nokia N72
Nokia N90

حرف ک (قسمت 3 )

كيت دي -دايمر

D-DIMER

كيتي كه جهت تشخيص بيماري DIC استفاده ميشود.

كيت تشخيصي داروها ديگوكسين

Digoxin

كيتي كه جهت تشخيص نارسايي قلب وكاهش پاسخ دريچه قلبي بكار
ميرود.

كرايو زنان

Cryosurgical Units, Gynecologic

براي درمان ضايعات رحمي و در جراحي زنان با يك تفنگ مخصوص با
پروبهاي مخصوص كاربرد دارد

كاتر سر سوزن ساده

syringe/needle cutter

دستگاهي شامل يك تيغه فلزي ويك SAFTY BOX جهت معدوم كردن سر
سوزن هايي كه مورد استفاده قرار مي گيرد. ميگيرد.

كنسول ستون سقفي

medical gas outlet

يك كنسول كه به سقف متصل شده و دستگاههاي پزشكي همانند
مانيتور روي آن قرار مي گيرد

كيت تشخيصي ويروس سرخچه

MEASLES

كيتي جهت تشخيص بيماري سرخك

كيت سي ا 9-19

CA 19-9

كيتي جهت شناسايي آنتي ژن شاخص توموري

كيت سي ا 125

CA 125

كيتي جهت شناسايي آنتي ژن شاخص توموري

كيت سي ا 242

CA 242

كيتي جهت شناسايي آنتي ژن شاخص توموري

كيت سي ا 3-15

CA 15-3

كيتي جهت شناسايي آنتي ژن شاخص توموري

كيتهاي تشخيصي شاخص توموري ويژه سي اي ا

CEA

كيتي كه جهت تشخيص سرطان به خصوص سرطانهاي گوارش , ريه وپستان
بكار ميرود

كيت تشخيصي داروها سيكلوسپورين

Cyclosporine

اين كيت جهت بررسي سطح خوني دارو براي سركوب سيستم ايمني در
افراد گيرنده پيوند بكار مي رود

كيت فاكتور رشد شبه انسولين يك (tgf-1)

TGF

فاكتور رشد شبه انسولين باعث پيشبرد فرآيند رشد وسولفاته شدن
بافت غضروف ميشود اين كيت جهت شناسايي آن بكار ميرود

كيت فاكتور 11

factor 11

كيتي جهت اندازه گيري فاكتور ضد هموفيلي

كيت فاكتور 12

Factor 12

كيتي جهت اندازه گيري فاكتور هاگمن

كيت فاكتور 13

Factor 13

اين كيت جهت تشخيص فاكتور 13 كه يك تركيب فسفو ليپيدي از غشا
پلاكت است و در روند انعقاد نقش كليدي بازي ميكند بكار ميرود

كيت فاكتور 2

Factor ll

كيتي جهت اندازه گيري فاكتور پروترومبين

كيت فاكتور 5

factor 5

كيتي جهت اندازه گيري فاكتور پرو اكسلرين

كيت فاكتور 7

Factor 7

كيتي جهت اندازه گيري فاكتور پروكنورين

كيت فاكتور 8

factor 8

كيتي جهت اندازه گيري فاكتور آنتي هموفيليك

كيتهاي تشخيصي سرولوژي/ويروس شناسي/فاكتورهاي روماتيسمي
فاكتور روماتيسمي

RF

كيتي براي تشخيص احتمال آرتريت روماتوئيد ميباشد.

كيتهاي تشخيصي شاخص توموري بيوشيمي فريتين

Ferritin

تشخيص ميزان آهن خون

كيت تشخيصي فسفر غير ارگانيك

Inorganic phosphorus

كيتي جهت تعيين سطح فسفات كه در ارتباط با سطح كلسيم سنجيده
ميشود ورابطه عكس بين ايندو است ميزان فسفر در بسياري از
اختلالات نظير اختلالات استخواني -اختلالات كليوي ودر
هيپرپاراتيروئيدي افزايش مي يابد

كابينت دندانپزشكي

Dental cabinet

مكان نگهداري مواد، لوازم، ابزار و وسايل دندانپزشكي كه از
مجموعه كشوها و كمدها تشكيل شده است

كاپنوگراف

capnograph

دستگاهي كه ميزان دي اكسيد كربن را در يك سيكل تنفسي اندازه
گيري مي كند

كاتتر تخليه

drainage catheters

كاتترهايي كه جهت تخليه مايعات انباشته شده غير عادي بكار
گرفته ميشود.وعموما شامل يك كاتتر پلاستيكي است كه در قفسه
سينه كاشته ميشود.

كيت تشخيصي كاتكول آمين هاي ادرار

Catecholamines

كيتي جهت تشخيص تومورهاي نورو كرومافيني ترشح كننده كاتكل
آمين است

كارديوگراف

cardiographs

دستگاهي كه براي تعيين خروجي هاي قلب از يك پمپ تاكومتر
استفاده مي كند.

كيت تشخيصي آنتي بادي وضدآنتي بادي كارديوليپين آي جي ام

CARDIO LIPIN IgM

كارديوليپين از مهمترين فسفوليپيدهاست اين كيت جهت تشخيص آنتي
بادي IgM ضد كارديو ليپين بكار ميرود

كاشتنيهاي فعال

active implant

يكسري ايمپلنتهاي مخصوص كه بعد از كاشت در بدن يك عمل مكانيكي
يا الكتريكي انجام داده يا از خود انرژي ساطع مي كند

كاغذ كاربن (جراحي دندانپزشكي)

copy paper

كاغذي كاربن دار جهت تعيين سطح ميزان مواد پركننده دندان

كاف فشار سنج

Cuff

كيسه اي پلاستيكي است كه به دور عضوي بسته مي شود و باافزايش
حجم هواي دروني عضو را در بر مي گيرد و از عبور خون از رگهاي
آن عضو جلوگيري مي كند.

كابل تلفن كانالي نوع A – 2YF (L) 2Y

channel cable

مجموعه چند رشته سيم كه انتقال سيگنال را از طريق كانال( فضاي
باز و يا ساختمان ) ميسر مي نمايد.

كتف بند

Shoulder Brace

وسيله كشي براي تامين حمايت خارجي از كتف

كيت تشخيصي كراتي نين مايع آمينوتيك

Aminiotic Fluid Creatinine

كيتي جهت تشخيص كراتي نين كه منعكس كننده كامل شدن فيزيكي
جنين بوده وبا بلوغ دستگاه ريوي ارتباط دارد

كيت تشخيصي تست عملكرد كليه كراتينين

Creatinine

كيتي كه مقدار كراتينين راجهت تشخيص بيماريهاي كليوي اندازه
گيري ميكند

كشش فيزيو تراپي

tension equipment

يك چرخ

مكانيكي كه طناب ها يا نيروهاي خاص را جهت

كشش اعضاي بدن در پروسه فيزيوتراپي مورد استفاده قرار ميگيرد.

كيت تشخيصي چربي كلسترول

Cholesterol

كيتي كه جهت ارزيابي ريسك ابتلا به انسداد عروق كرونر به كار
ميرود

كيت تشخيصي خون كلسيم يونيزه

Ionized Calcium

كيتي جهت تشخيص كلسيم يونيزه كه افزايش آن در هيپر
پاراتيروئيديسم

اوليه وكاهش آن در هيپوپاراتيروئيديسم ميباشد مورد

استفاده قرار مي گيرد.

كمكهاي اوليه

براي كلينيك پرتابل (تجهيزات كمكهاي اوليه براي كلينيك
پرتابل

)

mobile clinic

يك كانكس شامل كليه ابزار و لوازم يك كلينيك كامل كه به
انتهاي ماشينهاي سواري متصل شده و در امداد رساني جمعي كاربرد
دارد

كمپرسور دندانپزشكي

compressor

فشرده ساز هوا همراه با مخزن ذخيره سازي هواي فشرده

كمك دهي بطن (تجهيزات كمك دهي بطن)

VAD

در عملهايي كه افرادي احتياج به پيوند قلب دارند از اين
دستگاه استفاده مي شود تا به بطن بيمار كند

كووت كوارتز

quartz

محفظه شفاف و مخصوص از جنس كوارتزجهت خواندن نمونه مي باشد در
دستگاه خوانشگر

كيت تشخيص هورمون عملكرد آدرنال/هيپوفيز كورتيزول

Cortisol

كيتي جهت تشخيص ميزان كورتيزول غده فوق كليوي

كيت تشخيصي گلوكز خون

glucose

كيتي جهت ارزيابي دقيق گلوكز خون كه ملاك تشخيص ديابت ميباشد

كيت تشخيصي فلزات منگنز

Mn

كيتي كه جهت اندازه گيري فلزمنگنزدر تشخيص بيماري بكار ميرود

كاشتنيهاي غير فعال تناسلي نا باروري مذكر

in fertilizatio

براي تحريكهاي مربوطه عضو تناسلي در مردان جهت ايجاد اركشن و
دسترسي به زمان انزال

كيت تشخيصي ادرار وزن مخصوص

SG

كيتي جهت تعيين وزن مخصوص كه توانايي كليه ها درتغليظ ادرار
را نشان ميدهد